رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
khosravi

معرفی و نقد داستان دلبر بی نشان | مریم خسروی کاربر انجمن نودهشتیا

پست های پیشنهاد شده

سلام دوستای گلم 

امیدوارم که مثل همیشه توی این داستان همراهیم کنید و انرژی مثبت بدید💖

لینک صفحه اصلی داستان👇

 

ویرایش شده توسط مریم خسروی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

مریم گلی همه چیز عالیه. 👌

 واقعا آدم هایی مثل امین  وجود دارن؟ من شنیده بودن خیلی تعصبی و خشک ولی این طوری که اهل خونه رو مجبور به حجاب کنن نه! 

و اینکه با این توصیفات انتظار داشتم شمسی خانم چادری باشه 😂 چطور قسر در رفته؟؟ 

@Mary.kh

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در 2 ساعت قبل، جودی ابوت گفته است :

مریم گلی همه چیز عالیه. 👌

 واقعا آدم هایی مثل امین  وجود دارن؟ من شنیده بودن خیلی تعصبی و خشک ولی این طوری که اهل خونه رو مجبور به حجاب کنن نه! 

و اینکه با این توصیفات انتظار داشتم شمسی خانم چادری باشه 😂 چطور قسر در رفته؟؟ 

@Mary.kh

قربونت برم آتنای مهربونم ممنون که میخونی

قبلا ک بهت گفته بودم داستانام چاشنی واقعیت داره

حتی ادمایی از امین بدتر هم وجود دارن خاسی بگو خصوصی بیام برات شرح بدم🤣

میخواستم بنویسم چادریه اما ننوشتم خاستم جوری جلوه کنه ک شمیسا با تمام محدودیتاش یسری عقاید خاص برا خودش داره

 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

سلام مریم جان

نمیدونی چقدر نوشته هات برام خواستنی و قشنگن😊 اینکه انقدر خوشگل و ظریف توی مونولوگ ها احساسات و محیط رو به صورت خاص و متفاوت توصیف می کنی، من رو واقعا می بره تو دل داستان‌. انقدر ظریف کاری داره نوشته هات که زاده ی تخیلاتت واقعیه انگار!

دیالوگ هات هم اصلا کلیشه ای نیست و دل نشینه.

این چیزایی که گفتم توی همه ی نوشته هات مشخصه. نقدی ندارم واقعا ولی شاید اگه یه کوچولو دیالوگ هات بیشتر بشه داستان هم زیباتر بشه.

موفق باشی❤

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در 4 ساعت قبل، Hilda گفته است :

سلام مریم جان

نمیدونی چقدر نوشته هات برام خواستنی و قشنگن😊 اینکه انقدر خوشگل و ظریف توی مونولوگ ها احساسات و محیط رو به صورت خاص و متفاوت توصیف می کنی، من رو واقعا می بره تو دل داستان‌. انقدر ظریف کاری داره نوشته هات که زاده ی تخیلاتت واقعیه انگار!

دیالوگ هات هم اصلا کلیشه ای نیست و دل نشینه.

این چیزایی که گفتم توی همه ی نوشته هات مشخصه. نقدی ندارم واقعا ولی شاید اگه یه کوچولو دیالوگ هات بیشتر بشه داستان هم زیباتر بشه.

موفق باشی❤

سلام عزیزدلممممم ممنون از نقد و نگاه زیبات گلکم حتما به توصیه ای گفتم عمل میکنم💖💖💖

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

ارسال شده در (ویرایش شده)

سلام مری بیریخته :|

برعکس خودت، نوشته هات خعیلی ماهن^ ^

اینقدر بکر و ناب نوشته بودی و روان که کیف کردم!

موضوع، محتوا و دیالوگا و ... همشون انگار یه تیکه از حقیقتن ک از بطن جامعه برش دادی و آوردی گذاشتی جولو چشم ما! بی برو برگشت، دمت گرم قلم طلای خوش قد و بالای خودم..

خسته نباشی^ ^

ویرایش شده توسط Hany Pary

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در 30 دقیقه قبل، Hany Pary گفته است :

سلام مری بیریخته :|

برعکس خودت، نوشته هات خعیلی ماهن^ ^

اینقدر بکر و ناب نوشته بودی و روان که کیف کردم!

موضوع، محتوا و دیالوگا و ... همشون انگار یه تیکه از حقیقتن ک از بطن جامعه برش دادی و آوردی گذاشتی جولو چشم ما! بی برو برگشت، دمت گرم قلم طلای خوش قد و بالای خودم..

خسته نباشی^ ^

سلام دلبر خوش ریخت من

از خودت یاد گرفتم جانِ تو ^_^ ی شب نشستم رمانتو خوندم شب بعدش معجزه شد 

همیشه بمونی برام ممنون ازت نظرت هانیولیم😍😍😘😘

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

نمی دونم چرا حس می کنم این آقای عکاس از اون جلب ها باشه 😐

شمسی گناه داره اشک منو در نیاری ها ☹️

مریم گلی پارت می ذاری منو تگ کن. اینقدر هم دیر پارت نذار 😐🙃 @..MAH..

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

مریم بترکی که این‌قدر پارت هات کوتاهه 🙄

زود باش پارت بعدی رو بذار و اگرنه تفنگم رو در میارم 😁

این جمله هم به نظرم یه جوری بود. 

 «پشت انتهایی ترین میز کافه می نشینیم» 

بهتر نیست بنویسی گوشه دنجی یا  یه چیز تو همین مایه ها؟ 😉

منتظر ما! 

@MaryaM2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

جییییییییغ

پارت بعدی!

پاااارت بعدی!

پااااااااااارت بعدی!

پ.ن: تا قیام نکردم بپارت بدوووو :| @MaryaM2

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در 43 دقیقه قبل، Hany Pary گفته است :

جییییییییغ

پارت بعدی!

پاااارت بعدی!

پااااااااااارت بعدی!

پ.ن: تا قیام نکردم بپارت بدوووو :| @MaryaM2

 

در 5 ساعت قبل، جودی ابوت گفته است :

مریم بترکی که این‌قدر پارت هات کوتاهه 🙄

زود باش پارت بعدی رو بذار و اگرنه تفنگم رو در میارم 😁

این جمله هم به نظرم یه جوری بود. 

 «پشت انتهایی ترین میز کافه می نشینیم» 

بهتر نیست بنویسی گوشه دنجی یا  یه چیز تو همین مایه ها؟ 😉

منتظر ما! 

@MaryaM2

خیلی خشن شدید هاااااااااااا

الان پارت بعدی رو میذارم

اونم درستش میکنم آتنا

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

مریم گلی 

پارت 9

پیشانی ام را به ی سرد میز می کشم و به صدای آرام گرفته ی طیبه گوش

(پیشونیش رو کجا کشیده؟ لبه میز؟) 

بین آرام و گرفته فکر کنم واو بذاری بهتر باشه نه؟ 

و در آخر اینکه بترکی با این پارتت... آخه چرا زن رهی شد 😐 اه 😕

@مریم خسروی

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در 1 دقیقه قبل، جودی ابوت گفته است :

مریم گلی 

پارت 9

پیشانی ام را به ی سرد میز می کشم و به صدای آرام گرفته ی طیبه گوش

(پیشونیش رو کجا کشیده؟ لبه میز؟) 

بین آرام و گرفته فکر کنم واو بذاری بهتر باشه نه؟ 

و در آخر اینکه بترکی با این پارتت... آخه چرا زن رهی شد 😐 اه 😕

@مریم خسروی

یس غلط املاییه پارت بعدی رو بذارم ویرایشش میکنم دلبر

غر نزن داستانتو بخون 😎

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

پارت 7:

من به جای دردم آمد!

..

خسته نباشی دوستم

چرا انهمه منو گریه موکونی عاخه 😭😭😭😭

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در 1 دقیقه قبل، Hany Pary گفته است :

پارت 7:

من به جای دردم آمد!

..

خسته نباشی دوستم

چرا انهمه منو گریه موکونی عاخه 😭😭😭😭

ممنون ممنون

گریه میکنی خوشگل میشی آخه

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

رهی از همیشه وحشس و پروا تر بود.

خسته نباشی مریم جان.پارت کوتاه اما شدیدا دردناک بود_-

به شخصه با ورود رهی لرزیدم و بعد، با اومدن امین نفس آسوده کشیدم.

شدیدا مشتاقم ببینم دوست شمسیا و یا خودش، چه فکری در سر دارن_*

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

سلام مریم گلی❤

عالی بود دختر! قلمت چه پیشرفت جانانه ای کرده!

جمله های سراسر تشبیه، شیرین و خیلی خوانا و دوست داشتنی واقعا به دلم نشست مرسییییی😍😍😘😘

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ارسال شده در (ویرایش شده)

سلام قشنگم💛

بازم که کولاک کردی با این داستان💙 خیلی دوسش داشتم و اینکه داستان یه حال و یه فضای قدیمس و صمیمی داره که خیلی به دلم می شینه. مثل همیشه احساسات رو به قشنگترین حالت بیان کردی و ما رو با خودت به عمق داستان بردی😍 احساسات شمیسا رو خیلی زیبا توصیف کردی و با پارت اخرت، واقعا دلم به حالش سوخت😢

فقط یه ایراد کوچولو وجود داره که توی بعضی از پارت ها از فعل ماضی استفاده کرده بودی. محوریت داستان روی فعل مضارع هست و بیشتر جملاتت رو به صورت حال نوشتی ولی یه جاهایی از دستت در رفته و فعل ها ماضیه. اگه این مورد رو درست کنی دیگه هیچ مشکلی نیست💕

فقط یه چیزی. رهی دقیقا چیست؟😐 رَهی؟ رُهی؟ رِهی؟😐

معنی این اسم چیه؟ مخفف اسم دیگه ایه؟

خوشحال میشم به سوالات اینجانب پاسخ دهید 😶

قلمت مانا✒❤ @mang🌚

ویرایش شده توسط meli.km

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

فوق العاده قشنگ بود...

من همیشه از متن های ادبی بدم میومد اما این یکی خیلی قشنگ بود آدم ناخودآگاه تحت تاثیر قرار میگیره و دوست داره ادامه بده 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در در 12 دی 1398 در 21:54، hanila گفته است :

رهی از همیشه وحشس و پروا تر بود.

خسته نباشی مریم جان.پارت کوتاه اما شدیدا دردناک بود_-

به شخصه با ورود رهی لرزیدم و بعد، با اومدن امین نفس آسوده کشیدم.

شدیدا مشتاقم ببینم دوست شمسیا و یا خودش، چه فکری در سر دارن_*

درستش میکنم عشق🌹

خب خداروشکر که نفست آسوده شد 😺

سعی میکنم پارت بعدی رو بلند تر بذارم که حسابی لذت ببری فدات شم😘😘

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در 20 ساعت قبل، Giiilass گفته است :

سلام مریم گلی❤

عالی بود دختر! قلمت چه پیشرفت جانانه ای کرده!

جمله های سراسر تشبیه، شیرین و خیلی خوانا و دوست داشتنی واقعا به دلم نشست مرسییییی😍😍😘😘

سلام گیلاس خوشمزه ی من

بالاخره بعد از کلی تلاش به نتیجه مطلوب رسیدم😂😦

ممنونم واقعا خیلی خیلی خوشحال شدم که گوشه نظری به دست نوشته های من انداختی عزیزدلم خوشحال میشم تا آخرش بخونی و راهنماییم کنی😍🌹

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در 12 ساعت قبل، meli.km گفته است :

سلام قشنگم💛

بازم که کولاک کردی با این داستان💙 خیلی دوسش داشتم و اینکه داستان یه حال و یه فضای قدیمس و صمیمی داره که خیلی به دلم می شینه. مثل همیشه احساسات رو به قشنگترین حالت بیان کردی و ما رو با خودت به عمق داستان بردی😍 احساسات شمیسا رو خیلی زیبا توصیف کردی و با پارت اخرت، واقعا دلم به حالش سوخت😢

فقط یه ایراد کوچولو وجود داره که توی بعضی از پارت ها از فعل ماضی استفاده کرده بودی. محوریت داستان روی فعل مضارع هست و بیشتر جملاتت رو به صورت حال نوشتی ولی یه جاهایی از دستت در رفته و فعل ها ماضیه. اگه این مورد رو درست کنی دیگه هیچ مشکلی نیست💕

فقط یه چیزی. رهی دقیقا چیست؟😐 رَهی؟ رُهی؟ رِهی؟😐

معنی این اسم چیه؟ مخفف اسم دیگه ایه؟

خوشحال میشم به سوالات اینجانب پاسخ دهید 😶

قلمت مانا✒❤ @mang🌚

سلام داش کریم🙋🙋

قربونت برم من ممنون از نگاه زیبا و دلنشینت

درست میگی بعضاً افعال رو قاطی کردم که حتما ویرایش میکنم ممنون از دقت نظرت❤❤💋💋

😂😂😂یکم سخته ولی قابل تلفظه 

رَهی 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در 12 ساعت قبل، Loye گفته است :

فوق العاده قشنگ بود...

من همیشه از متن های ادبی بدم میومد اما این یکی خیلی قشنگ بود آدم ناخودآگاه تحت تاثیر قرار میگیره و دوست داره ادامه بده 

سلام عزیزدلم

بسیار بسیار سپاسگذارم که داستانم رو خوندی ممنون از نگاه زیبات خوشحال میشم اگه تا پایان داستان همراهیم کنی❤🌹💋

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

در 2 ساعت قبل، mang🌚 گفته است :

سلام گیلاس خوشمزه ی من

بالاخره بعد از کلی تلاش به نتیجه مطلوب رسیدم😂😦

ممنونم واقعا خیلی خیلی خوشحال شدم که گوشه نظری به دست نوشته های من انداختی عزیزدلم خوشحال میشم تا آخرش بخونی و راهنماییم کنی😍🌹

قربونت بشم عزیزکم💋💋💋

از شما با استعداد چیزی جز این توقع نمی رفت👌👏👏

حتما مهربون باعث افتخاره❣

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 11 ساعت قبل، mang🌚 گفته است :

سلام عزیزدلم

بسیار بسیار سپاسگذارم که داستانم رو خوندی ممنون از نگاه زیبات خوشحال میشم اگه تا پایان داستان همراهیم کنی❤🌹💋

با کمال میل 

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
افتخارات

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.


×
×
  • اضافه کردن...