رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
مهمان

درخواست منتقد برای رمان لیلی سر به هوا| aty.s کاربر انجمن نودهشتیا

پست های پیشنهاد شده

مهمان

نام کتاب: لیلی سر به هوا

نویسنده: ع. شعبان پور 

ژانر: عاشقانه، مذهبی

هدف: علاقه به نویسندگی و نشون دادن این که مذهبی ها خشک نیستند.

خلاصه: عشقی زیبا که سال ها درون سینه ی دختری ریشه بسته و قصد ترک کردن او را ندارد، عشقی که زندگی دخترک را دگرگون کرده و او را محجبه می کند. دخترک عقیده دارد باید هر کاری از دستش بر می آید برای رسیدن به عشقش انجام دهد که بعدها در کنجی خلوت با کوهی از پشیمانی تنها نماند. سنگ های زیادی در میان چرخ این عاشق گذاشته شده اما با نیروی قوی عشق، تک تک آن ها از میان برداشته خواهند شد. مردی مغرور که دل به دخترک داده اما دریغ از یک نشانه که به او بفهماند تا این قدر عذاب نکشد. تمام سختی هایش یک طرف، ماجرای عاشقی صمیمی ترین دوستش را کجای دلش بگذارد؟

ساعات پارت گذاری: نامعلوم

لینک رمان:

تعداد پارت: 40

@N.a25

ویرایش شده توسط مهمان

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
مهمان
در 1 ساعت قبل، Aty.s گفته است :

نام کتاب: لیلی سر به هوا

نویسنده: ع. شعبان پور 

ژانر: عاشقانه، مذهبی

هدف: علاقه به نویسندگی و نشون دادن این که مذهبی ها خشک نیستند.

خلاصه: عشقی زیبا که سال ها درون سینه ی دختری ریشه بسته و قصد ترک کردن او را ندارد، عشقی که زندگی دخترک را دگرگون کرده و او را محجبه می کند. دخترک عقیده دارد باید هر کاری از دستش بر می آید برای رسیدن به عشقش انجام دهد که بعدها در کنجی خلوت با کوهی از پشیمانی تنها نماند. سنگ های زیادی در میان چرخ این عاشق گذاشته شده اما با نیروی قوی عشق، تک تک آن ها از میان برداشته خواهند شد. مردی مغرور که دل به دخترک داده اما دریغ از یک نشانه که به او بفهماند تا این قدر عذاب نکشد. تمام سختی هایش یک طرف، ماجرای عاشقی صمیمی ترین دوستش را کجای دلش بگذارد؟

ساعات پارت گذاری: نامعلوم

لینک رمان:

تعداد پارت: 40

@N.a25

سلام

منتقد شما: @niloofar_ 

تا پایان بررسی تیم نقد رمان قفل خواهز بود و بعد از دریافت نقد اولیه، جهت ویرایش باز خواهد شد.

موفق باشید

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 6 دقیقه قبل، N.a25 گفته است :

سلام

منتقد شما: @niloofar_ 

تا پایان بررسی تیم نقد رمان قفل خواهز بود و بعد از دریافت نقد اولیه، جهت ویرایش باز خواهد شد.

موفق باشید

سلام. لطفا تا پایان نقد صبور باشین.:-<

تاریخ شروع: 1399/1/4

تاریخ پایان: 1399/1/7

@Aty.s

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

0gc_%D9%85%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%AF.png

نقد اولیه ی رمان "لیلی سر به هوا"

اسم رمان:

 اسم رمان نقش مهمی برای جذب خواننده داره. اولین چیزی که خواننده به چشمش می خوره و تصمیم به خوندش می کنه، اسم رمانه. اسم رمان مورد نظر باید به دور از کلیشه و تکرار باشه، بهتره از اسم کاراکتر و فیلم های سینمایی استفاده نشه و حداکثر از چهار کلمه تشکیل شده باشه. مهمترین بخش اینه که اسم رمان باید با ژانر و محتوای رمان همخونی داشته باشه. اسم رمانت بسیار زیبا بود، با محتوا و ژانر همخونی داشت و خواننده رو جذب می کرد.

خلاصه‌ی رمان:

خلاصه یعنی چکیده ای از رمان. خلاصه باید با زبان ابهام نوشته بشه. می تونه بخش مهمی از رمان رو توضیح بده، می تونه موضوع رمان رو به صورت پیچیده بیان کنه. خلاصه نه باید کوتاه باشه و نه بلند باشه. به نظر من در خلاصه، نوشتن به صورت ادبی و ایجاد سوال در ذهن خواننده بسیار عالیه. خلاصه ی رمانت محشر و اندازه‌ی خلاصه‌ات استاندارد بود، به طوری که خیلی عالی تونستی خواننده رو جذب رمان جذابت کنی.

مقدمه‌ی رمان:

مقدمه‌ی رمان رو معمولا از یک شعر یا یک متن استفاده می‌کنن. مقدمه پیشوازی برای شروع رمانه؛ یعنی متنی کاملا در ارتباط با رمان. مقدمه می تونه متنی از قسمت پنهان رمان که بهش اشاره نمی‌شه باشه یا توی متن مقدمه اسم رمان یا کاراکتر ها برده بشه. مقدمه ات عالی بود و هیچ مشکلی نداشت، بلکه به صورت خیلی زیبا توی مقدمه به موضوع رمان اشاره و خواننده رو برای فضای رمانت خیلی عالی آماده کردی.

ژانر رمان:

ژانر های صحیح عبارت اند از: عاشقانه، اجتماعی، غمگین، طنز، معمایی، علمی تخیلی، تراژدی، درام(ترکیت غمگین و عاشقانه)، پلیسی، جنایی(نبرد پلیس و خلافکار که نقش بد پیروزه)، ترسناک، مذهبی، تاریخی و ژانر هایی مثل(اکشن، هیجانی، کلکلی، ورزشی، خانوادگی و...) ژانر فیلمنامه ست و صحیح نیست.

ژانر رمان باید از نظر درست بودن ژانر و همخونی با محتوای رمان بررسی بشه. این ژانر باید به محتوای رمان بخوره. ژانر رمانت " عاشقانه، مذهبی" بود که خیلی خوب به محتوای رمان می خوند؛ ولی با توجه به جاهایی که عاطفه توی رمانت می رفت، اضافه کردن ژانر" اجتماعی" پسندیده ست.

جلد رمان:

تصویر جلد رمان باید با موضوع اصلی رمان همخونی داشته. باید ترکیب رنگ ها و کیفتش خوب باشه. جلد رمانت دختر و پسری رو کنار ساحل نشون می‌داد که کاملا زیبا و پر کیفیت بود و همچنین با محتوای رمان همخونی داشت.

شروع رمان:

توی این بخش شروع باید خواننده رو جذب کنه و تکراری نباشه. اگه تکراری باشه ممکنه خواننده وقتی پارت اول رو می خونه، فکر کنه این همون داستانیه که قبلا خونده و ادامه‌اش رو نخونه. برای زیبایی شروع رمان، می تونه یک تیکه از گذشته و یا اتفاقی مهم باشه. همچنین برای مثال در داستان های طنز ایجاد یک صحنه طنز خلاقانه و... موجب جذب خواننده می‌شه. شروع رمانت بسیار جذاب بود، هرچند نزدیک به کلیشه‌ای می‌رفت. بیدار شدن با صدای اذان و یا با صداهای دیگه رو پیشنهاد نمی‌کنم عزیزم. می‌تونی با ایجاد صحنه‌ای خلاقانه تر، رمان جذابت رو به نمایش بذاری.

سیر رمان:

سیر رمان رو باید با توجه به ایده ی رمان سنجیده بشه. نوشتن عشق توی چند پارت اول و گذشتن از روی اتفاقات مهم، قطعا نشون دهنده‌ی عجله‌ی نویسنده ست و در نهایت سیر رمان، تند می‌شه. همین‌طور برای مثال اگه توی ده پارت اول، فقط یک روز نوشته شده باشه، نوشته سیر کند داره. همچنین سیر رمان باید با ژانرها همخونی داشته باشه. سیر رمانت استاندارد بود. توی سیر رمانت ژانر ها با رمانت به خوبی همخونی داشت. خیلی توی این بخش عالی بودی و سیر رمان رو کنترل می‌کردی.

عناصر مهم رمان: اجزای اصلی تشکیل دهنده ی داستانه.

پیرنگ:

منظور از پیرنگ، نقشه، ‌نظم، الگو و شمائی از حوادثه. به بیان بهتر، حوادث و شخصیت‌ها طوری در رمان شكل می گیره كه كنجكاوی خواننده رو به دنبال میاره. خواننده حوادث داستان رو پی می‌گیره و می‌خواد علت وقوع اون‌ها رو بدونه. باید پیرنگ واضح و قابل باور باشه. باید شخصیت اصلی مساله‌ی تعریف شده ای برای حل کردن داشته باشه. باید خواننده بتونه زمان و مکان داستان رو به آسونی تشخیص بده.

ما دو نوع پیرنگ داریم: پیرنگ باز _ پیرنگ بسته.

پیرنگ باز: در رمان هایی که پیرنگ باز دارن، اغلب گره گشایی نویسنده وجود نداره و یا اگه وجود داشته باشه، زیاد به چشم نمی خوره، یعنی نویسنده تمایلی به حل کردن مسائل پیچیده نداره و جواب رو به خود خواننده می سپاره. توی پیرنگ های باز لزومی نیست که رمان به نتیجه ی بزرگی ختم بشه.

پیرنگ بسته: این نوع پیرنگ اغلب در رمان های اسرار امیز و پلیسی به کار گرفته میشه که گره گشایی و نتیجه قطعی و محتوم داره، یعنی نویسنده به دنبال نتیجه ی قطعی ای توی رمانش میره.

پیرنگ رمانت از نظر واضح و قابل باور بودن، هیچ مشکلی نداشت، بلکه روایت زیبایی رو به تصویر کشیده بود. همچنین به خوبی تونسته بودی هدفی برای شخصیت اصلی عاطفه مشخص کنی، اون هم رسیدن به عشق چند ساله‌اش مهدی بود. هرچند این‌که عاطفه تلاشی برای رسیدن به عشقش نمی‌کرد، کمی از جذابیت داستان کم می‌کرد؛ ولی با دیدار هایی که عاطفه آرزوش رو می‌کرد، این رو جبران کرد. زمان و مکان داستان رو به خیلی عالی مشخص کردی که جذابیت رمانت رو چند برابر می‌کرد.

-پیرنگ رمانت از نوع بازه و کشمش هایی که زیاد توی رمانت دیده می‌شد، کشمش های اخلاقی و عاطفی بود. اخلاقی مثل زمان هایی که عاطفه از تربیت بچه های دوره‌ی جدید و همین‌طور بعضی از آداب و رسوم توی عذاداری ناراضی بود. عاطفی مثل زمان هایی که با مهدی برخورد می‌کرد و درگیری هایی توی وجودش به وجود می‌اومد.

زاویه دید:

زاویه دید منظره ایه كه نویسنده یا راوی و یا شخصیت‌ها از طریق آن به داستان و حوادث آن نگاه می کنن. در داستان باید دید، زاویه‌ی دید اول شخصه یا سوم شخص( اگه "من" شخصیت اصلی رمان باشه، اون رو به عنوان راوی و قهرمان نشون می‌دیم و یا در غیر این صورت، اگه "من" شخصیت فرعی باشه، یعنی راوی باشه، ناظر نامیده می‌شه.) و یا دانای كل مطلق( در حکم خداییه که از گذشته، حال و آینده خبر داره و از افکار و احساسات پنهان همه‌ی شخصیت ها هم با خبره، هرگز نیازی نمی بینه که به خواننده بگه که چه طور از همچنین اطلاعاتی آگاهه.)

شکل زاویه ی دید در رمان باید بررسی بشه، همچنین به کار گیری استادانه ی زاویه ی دید در رمان و شاهد بودن خواننده در تعدد زاویه دید ها یا حاکم بودن زاویه ی دید واحد توی کل رمان.

-توی رمانت زاویه‌ی دید اول شخص و سوم شخص دیده می‌شد. اول شخص از نوع خود گویی(به طور ساده یعنی شخصیت مخاطب داره و با مفهوم صحبت می کنه).گفته شده بود و سوم شخص از نوع ناظر بود. این زاویه دید ها توی رمانت خیلی استادانه و زیبا به کار رفته و برای خواننده کاملا بامفهوم بود.

لحن:

توی این قسمت باید دید لحن رمان ادبیه یا محاوره ای. اگه هم ادبیه و هم محاوره، نویسنده باید بتونه این روند ادبی و محاوره ای رو حفظ کنه. دیالوگ ها محاوره ای بودن و منولوگ ها ادبی بودن. خیلی عالی تونستی رعایت کنی که برای خواننده خسته کننده نبود، هرچند در دیالوگ ها باید حواست باشه که فعل های ادبی آخرشون به "د" ختم می‌شه و فعل های محاوره ای آخرشون به "ن" ختم می‌شه. برای مثال: کردند ادبیه و کردن محاوره ایه.‌

فضا:

فضا توی رمان یعنی احساسی که از صحنه ناشی می‌شه. توی فضاسازی باید از اون چه توی صحنه وجود داره و می تونه احساس برانگیز باشه، استفاده کرد. مثل اشیاء و نحوه ی چینش اون ها. نور، سایه، صدا، بو و اون چه به حس لامسه مربوطه، مثل سردی، گرمی، زبری، نرمی، دما، درد، سوز، خارش و... بهتره توی فضاسازی از چندین حس استفاده کنیم. توی این قسمت باید دید که نویسنده توصیف کاملی از پس زمینه ی داستان ارائه کرده باشه. باید نویسنده اسم های خوبی برای آدم ها، مکان ها و اشیا به کار برده باشه. باید بین زمان و نظم حوادث هماهنگی وجود داشته باشه. توی رمانت از تموم این‌ها عالی استفاده کرده بودی. پس زمینه ی رمان رو عالی توصیف کردی و برای آدم ها، مکان ها و اشیا اسم خوبی به کار بردی. توی زمان و نظم حوادث هماهنگی عالی ای وجود داشت.

شخصیت:

شخصیت انسان یا شی، چیزیه كه به خواست نویسنده پا به صحنه‌ی رمان می‌ذاره و کارهای مورد نظر نویسنده رو انجام میده و شاید به خواست نویسنده از صحنه‌ی رمان بیرون بره. ما شیش نوع شخصیت داریم که به طور مختصر توضیح میدم:

شخصیت قالبی: شخصیت های کلیشه ای رو میگن که همیشه قابل پیشبینین. مثلا توی رمان اگه شخصیت، پسر مغرور باشه، ما اخلاق و رفتارش رو خیلی خوب می فهمیم و پیشبینی می کنیم. شخصیت های قالبی چیزیه که باید نویسنده ازش دوری کنه.

شخصیت های قرار دادی: یعنی خلق و خوی قدیمی دارن، مثل پدر بزرگ هایی که از حرف افراد قدیمی استفاده می کنن و نقل حرف هاشون سنته.

شخصیت های نوعی: این شخصیت ها یک قشر خاصی از جامعه رو نشون میدن. با اخلاق و رفتار و حتی طرز پوشش؛ مثلا از لباس یک دکتر و طرز بیانش، شخصیتش توصیف می‌شه یا بر اساس تیپ و لحن حرف زدن، قشر مرفه جامعه رو توی رمان جدا می‌کنن، مثل زمان های قدیم که از طرز پوشش و لحن می شد افراد اشراف زاده رو از عامه ی مردم تشخیص داد یا اگه بخوام مثال بهتری بزنم، از طرز صحبت و قانونمندی وکیل ها، کاملا شخصیتشون معلوم می‌شه.

شخصیت تمثیلی: به نوعی ما توی این رمان شخصیت رو جایگزین شخصیت دیگه می کنیم. مثلا می‌گیم زندگی این آدم، چه‌قدر شبیه سیندرلاست که به داستان سیندرلا اشاره می‌شه و یا این آدم شبیه هیولاست که این نشون از شخصیت بد و منفی می‌ده.

شخصیت نمادین: شخصیت های نمادین همیشه می خوان یک درسی به خواننده بدن و به عبارت دیگه اون رو نماد کنن. مثلا شخصیت یک دختر که برای حفظ پاکیش مبارزه می کنه و نویسنده باید جوری اون رو بنویسه که یک نماد خلق کنه. نکته ی مهمی که وجود داره، شخصیت های نمادین باید روشن فکر و واقع بین باشن.

شخصیت های همه جانبه: شخصیت هایی که دست نویس نویسنده هستن، یعنی تموم اخلاق و باور هاشون مفصل تر، تشریح و بررسی می‌شه و خصلت های فردی اون‌ها ممتاز تره.

 باید شخصیت خوب پردازش شده باشه. باید تصویر ماهرانه ای از فرهنگ، خصوصیات، یا حتی دوره ی تاریخی و موقعیت مکانی شخصیت اصلی ارائه بده. باید حس کشمکش درونی شخصیت به خوبی نشون داده باشه. توی این مورد هم عالی پیش رفتی. شخصیت ها خوب پردازش شده بودن. شخصیت عاطفه نمادین بود و شخصیت مهدی شخصیتی مجهول و همه جانبه بود.

اگه اثری بتونه پابه‌پای این پنج عناصر مهم رمان، تفاوت‌ها و برجستگی‌های خاص خودش رو هم داشته باشه، اون وقت ارزش بیشتر از یك بار خوندن رو داره. من مطمئنم که رمان جذاب تو می تونه توی این مسیر حرکت کنه.

بررسی صحنه های رمان:

اتفاق های نمایشی رمانه. زمان و مکانی رو که توی اون عمل داستانی صورت می گیره، صحنه می‌گن. این صحنه توی هر رمان متفاوته و عملکرد جداگانه ای داره. صحنه ممکنه بازتاب عمل و شخصیت های داستان باشه، مثلا آشفتگی و به هم ریختگی اتاق می تونه در راستای معرفی شخصیت باشه(شلختگی). چیزی که مورد بررسی قرار می گیره، اجزای صحنه ست:

-محل جغرافیایی داستان: حدود و نقشه ی صحنه، چشم انداز و منظره ی صحنه و...

جاهایی که عاطفه می‌رفت، خیلی عالی گفته شده بود.

-کار و پیشه ی شخصیت ها و همین طور عادت ها و راه و روش زندگیشون.

توی این مورد هم عالی بودی. برای مثال بیدارشدن هر روز عاطفه برای نماز و رفتن برای نماز جمعه، اون هم هر هفته.

-زمان یا عصر و دوره ی وقوع حادثه: مثلا فصلی در سال، روزی در ماه و...

توی این مورد هم خیلی عالی بودی.

-محیط کلی و عمومی شخصیت ها (خصوصیات خلقی، اخلاقی، فکری و روحی) مثل محیط مذهبی، اجتماعی و...

توی این مورد هم عالی بود عزیزم.

توصیفات:

 نثر خوب باید روشن باشه (استفاده از توصیف)، کوتاه باشه (ایجاز)، ساده باشه (روانی مطلب)

توی روشنی متن، در نوشته نباید کلماتی به کار برد که چند معنایی و خیلی دور از ذهن باشه. بهترین راه روشن شدن متن، استفاده از توصیف به جا و درست و دقیقه. توصیف یعنی خوب دیدن و خوب نوشتن؛ ولی نباید توصیفات اون قدر زیاد باشن که خواننده بعد خوندن جزئیات خیلی بیشتر، حالش از نوشته به هم بخوره و خسته بشه. تو خیلی عالی توی رمانت این توصیفات رو به کار بردی، هرچند کمی روی موضوعات کوچیک و غیر مهم صبر می‌کردی که چندان مشکلی نداشت عزیزم، فقط پیشنهاد می‌کنم کمش کنی. برای مثال نیازی به گفتن روز هایی که اتفاق های روزمره درش می‌افته نیست. جور دیگه ای که باید رعایت بشه، اینه که مطلب ساده و روان باشه. نویسنده نباید از کلماتی استفاده کنه که نه تنها خودش معنیش رو نمی دونه، بلکه فهموندنش هم دشوار باشه. توی این هم مشکلی نداشتی عزیزم و خیلی عالی بودی. توصیف فقط دیدن نیست. لمس کردن، بو کردن، مزه کردن، شنیدن و حتی چیزی که به اون میگن «حس ششم» هم جزو توصیفه.

1توصیفات مکان: تمام مکان هایی که کاراکتر رمان توش سیر میکنه، به صورت واضح برای خواننده قابل تصور باشه. بهترین و زیباترین توصیفت بود عزیزم و خیلی عالی مکان ها رو توصیف و قابل تصور کردی.

۲ توصیفات زمان: نوشته زمان داشته باشه و زمان ها باهم همانگ باشه. توی رمانت خیلی عالی زمان ها رو نوشتی.

۳ توصیفات حالات: حالت های مختلف هر کاراکتر در زمان های مهم نوشته میشه. توی رمانت کم ولی عالی استفاده کردی، به طوری که جا برای بیشتر بودن توصیفات حالات بود تا عالی تر بشه.

۴ توصیفات کاراکتر: بخش ظاهری کاکتر ها باید در رمان ذکر بشه. کم و عالی گفته شده بود. پیشنهاد می‌کنم با بیشتر کردن توصیفات ظاهری، رمانت رو از اینی که هست زیباتر کنی.

۵ توصیفات احساس: نوشتن عواطف و احساس های کاراکتر ها در رمان، یه چیز حیاتیه. خیلی محشر بود.

بهره گیری از آرایه های مهم ادبی:

1 پارادوکس: به کنار هم اومدن دو کلمه ی متضاد پارادوکس میگن، مانند: "آرامش طوفانی". توی رمانت پارادوکس استفاده نشده بود.

2 تشبیه: تشبیه از مشبه، مشبه به، ادات تشبیه و وجه شبه تشکیل شده. تشبیه یعنی چیزی رو شبیه یا مانند چیز دیگری کنیم، مانند: "قدش مثل زرافه بلند بود". خیلی عالی از تشبیه استفاده کردی.

3 استعاره: استعاره بر پایه تشبیهه. استعاره ادات تشبیه و وجه شبه نداره. به کار بردن یک واژه یا عبارت به جای عبارت دیگه براساس شباهت آن هاست، مانند: "دست سرنوشت" که سرنوشت به انسانی تشبیه شده که دست دارد. توی رمانت کم ولی خیلی عالی استفاده کردی.

4 حس آمیزی: آمیختن دو یا چند حس در یک کلام است، مانند: "خبر تلخ" که حس شنوایی و چشایی باهم ترکیب شدن. حس آمیزی یکی از مواردیه که باعث زیبایی رمان می‌شه و همین‌طور نقش مهمی توی رمان داره. خیلی کم؛ ولی عالی استفاده کردی. پیشنهاد می‌کنم با بیشتر نوشتن آرایه ها، جذابیت رمانت رو چند برابر کنی.

تکرار:

تکرار کلمات، فعل ها و علائم نگارشی به صورت مکرر توی یک پارت یا استفاده ی مدام از یک جمله در چند پارت درست نیست و موجب دلزدگی خواننده می‌شه. توی رمانت خیلی عالی رعایت کرده بودی، فقط یک جمله داشتی که از تکرار استفاده کردی و جذابیت جمله کاهش داده بود. توی پارت سیم رمانت نوشته بودی: "چشم از دعوا گرفتم و به او چشم دوختم." توی این قسمت واژه‌ی "چشم" رو زیاد تکرار کردی. به نظرم این‌جوری نوشتن بسیار زیبا و پسندیده‌ست:" چشم از دعوا گرفتم و به او خیره شدم." یا "نگاهم را از دعوا گرفتم و به او چشم دوختم."

توی این بخش خیلی عالی بودی عزیزم.

غلط های املایی:

شامل اصول درست نویسی و اشکالات تایپی میشه. همه چیز عالی بود، فقط چند مورد کوچیک هست که باید بگم:

اعداد باید به حروف نوشته بشه: برای مثال توی پارت هفدهم نوشته بودی: از مشخصات بنا، گنبد دو لایه آن است. در داخل اتاق میانی ، محرابی با دهنه ای به عرض 90 و بلندی 170 سانت تعبیه شده است. این بنا فاقد عناصر تزیینی و نمونه یک معماری اصیل و سنتی گیلان است. طاق نماهایی در بیرون بنا در کادرهایی چهارگوش و مستطیل جای گرفته و دارای طاق جناقی است. در داخل بنا نیز طاق نماهایی به ارتفاع 30/3 متر دیده می شود. آجرکاری خارجی بقعه ، ساده و در قسمت فوقانی دیوارها ، قرنیزهایی متمایل به خارج وجود دارد.

درستش:

از مشخصات بنا، گنبد دو لایه آن است. در داخل اتاق میانی ، محرابی با دهنه ای به عرض نود و بلندی صد و هفتاد سانت تعبیه شده است. این بنا فاقد عناصر تزیینی و نمونه یک معماری اصیل و سنتی گیلان است. طاق نماهایی در بیرون بنا در کادرهایی چهارگوش و مستطیل جای گرفته و دارای طاق جناقی است. در داخل بنا نیز طاق نماهایی به ارتفاع سه و نیم متر دیده می شود. آجرکاری خارجی بقعه ، ساده و در قسمت فوقانی دیوارها ، قرنیزهایی متمایل به خارج وجود دارد.

توی پارت سی و یکم نوشته بودی: حجوم و درستش هجومه عزیزم.

چند مشکل تایپی کوچیک هم وجود داشت که با یک بار خوندن مشخصه و نیازی نیست ویرایش کنی عزیزم. توی این بخش هم خیلی عالی بودی.

رعایت فعل و فاعل در متن:

در متن اول فاعل( انجام دهنده کار) و در آخر فعل ( تمام کننده جمله) قرار می گیره. این قسمت فقط توی منولوگ ها واجبه و توی دیالوگ ها قانون مشخصی نداره. خیلی عالی نوشته بودی عزیزم و مشکلی نبود.

دیالوگ و منولوگ:

دیالوگ حرف هاییه که از دهن شخصیت ها بیرون میاد و منولوگ متنی غیر از دیالوگه که نویسنده از فضای داستان حرف می زنه که یا از زبان اول شخص، سوم شخص یا دانای کله. توی دیالوگ باید دید که كلماتی كه از دهان شخصیت‌ها بیرون اومده تناسبی با خلق و خوی اون ها داشته باشه. باید خواننده قادر باشه از خلال دیالوگ بین شخصیت‌ها به فضاسازی‌ها و توصیف‌های نویسنده پی ببره. مهم تر از همه باید به صورت واضح دیالوگ ها از هم جداسازی شده باشن. توی رمانت هیچ مشکلی از این جانب وجود نداشت و عالی بود؛ ولی نوشتن اسم شخصیت قبل از دیالوگ صحیح نیست. مثال:

ناخودآگاه دستم را روس جوشی که به تازگی در بالای لبم به وجود آمده بود گذشتم.

فاطمه: - عاطفه خوبی؟ چت شد؟

درستش:

ناخودآگاه دستم را روی جوشی که به تازگی در بالای لبم به وجود آمده بود گذشتم. فاطمه با کنجکاوی پرسید: عاطفه خوبی؟ چت شد؟

همچنین باید جلوی فعل های "گفت"، "گفتم"، "پرسید" و... هرگونه فعلی که نشون دهنده‌ی حرف زدن شخصیت باشه، دیالوگ نوشته بشه. مثال:

ناخودآگاه دستم را روس جوشی که به تازگی در بالای لبم به وجود آمده بود گذشتم.

فاطمه: - عاطفه خوبی؟ چت شد؟

زیر لب پاسخش را دادم.

- هیس، هیچی نگو می شنونه.

درستش:

ناخودآگاه دستم را روی جوشی که به تازگی در بالای لبم به وجود آمده بود گذشتم.

- عاطفه خوبی؟ چت شد؟

زیر لب پاسخش را دادم: هیس، هیچی نگو می شنوه.

غیر از این فعل های خاص باید از خط تیره استفاده بشه.

حالا باید حجم دیالوگ ها رو نسبت به منولوگ بررسی کرد، مثلا توی رمانی که کلش فقط دارن شخصیت ها حرف می زنن، خیلی خسته کننده و بی مفهومه. خیلی عالی این رو هم حفظ کردی. حالا منولوگ نویسی، منولوگ ها از نظر مفهوم خیلی مهمن. این که نویسنده فقط تفکرات خودش رو بنویسه اشتباهه، نویسنده باید سعی کنه تفکرات خودش رو توی منولوگ به خواننده برسونه. توی منولوگ نویسی هم خیلی عالی بودی.

رعایت و هدفمند سازی پارت ها:

 این قسمت برای بررسی حجم و هدف هر پارته. یه نویسنده باید اول پارتش رو به هدف یا مقصدی برسونه و بعد اون رو رها کنه. تعداد خط هر پارت توی گوشی بیشتر از سی خط و توی سیستم بیش تر از بیست خط باید باشه. اینتر زدن های مداوم برای طولانی کردن پارت ها، کاملا اشتباهه و باید منسجم نوشته بشه که خیلی عالی این بخش رو رعایت کردی.

رعایت شرع و قانون اسلام+ نکات اخلاقی:

 باید کلمات ممنوعه و فحاشی توی سیر رمان وجود نداشته باشه. همچین چیزی دیده نشد.

سخن منتقد:

عزیزم از خوندن رمانت خیلی لذت بردم. موضوع جالب و جذب کننده ای داشت. خیلی زیبا ماه محرم رو نشون دادی و به شخصه خیلی چیز ها از آداب و رسومی فهمیدم که خبر نداشتم. کشکمش های بین مهدی و عاطفه رو خیلی زیبا جلوه دادی. واقعا از نظر من رمانت خیلی جذاب و پر از مفهموم بود. مطمئنم جذابیت رمانت به خاطر علاقه‌ات به نوشتنه. ارزش این رو داره که نکات کوچیکی که گفتم رو رعایت کنی و رمانت رو از اینی که هست، جذاب تر کنی.

اگه هر سوال و انتقادی نسبت به نقد نوشته شده داشتی، توی پی وی در خدمتم.

موفق تر باشی:)

منتقد: @niloofar_

ویرایش شده توسط مدیر منتقد
  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مهمان

@مدیر منتقد میشه لطفا قفل رمان رو باز کنی تا ویرایشات رو انجام بدم؟؟

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 7 دقیقه قبل، At!_sh گفته است :

@مدیر منتقد میشه لطفا قفل رمان رو باز کنی تا ویرایشات رو انجام بدم؟؟

قبل از درخواست تاپیکتون رو چک کنید!

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.

×
×
  • اضافه کردن...