رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
مهمان

آموزش عناصر داستانی ویژه منتقدان(جلسه اول:فضا)

پست های پیشنهاد شده

فضای کلی:
ژانر داستان «عاشقانه» هست و زبان از طرف اول شخص گفته شده و عاشق با یار از دست رفته اش که خودش اون رو کشته دردو دل می کنه. نشون می ده که نتیجه خیانت به معشوقه کسی، عصبانیت، حسادت، خشم و یا قتل معشوق توسط عاشق و حتی خودکشی میشه. 
.
فضای جزئی:
ترکیب چندین فضای جزئی پدید آورنده فضای کلی میشه که شامل :
.
محدودیت:
نویسنده به خوبی و با حالت استاندارد فضاسازی کرده یعنی استفاده زیاد که منجر به بی حوصلگی بشه رو ازش دوری کرده و تونسته با جزئیات اما بدون حاشیه موضوع رو توصیف کنه.
.
زمان:
این که عاشق هم، زمان حال رو توضیح میده و هم زمان گذشته رو و بین اون ها ارتباط برقرار می کنه. یعنی زمان در خاطرات گذشته و زمان حال که عاشق کنار یاره در حال گردش هست.
.
گفتگو:
خلوت زن و شوهری(دیالوگ نشون میده) و صبحت عاشق با یار خودش گفتگو هست. در واقع از همان ابتدای داستان گفتگو شروع شده.
و شامل موارد زیر هست:
اب و هوا.   بازی با زبان.   تخیل.     تصویر.    حواس پنجگانه.
این موارد رو پایین جدا و عنصر گشایی کردم:

نرگس بانویم (به خوش بو بودن یار و زیبایی اش اشاره کرده. تصویر سازی و استفاده از حس بویایی)
چشم آهویم (تصویری از چشم های یار)
نمی خواهی جوابم را بدهی (نشان دهنده سکوت و مرگ یار. همچنین عاشق انتظار واهی از یار داره)
تا کی سکوت ( یعنی سکوت پایان ناپذیر است)
تا کجا و کدام خیابان بی تو قدم زدن (  «تا کجا و کدام خیابان» نشان دهنده بی پایانی سردرگمی عاشق و «بی تو قدم زدن» یعنی تنها بودن عاشق)
تو را با او دیدم ( استفاده از بینایی)
روانم بهم ریخت (حالتی از دیوانگی عاشق و توصیف حالت در هنگام قتل)
ندانستم که چه کنم! ندانستم چگونه شد تا زمانی که به خودم آمدم ( عاشق از حالت جنون خارج شده و از کارش پشیمون هست)
رد خون تو را ما بین انگشتانم دیدم (حالتی از قتل که عاشق یار را کشته و با لمس خون از حواس پنجگانه بهره گرفته شده)
تو را سوزاندم با شعله آتشی که جنسش از حرص بود (نشان می دهد عاشق از روی عصبانیت بی جا دست به قتل زده)
مرا ببخش دلدار چشم رنگی ام ( به تصویر سازی چشم های یار می پردازه)
دریای آرامشم ( تصویر سازی کرده که یار برای عاشق یک انسان آرام و مثبت بوده)
چه زیبا خوابیده ای زیر تن سرد این خاک ( این که یار مرده و زیر خاک دفن شده و خاک سرد نشان دهنده آب و هوای سرد بوده)
بی قرار پس زدن این خاک... و آمدن پیش تو... (نشان دهنده حالت جنون و اقدام به خودکشی عاشق)
دیوانه از نوع بهلون و فرهاد کوه کن (توصیف دیوانگی و احساسات عاشق از طریق مثال)
پشت پنجره اتاقم ( فضا سازی مکان اتاق)
اگر به جای تو آن مرد را کشته بودم ( بیان کننده پشیمانی عاشق از کشتن یار)
به کوچه باغی که با او قرار گذاشته بودی تا در جایی که تو بودی باشم (توصیف اخرین جایی که یار را دیده بود و تداعی روز های تلخ عاشق )
نرگس هایی شبیه تو را (از حس بینایی بهره گرفته و به دختران زیبایی که مثل یار او قربانی هستند اشاره کرده)
می بویید عطر بکرشان را ( استفاده از حس بویایی)
می بلعید پاکی شان را ( استفاده از حس چشایی و بیان تجاوز به آنها)
می زدود خاص بودنشان را (نشان دهنده اینکه پاکی دختر ها از بین می رفت)
پر پر می کرد شاپرک رقصان دلشان را ( نشان دهنده از بین بردن آرزو های آنان و خوشی های زندگیشان)
وارد خلوت زن و شوهری( در اینجا بیش تر به گفتگو اشاره می کنه اما در کل از ابتدای رمان گفتگو شروع شده بود)
آن دیو دو سر( استفاده از استعاره و تخیل)(بازی با زبان)
دلبر زیبایم ( تصویر سازی از یار)
چرا بلند نمی شوی ( اینکه یار مرده و عاشق انتظار بی جا داره نوعی بهره گيري از تخیل)
مشت نمی کوبانی به سینه ام و چنگ نمی زنی به صورتم ( انتظار عاشق از یار برای انتقام گرفتن)
ببین رگ زده ام ( بیان نوع خودکشی و استفاده از حس بینایی)
رگ زده ام تا خون به خاکت بدهم و روح به جسمت بدمم ( این که عاشق می خواهد با خودکشی گناهش را پاک و اشتباهش را جبران کند)
شاید که زنده شوی ( عاشق می دونه که با خودکشی هم یار زنده نمیشه و یا اینکه خیال می کنه با خودکشی می تونه یار رو برگردونه)
ببین خون چکه چکه روی مزارت می ریزد ( استفاده از حس بینایی و این که عاشق در حال مردن هست)
دلبرکم ( عاشقانه مخاطب قرار دادن یار)
رخ زیبایت( تصویر سازی از چهره یار)
چرا عکس رخ زیبایت را نقش نکرده اند روی این قبر ( نشان دهنده این که سنگ قبری نیست تا روی آن نام و نشانی از یار باشد)
چرا نشانی از تو نیست ( نبود یار و اینکه یار بدون هیچ نام و نشانی دفن شده)
متروکه مکان ( یعنی جایی پرت و دور از شهر. فضا سازی مکانی که یار دفن شده)
زیر درخت چنار ( فضا سازی مکانی که یار دفن شده)
بگذریم عزیز دلم ( نشان می دهد که عاشق از گفتن حرف های تکراری و بیهوده خسته شده)
خودم را قصاص کنم تا حرمت عشق نشکند ( یعنی عاشق می خواهد با مرگش عشق واقعی خود را به یار ثابت کند)
پدر و مادر من هم مثل والدین تو در آتش بی خبری بسوزند (نشان دهنده بی نشان و معلوم نبودن مرگ یار برای پدر و مادرش)
بین خواستن و نخواستن(بازی با زبان)
اسید خاطرات آن روز می سوزم ( یعنی از کار گذشته ام پشیمانم اما دیگر اتفاق افتاده و عاشق گرفتار خطایش شده)
آن روز سیاه(بازی با زبان چون هم می تونه نشان دهنده روزهای بد عاشق و هم نشانه از تاریکی هوا باشه) (روزهای سخت بدون یار)
روی بد عشق در من بدرخشید ( یعنی عشق نادرست و بیش از حد ام باعث مرگ تو شد)
ارزانی داشتمش ( عشق ورزیدن پاک و درست به یار)
چه هیتلر باشد چه فرهاد و وحشی باشد یا خورنده، زیبا باشد یا جان ده عشق هست(یعنی عشق خوب بد نمیشناسه و تو وجود همه هست) (هم چنین بازی با زبان صورت گرفته)
شیرین لیلی ام (بازی با زبان و اینکه نشان میده که یار هم به اندازه او عاشق بوده)
چشم هایم سیاهی می روند( عاشق به مرگ نزدیک شده. استفاده از حس بینایی)
تن داغ سرد شده ات( مرگ یار)
جا دارد آغوشت برای من گناهکار؟ ( نشان دهنده اینکه عاشق امید به بخشش دارد).


پ. ن: نسترن جان من کل جملات رو بررسی کردم و همین مقدار از دل متن بیرون کشیدم. امیدوارم که درست باشه. ❤️ 

@N.a25

  • پسندیدم 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

IMG_20200130_163625.jpg

IMG_20200130_163651.jpg

IMG_20200130_163722.jpg

IMG_20200130_163743.jpg

IMG_20200130_163813.jpg

IMG_20200130_163828.jpg

IMG_20200130_163837.jpg

IMG_20200130_163850.jpg

IMG_20200130_163925.jpg

IMG_20200130_163943.jpg

IMG_20200130_163956.jpg

نسییییییی گفتی 10 من 11 صفحه نوشتم.

دو ساعته قفلی زدم رو ورقه هام جون هرکی دوس داری اگه یه بار دیگه بگی اضافه کنین خدایی کلمو می کوبم به دیواااااار:NewPack_dash1:

با عرض پوزش اگه بدخطه 😊

@N.a25

ویرایش شده توسط مرضیه علیش
  • پسندیدم 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

مهمان

دوشنبه میخونم بچه ها

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به نام خدا

فضای کلی:

فضای کلی این داستان درمورد خیانت به عشق پاکی بود که از بین رفته بود و الان به این توانایی رسیده که بتونه خشمش رو کنترل کنه و این نوع فضا یه جورایی داستان رو احساسی کرده.

 

فضای جزئی: والا این خودشم فضای جزئی بود.

 

حواس پنج گانه:

حواس پنچ گانه که باعث میشه خواننده با اشتیاق بیشتری رمان رو بخونه و این باعث می شه تا احساسات به صورت خلاقانه تر بیان شه و باعث توصیف بهتر احساس شخصیت رمان میشه‌.


موارد اشاره شده
۱_ لمس خاک سرد: لمس خاک سرد نشان دهنده ی دلتنگی و عذاب وجدان هست.



۲_ تن عشقش رو گرم و سرد تصور کرده: این تجسم نشون می ده که گوینده چقدر به عاشق طرف مقابل بوده و الان از نبودنش ناراحته و حس عذاب وجدان داره و این توصیف به زیبایی رمان خیلی کمک کرده.

( فکر کنم همینا بود)

تصویر:

 

تصویر شامل جزئیات میشه که خواننده می تونه اون مکان رو یا چیز رو توی ذهنش تجسم کنه.


موارد اشاره شده:

 


این که معشوق را چشم رنگی تصور کرده:

تصویری به ما میده که ما می تونیم چشم های اون رو تجسم کنیم.


توصیف کوچه باغی که در آن خیانت معشوقش را دیده:

می فهمیم که خیانت که رخ داده توی یه باغ بوده.

 

 توصیف گل های نرگس:

تصویری به ما میده که اونجا خیلی سر سبز بوده و یه جورایی فضا سازی کرده( البته در این مورد مطمئن نیستم)
چکه چکه ریختن خون روی خاک و نداشتن عکس روی سنگ قبر و همچنین توصیف آن که قبل زیر درخت چناری قرار دارد:

اینا  تصویر سازی هستند.

 

 

تخیل:
به نظر نویسنده این داستان به خوبی تونسته از توانایی تخیلش استفاده کنه و احساسات و تصویر سازی کنه و به خوبی بتونه خواننده رو واردار به خوندن کنه.



آب و هوا:

فکر کنم آب و هوا وجود نداشت یا شایدم من نفهمیدم :|

محدودیت:

باید توصیف ها و تصویر سازی ها و... در حدی باشه که خواننده با خوندن اونا ها خسته نشه و بر عکس، با اشتیاق بیشتری رمان رو بخونه.

محدودیت توصیفات این داستان برقرار بود و خواننده از خوندن اونا خسته نمیشد

بازی با زبان:

نویسنده با استفاده کردن از کلمات و جملات دلسوزانه و کوتاه و دلنشین، تونسته که به سادگی و قشنگ با استفاده از اونها احساساتش رو توصیف کنه و خواننده هم از خوندشون خسته نمیشد.

گفتگو:
کل این داستان، درد و دل های عاشقانه با معشوق جان داده خودش بود.

 

 

 

نسی جون بهار خیلی ایراد نگیر 

مردم و زنده شدم تا تونستم اینا رو بخونم و بفهمم و اینا بنویسمشون😁😑

@N.a25

 

( خدایا خودت رحم کن)

 

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در 4 ساعت قبل، مرضیه علیش گفته است :

IMG_20200130_163625.jpg

IMG_20200130_163651.jpg

IMG_20200130_163722.jpg

IMG_20200130_163743.jpg

IMG_20200130_163813.jpg

IMG_20200130_163828.jpg

IMG_20200130_163837.jpg

IMG_20200130_163850.jpg

IMG_20200130_163925.jpg

IMG_20200130_163943.jpg

IMG_20200130_163956.jpg

نسییییییی گفتی 10 من 11 صفحه نوشتم.

دو ساعته قفلی زدم رو ورقه هام جون هرکی دوس داری اگه یه بار دیگه بگی اضافه کنین خدایی کلمو می کوبم به دیواااااار:NewPack_dash1:

با عرض پوزش اگه بدخطه 😊

@N.a25

احسنت😶

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در 23 ساعت قبل، Hilda گفته است :

احسنت😶

خیلی شد:/

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

عنصر گشایی

 

1-موضوع
موضوع- سوژه- داستان، بايد جالب، گيرا و جذاب باشد و با تجربه ها، نيازها، علايق و ساير توانايي ها و قدرت درك و فهم مخاطب، متناسب باشد، به طوري كه براي خواننده، طبيعي، قابل قبول، منطقي و معقول بوده و بتواند پاسخگوي نيازهاي خوانندگان و پرسش هاي آنان و محرك و مشوق تخيل و كنجكاوي خوانندگان به سوي هدفي متعالي و مثبت باشد.
«موضوع مناسب براي تبديل شدن به داستان، اگر هيچ خصوصيت بارزي نداشته باشد، حداقل بايد داراي نكته اي باشد كه آن را از موضوع هاي معمولي و تكراري متمايز كند.
«در داستان نازنین یارم موضوع و سوژه اصلی خیانت دیدن و رسیدن به نهایت جنون است. و هوس رانی شخصیت ضد قهرمان داستان

2- درون مايه
در اصطلاح ادبيات،  درون مايه و مضمون را چنين مي توان برشمرد:
 فكراصلي و مسلط در هر اثري است؛ خط يا رشته اي كه درخلال اثر كشيده مي شود و موقعيت هاي داستان را به هم پيوند مي دهد و جهت فكري و ادراكي نويسنده اش را نشان مي دهد. جان مايه يا درون مايه در داستان،" جهت گيري و ديدگاه نويسنده " را نسبت به محيط پيرامون خود نمايان مي سازد. 
 درون مايه ي داستان كه گاه از آن به فكر اصلي يا مضمون ويا پيام داستان تعبير مي شود ديدگاه و جهت گيري نويسنده است نسبت به موضوع داستان.
درون مایه داستان عشق است که نویسنده تاکید دارد که عشق در هر صورتی که باشد وجود دارد . عاقبت حرص خشم ناراحتی و پشیمانی و نتیجه زود باوری اعتماد بی جا.

3-طرح
طرح در داستان را مي توان چنين بيان كرد:
طرح داستان نوعي قاب بندي و نقش مايه اي است، دربرگيرنده ي وقايع و رويدادهاي پياپي كه قانون علت و معلولي در آن مستتر باشد. طرح، چارچوب داستان را شكل مي دهد و ساختار كنش ها و حوادث داستاني را براساس نظم وبه كمك شخصيت هايي مي ريزد.
طرح بيان ترتيب و توالي حوادث برحسب رابطه ي عليت است. يعني منطق هر داستاني بر ترتيب علت و معلول حوادث و وقايع است.
«در داستان نازنین یارم چارچوب داستان  وقایع زندگی و مشکلات شخصی  اول شخص داستان هست و اتفاق هایی که در زندگیش رخ میده.

4-پیرنگ
ما داستان را روايتي مي دانيم كه درآن حوادث و رخدادها برحسب ترتيب و توالي زماني مرتب شده اند. پيرنگ نيز نقل حوادث و روايت رخدادهاست با تكيه بر موجبيت و روابط علت و معلول.پيرنگ به معني مرتب كردن كنش هاست. كنش معمولاً محصول جدال و كشمكش است. اين " جدال" ممكن است ميان " افراد" باشد ( انسان در مقابل انسان)-؛ يا جدال با " قواي بيروني" باشد، مانند جدال طبيعت، جامعه، يا سرنوشت- ( انسان در مقابل محيط)؛ يا جدال انسان با " چيزي در درون خودش" باشد- ( انسان در مقابل خود)؛ شخصيت محوري اين جدال را " قهرمان داستان"، و قواي مخالف او را " ضد قهرمان " مي نامند
در داستان نازنین یارم پیرنگ سیر اتفاق های به وجود اومده در داستان هست که در ارتباط با هم هستند. عاشقی که خیانت دیده و معشوق خودش رو می کشه و خاک کردن اون در حیاط و در آخر گرفتن جان خودش.

  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

5-فضا

 فضا- جو- فضاي ذهني داستان است كه نويسنده آن را به وجود مي آورد.

تا کی سکوت (نشان دهنده جو سنگین و سکوت حاکم بر محیط)
تا کجا و کدام خیابان بی تو قدم زدن(تنهایی)
روزی که تو را با او دیدم روانم به هم ریخت(خشم زیاد)
و من چه زیبا تر بی قرار پس زدن این خاک روی تن تو(دلتنگی)
از زمانی که رفته ای(مردن معشوق)
و دیدم نرگس هایی شبیه تو را که به تن او چسبیده اند( هوس رانی ضد قهرمان)
پرپر کردن شاپرک رقصان(شکستن دل آن ها)
چرا بلند نمی شوی و مشت نمی کورانی به سینه ام؟(نشان دهنده شکایت و گله مند بودن)
ببین رگ زده ام(خودکشی)
چرا نشانی از تو نیست(پنهانی دفن کردن)
بگذار پدر و مادر من هم مثل پدر و مادر تو در آتش بی خبری بسوزند(نشان دهنده از بی اطلاعی خانواده از مرگ دخترشان)
چشم هایم سیاهی میرود و جان از تنم بیرون میرود(نزدیک شدن به مرگ)

 

6- شخصيت و شخصيت پردازي

 منظور از شخصيت، افراد و اشخاص و يا قهرمانان داستان اند كه به خاطر اهميتي كه در ساختار و آفرينش داستان دارند از ارزش هنري فراواني برخوردار مي باشند به طوري كه هر يك از افراد و اشخاص داستاني شبه شخصي است تقليد شده از اجتماع كه بينش جهاني نويسنده بدان فرديت و تشخص مي بخشد.يك داستان نويس براي آن كه شخصيت هاي داستانش را خوب به خواننده بشناساند، بايد او را نسبت به خصوصيات ظاهري و اخلاقي شخصيت هاي داستانش- تا حدي كه به كار داستان مي آيد- آگاه سازد.
شخصیت های داستان میشه گفت اول شخص داستان که قهرمان حساب می شه و شخصیت ضد قهرمان که در برابر قهرمان قد علم می کند میتوان به شخصی که منجر به خیانت شد اشاره کرد

و شخصیت پویا معشوق قهرمان داستان بوده که در طول داستان دستخوش تغییرات شخصیتی می شه

 
7-زاویه دید:
منظور از ديدگاه يا زاويه ي ديد در داستان، " فرم و شيوه ي روايت داستان" است توسط نويسنده. به عبارت ديگر ديدگاه، روش نويسنده است در گفتن داستان. هر شيوه ي روايت مانند دريچه اي است براي ارايه ي اطلاعات داستان به خواننده.
زاويه ي ديد عبارت است از " ديد بصري به شخصيت، حادثه، زمان و مكان موجود" در رمان و داستان كوتاه.
نویسنده در این داستان از دید اول شخص استفاده کرده


8- صحنه
« صحنه، ظرف زماني و مكاني وقوع عمل داستاني است. هر داستان درجايي و در محدوده اي از زمان اتفاق مي افتد. اين موقعيت زماني و مكاني وقوع حوادث داستان، صحنه ي داستان از تشكيل مي دهد
صحنه پيوسته يكي ازعناصر اصلي به شمار مي آيد؛ چرا كه شخصيت در مكان عمل مي كند.
در داستان ما صحنه های متفاوتی داشتیم 
مثل:
-متروکه مکان زیر درخت بید
-کوچه باغی که با او قرار گذاشته بودی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

9-گفت وگو

گفت و گو، به معناي مكالمه و صحبت كردن با هم و مبادله ي افكار و عقايد است كه درداستان منظوم، داستان، نمايش نامه و ... به كار مي رود. به عبارت ديگر،" صحبتي كه درميان شخصيت ها يا به طور گسترده تر، آزادانه در ذهن شخصيت واحدي در هر اثر ادبي صورت مي گيرد"، گفت و گو ناميده مي شود. گفت و گو نيز يكي از عناصر مهم داستان است؛ پيرنگ را گسترش مي دهد و درون مايه را معرفي مي كند و عمل داستاني را به پيش مي برد.»گفتار شخصيت هاست كه ممكن است ميان اشخاص داستان رد و بدل شود يا در ذهن شخصيت واحدي تحقق ياد(تك گويي.
در داستان از شیوه تک گویی استفاده شده یعنی صحبت شخصیت واحد با خودش(اول شخص)

10-لحن 
لحن، " طرز برخورد" نويسنده نسبت به اثر است، به طوري كه خواننده آن را حدس بزند، درست مثل لحن صداي گوينده اي كه ممكن است طرز برخورد او را با موضوع و مخاطبش نشان بدهد؛ مثلاً تحقيرآميز، نشاط آور، يا موقرانه، رسمي يا صميمي باشد، همان طور كه لحن نويسنده هم طرز برخورد اوست.

در طول داستان نویسنده گاه عاشقانه صحبت میکند و گاه با حرص و خشم
-خلاصه دیدم هنر هرزگی اش را 
-دلبر زیبایم چرا بلند نمی شوی و مشت نمی کوبی بر سینه ام

11-کشمکش
کشمکش عنصری ضروری در ادبیات داستانی‌ست و به معنای چالشی است که قهرمان با آن روبه‌رو می‌شود و در تمام گونه‌های ادبیات کاربرد دارد
در این داستان شخصیت واحد با خودش در کشمکش هست

 12-زبان

زبان براي نويسنده ، وسيله ي بيان درونيات و ذهنيات است. آن چه به خيال و تصورهاي نويسنده شكل و جنبه ي عيني و ملموس مي بخشد و به انديشه ها و ذهنيات او صورت مادي و حقيقي مي دهد زبان است . زبان در داستان از اهميت فراواني برخوردار است تاجايي كه وجودش بخشي از داستان را تشكيل مي دهد و به عنوان عنصري اساسي و ارتباطي به حساب مي آيد.

تضاد ، تشبیه حس آمیزی و دیگر ارایه ها در زبان به کار گرفته می شود

تشبیه:
-چشم آهویی تشبیه چشم ها به چشم های آهو
_با شعله های آتشی که جنسش از حرص بود تشبیه حرص به آتش

_دریای آرامش تشبیه معشوق به دریای آرامش

حس آمیزی:
-دیدن رد خون ما بین انگشت ها
-زیر تن سرد این خاک
-چه بی رحمانه می بویید عطر بکر شان را
-ببین چکه چکه در حال ریختن 
-ببین رگ زده ام
-تن داغ سرد شده
-در اسید خاطرات می سوزم
کنایه:
-آن روز سیاه به معنی بد بودن
تشخیص
-شاپرک رقصان نسبت دادن رقص به شاپرک
-زیر تن سرد خاک. دادن صفت انسانی (تن)به خاک
تضاد:
-خواستن و نخواستن
تکرار:
-بارها و بارها

پارادوکس:
-روز سیاه
حسن تعلیل:
نرفتم به دادگاه زیرا قانون خشک شان آنگونه که باید و شاید قصاصم نمیکرد.اصلا اگر قانون چیز خوبی بود عشق را می شناخت.

مراعات نظیر:
وحشی ، خورنده

13-مکان
نويسنده وقتي كه مكاني را وصف مي كند بايد خواننده را با خود به آن جا ببرد و تصويري روشن و قانع كننده از آن مكان را در پيش روي خواننده قرار دهد. و نويسنده بايد در توصيف مكان داستاني، از محيط خود دور نشود و اشخاص داستان را در محيط هاي آشنا به حركت وا دارد تا باعث ناكامي خود و گمراهي خوانندگان نشود.
(تا کجا و کدام خیابان تنها بی تو قدم زدن)
(خوابیدن زیر تن سرد خاک)نشان دهنده قبر
(نشستن پشت پنجره اتاق)
(کوچه باغ)
(متروکه مکان زیر درخت بید)
14-حادثه
حادثه بايد به دنبال حادثه ي ديگر بيايد و اين حوادث همه بر عنصري كه همان انتظار باشد در حركت خواهند بود و انتظار نيز با كمك حوادث داستاني به اوج داستاني منتهي خواهد شد. نويسنده نيز از طريق حوادث بهتر مي تواند شخصيت هاي داستان را معرفي كند.
حادثه در این داستان:
-کشتن معشوق خود بخاطر خیانت
-و خودکشی به دلیل عذاب وجدان و پشیمانی


15-سبک
در تعريف متداول تر « سبك» شيوه ي خاصي است كه نويسنده يا شاعر براي بيان مفاهيم خود به كار مي برد و به عبارت ديگر اين كه نويسنده يا شاعر آن چه را گفته است، چگونه بيان كرده است؛ بنابراين، سبك شامل طرز تنظيم و ترتيب عقايد، انتخاب واژگان، تصويرخيال، ساختار و تنوع جمله ها، ضرباهنگ، تكرار، انسجام، تأكيد، وحدت و لحن است.
سبک نویسنده در این داستان این بوده که با بیان کلمات و جمله های عاشقانه از معشوقش طلب بخشش کنه و ندامت و پشیمانی رو برسونه.
16-تکنیک
تكنيك وسيله اي است كه نويسنده به كمك آن تجربه اش را بيان مي كند. تكنيك تنها وسيله اي است كه نويسنده در اختيار دارد تا موضوع يا محتواي داستانش را كشف كند معناي آن را به خواننده منتقل سازد و بالاخره، آن را ارزشيابي كند.

ویرایش شده توسط شیواقاسمی7

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

سلام نسترن جان من اگه این سه پارت رو توی دفتر می‌نوشتم بیشتر  10 تا می شد ولی تایپ کردم کلا عنصر گشایی رو کامل خوندم و خلاصه ای از تعریف هاشم نوشتم امیدوارم خوب باشه

@N.a25

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

مهمان

بچه ها همتون عالی بودید! البته اینایی که زحمت کشیدن وانجام دادن. چون که دارید نقد میکنید نمره بندی نمیکنم.

مرضیه و حانا کور شدم تا خوندم اما خیلی دقیق بود همینطور شیوا و بقیه بچه ها...

کارتون حرف نداشت. الان یکم سختی کشیدید اما کاملا عنصر فضا رو یاد گرفتین.

واما اونایی که تمرین ندادن ۱. کوتاهی ببینم توی نقدشون ۲. تکرار بشه مقامشون گرفته میشه.

عنصر بعدی: حس آمیزی

یا حق

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دوستان در این بخش مشکل یا سوالی ندارید؟

@یارا @شیواقاسمی @ف.تازیکه @niloofar_ @hana81 @Hilda @M.Alishahi

  • پسندیدم 3
  • تشکر 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در هم اکنون، مدیر منتقدان گفته است :

دوستان در این بخش مشکل یا سوالی ندارید؟

@یارا @شیواقاسمی @ف.تازیکه @niloofar_ @hana81 @Hilda @M.Alishahi

نه عزیزم. من مشکل نداشتم:-<

  • پسندیدم 1

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در در 6 فروردین 1399 در 10:44، مدیر منتقد گفته است :

دوستان در این بخش مشکل یا سوالی ندارید؟

@یارا @شیواقاسمی @ف.تازیکه @niloofar_ @hana81 @Hilda @M.Alishahi

نه ممنون 

  • پسندیدم 2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات





×
×
  • اضافه کردن...