رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'جنایی'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار اصلی
    • سرآغاز / به نودهشتیا خوش آمدید
    • ارتباط با مدیران
  • کتاب
    • تایپ و شروع نویسندگی
    • تالار طراحی جلد
    • ترجمه کاربران سایت
    • معرفی و نقد کتاب کاربران
    • تالار ويراستاری
    • کتابهای کاربران 98iia
    • دانلود کتاب
    • پاتوق نویسندگان
    • تالار کتابهای ترجمه شده.
  • آموزش
  • فرهنگ و هنر
  • سینما و تئاتر
  • مشکلات سایت
  • متفرقه
  • عکس
  • عمومی
  • نودهشتیا
  • نگارنده ها +++ چالش +++
  • نگارنده ها موضوع هاروزای زندگی
  • نگارنده ها برو بچ نظرتون درباره ی کودتا در مدرسه چیه ؟
  • نگارنده ها خبر بد
  • نگارنده ها دوست ها
  • نگارنده ها چالش رمان خونا
  • نگارنده ها فرض کن قراره فیلم زندگیتو درست کنن به نظرت اسمش چی باشه؟
  • نگارنده ها بی وفایی
  • نگارنده ها این قسمت : معرفی خودمون بهم دیگه مثل خل و چلا
  • نگارنده ها خونه ی متروکه
  • نگارنده ها آرزو
  • نگارنده ها حق انتخاب
  • نگارنده ها اسم
  • نگارنده ها ماشین زمان
  • نگارنده ها مردن
  • نگارنده ها آینه و احساسات
  • نگارنده ها حال بد
  • نگارنده ها نظرات
  • نگارنده ها عکس
  • نگارنده ها خدا
  • نگارنده ها زندگی حیوانی
  • شاه‍ قلـبم ^~^ لهترین اتفاق بـرات تو زندگیت‍ کـی افتاد
  • شاه‍ قلـبم ^~^ دویت داری چه‍ رؤ
  • #رمان_بخوانیم قوانین گروه
  • رمان نویسان کوچک موضوع ها سحر
  • رمان نویسان کوچک خوش آمدید
  • رمان نویسان کوچک موضوع ها همه کاربران
  • دیونه بازی موضوع ها
  • کلوپ وحشت تالار وحشت
  • ☠️ماوراء☠️ معما 💖
  • ☠️ماوراء☠️ پاسخ گویی به سوالات شما ❤
  • ☠️ماوراء☠️ همه چیز درمورد جن ها
  • ☠️ماوراء☠️ دیزنی لند ☠️
  • ☠️ماوراء☠️ سرگرمی
  • ☠️ماوراء☠️ عناصر درون☄️
  • ☠️ماوراء☠️ داستان های کوتاه ترسناک
  • ناظران این سایت موضوع ها
  • ناظران این سایت اگه الان...
  • گروه آموزش ناظران تالار پرسش و پاسخ
  • گروه آموزش ناظران تالار آموزش
  • گروه آموزش منتقدان تالار آموزش
  • گروه آموزش منتقدان تالار پرسش و پاسخ
  • دهه هفتادی های سایت موضوع ها
  • آموزش نویسندگی انجمن نودهشتیا کارگاه آموزش عناصر داستانی+نقد
  • آموزش نویسندگی انجمن نودهشتیا قونین گروه
  • آموزش نویسندگی انجمن نودهشتیا اطلاعیه ها
  • آموزش نویسندگی انجمن نودهشتیا کارگاه معرفی اعضا+ سطح بندی(اختیاری)
  • آموزش نویسندگی و ویراستاری نودهشتیا اصول درست نویسی
  • آموزش نویسندگی و ویراستاری نودهشتیا متفرقه
  • آموزش نویسندگی و ویراستاری نودهشتیا زندگی نامه نویسنده های معروف
  • آموزش نویسندگی و ویراستاری نودهشتیا بحث و گفتگو
  • آموزش نویسندگی و ویراستاری نودهشتیا آموزش نویسندگی
  • آموزش نویسندگی و ویراستاری نودهشتیا تمرینات(اختیاری)

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


About Me


کاربر

38 نتیجه پیدا شد

  1. بسمه رب الفلق نام رمان:من خالتورم نویسنده:Nersia(نام اصلی ذکر نمی شود.) توضیح:(خالتور از واژهٔ روسیِ «خالتورا» (به روسی: халтура)، به‌معنیِ «کار بی‌ارزش»، «کارِ با کیفیتِ پایین»، «کارِ سرِهم‌بندی‌شده»، «آشغال» و «بُنجُل»، ریشه گرفته‌است.)اما در این رمان غنیمت بی ارزش معنا می شود. هدف:(توضیح دادن پدیده ی (Roswell) و بحث اینکه چه اتفاقی واقعا در آن حادثه افتاد و پدید آوردن اثری جدید از تفکری جدید نسبت به نگرش این پدیده همرا با عنصر تخیل) ژانر: _جنایی_ درام ـ اکشن زمان پارت گذاری:نامعلوم خلاصه:همه چیز از یک تولد آغاز می شود، تولدی که قرار نیست و نبوده که رخ دهد، حال فرزند بدون سر و مغز ،زیر دستگاه می رود و خدا می داند که پروفسور جی . گو آلدر و بقیه ی دانشمندان سازمان سیاه آمریکا ، این بچه را به چه چیزی تبدیل خواهند کرد. یک مانستر(هیولا)؟ یا یک ابر انسان شبیه ساز شده؟ تکیه کلام شخصیت اصلی: من ترجیح می دم توی جهنم فرمانروایی کنم تا اینکه توی بهشت خدمت! لینک نقد و بررسی رمان: /forum.9.com/topic/1نقد-رمان عکس شخصیت های رمان من خالتورم: شخصیت-های-رمان-من-خالتورم/ کلیپ ویدیوهای رمان: /کلیپ_ویدیو_رمان_آلمانی_من_خالتورم
  2. نام رمان: سرمای یک شمالی نام نویسنده: حسن کاوئی ژانر: عاشقانه، درام هدف از نوشتن: می نویسم چون گوش نمی دهد... ساعات پارت‌گذاری: نامعلوم خلاصه: تا چشم کار می کرد سرما بود. تا عمق چشمان بی روحش! تا زیبایی وصف نشدنی صورتش! تا انتهای دنیا! چگونه می توانست از این سرما بگریزد؟ مترسکی هم آن اطراف بود. با یک ضربدر روی دهانش. با صدایی خش دار می خندید. پسرک فریاد می کشید ولی هنوز امیدوار بود! ویراستار: @fatima.. صفحه ی نقد:
  3. ★✩به نام خداوند جان و خرد★✩ نام رمان: شکیب نام نویسنده: One more light ژانر: جنایی، عاشقانه ساعت پارت گذاری: نامشخص هدف از نوشتن: به اشتراک گذاشتن افکار درونی و پرداختن به زندگی شخصیِ خلافکار ها خلاصه: داستان روایتگر زندگیِ پسری ست که با ورود شخصی به زندگی اش، سعی در خوب جلوه نشان دادن خودش می کند. اما اتفاقاتی پیش می آید که دخترک با چهره ی حقیقی پسرک رو به رو می شود. اما با این حال، به پسرک قصه اعتماد می کند و می کوشد او را از بد بودن منصرف کند، نزدیکش شود، و به او نشان دهند آنچنان که خودش می پندارد، بد نیست. اما همه چیز آن طور که باید پیش نمی رود، و... صفحه نقد: https://forum.98iia.com/topic/6702-معرفی-و-نقد-رمان-شکیب-mahhiiکاربر-انجمن-نودهشتیا/ سطح قلم: حرفه ای ویراستار: @Marzii78
  4. "به نام خداوند عدالت" نام رمان: تَــلـبـیـســـ‌ عـــدالـــتـــــ...∞ نام نویسنده: asal_deshvin (عسل دشتیان داودی) ژانر: درام - جنایی - اجتماعی هدف: به قلم کشیدن جنایت و برقراری عدالت... ساعات پارتگذاری: نامعلوم خلاصه: رمان تلبیس عدالت ، روایت دختری به اسم طنین را بیان می‌کند؛ که در اثر یک اتفاق به زندان می‌افتد! آن‌جا با سه نفر از هم سلولی های خودش آشنا می‌شود. سه دختری که... و پایانی که ، طنین به تلبیس عدالت خاتمه می‌دهد... لینک صفحه نقد:👇 صفحه نقد رمان تـلـبـیـســـ‌ عـدالـتــــ لینک صفحه عکس شخصیت ها:👇 عـڪســ شخـصـیـتــ‌های رمـان تــلــبــیــســــ عـــــدالــتـــــ
  5. نام رمان :قاتل ناشناس نویسنده : HamID JI ژانر: ترسناک_جنایی هدف: نویسندگی خلاصه: قاتلی سریالی درحال کشتن مردم نیویورک است و هیچکس نمی داند او چه کسی است. افسر پلیس جیمز جکسون، مسئول حل این پرونده است. تنها چیزی که از این قاتل می دانیم، او هیچ جنازه ای باقی نمی گذارد. صفحه نقد:
  6. نام رمان: این پایان من نیست. نام نویسنده: S.A ژانر: عاشقانه_جنایی_ترسناک ساعت پارت گذاری: نامعلوم هدف از نوشتن: امید به زندگی خلاصه: کارلین دختری نوزده ساله است که برای ادامه تحصیل از بروکسِل (پایتخت باژیک) به دانشگاه نخبگان در برلین (پایتخت آلمان) می‌رود. تمامی خانواده‌ی او به جزء پدرش که تاجر است کشته شده‌اند و او در برلین در کنار عمه‌اش زندگی می‌کند که بعد از مدتی با حادثه های گوناگون پی می‌برد که کسی قصد کشتن او را دارد در این حین عشق در زندگی‌اش جریان پیدا می‌کند، اما... لینک رمان: لینک رمان این پایان من نیست.
  7. نام رمان:مافیای عشق نویسنده: سانیا پالیز / کاربر نودهشتیا ژانر: عاشقانه،طنز،جنایی هدف: علاقه به نوشتن ساعت پارت گذاری: نامعلوم خلاصه: داستان من داستان دختریست که در بین مافیا به دنیا آمده و بزرگ شده اما خودش از این موضوع بی خبر است. ازدواجی ناموفق و دلی شکسته از این دختر احساساتی و زود رنج، دختری قوی و دشمن عشق می سازد. اما آیا او هیچوقت عاشق نخواهد شد؟
  8. نام رمان: لازم نیست نام نویسنده: سحر آذری یعنی خودم ژانر: جنایی ساعات پارت گذاری: نامعلوم هدف: اینکه آشنا بشیم با دنیای متفاوت همیشه قرار نیست که شاهد عشق بین دو نفر باشیم. خلاصه: درباره یه دختریه که به دنبال برادر کوچیکش میره ولی با حوادث گوناگونی رو به رو میشه. نمی خواستم این تصویرها رو ببنیم ولی با اصرار خاله رزیتا چشم هام رو باز کردم. خیلی هیجان زده بودم برای خودم و مارتین... ویراستار: @yas.h
  9. نام رمان: دو چهره ی متفاوت نویسنده: niloofar_ کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: عاشقانه _ غمگین _ پلیسی _ تخیلی ساعت پارت گذاری: نامعلوم هدف: هرکسی یک فرق با بقیه داره که اون رو خاص می کنه. خلاصه: سایه دختری بیست و شیش ساله با یک زندگی معمولی است. یک شب سایه با بهترین دوستش باران به قرار از پیش تعیین شده ای می روند. سایه به دختر عجیبی بر می خورد که سرنوشتش را تغییر می دهد. سایه تا به حال به داشتن یک همزاد اعتقادی نداشته است؛ اما با دیدن دختری به اسم نورا، باور می کند که دونفر می توانند بدون رابطه ی خونی، چهره های یکسانی داشته باشند. از بدشانسی سایه، نورا چندان آدم خوبی نیست. نورا برای فراری از پدر پرخاشگرش، سایه را درگیر ماجرای خود می کند. سایه چگونه می تواند هویت خود را ثابت کند؟ چگونه می تواند به بقیه ثابت کند نورا نیست؟! چگونه می تواند خشم پسری را خاموش کند که به شدت از پدر نورا و خود نورا متنفر است؟! ناظر رمان : @sarajaberi لینک صفحه بررسی و نقد رمان دو چهره ی متفاوت: بررسی و نقد رمان دو چهره ی متفاوت لینک صفحه ی عکس شخصیت ها
  10. نام رمان :کاش دخترت نبودم نویسنده : سها بانو کاربر سایت نود وهشتیا هدف : تصمیم هایی که پدر ومادرها میگیرند روی زندگی بچه هاشون تاثیر داره... خلاصه : بعضی آدما هستن، که هرچقدر هم بهت بدی کرده باشند، نمی تونی ازشون متنفر باشی. وقتی یه نفر منو از دور میبینه میگه این آدم امکان نداره مشکلی توی زندگیش داشته باشه!! اما مگه هرکسی مشکلات زندگی خودشو داره .. و من رویا عظیمی مشکلم اینه که دختر تو هستم پدر!!!!!
  11. به نام خدا نام رمان:خواهرم گمشده نام نویسنده: FATEMEH_R ژانر رمان: جنایی، ترسناک، معمایی، تخیلی هدف از نوشتن رمان: علاقه، قوی تر شدن قلم و در میان گذاشتن نوشته هایم با افراد علاقه من ساعات پارت گذاری: نامعلوم خلاصه رمان: مدت‌هاست که ایزابلا خواهر کوچکتر کورالین گمشده است و هیچکس از او خبری ندارد و این موضوع، باعث پریشانی بیش از حد کورالین شده است. نه پلیس و نه هیچ کدام از اطرافیان، در پیدا کردن ایزابلا موفق نشده‌اند. راز عجیبی این شهر را در بر گرفته است. آیا کورالین می‌تواند خواهرش را و یا چندین نفر دیگر را نجات دهد؟ و یا پاپس می‌کشد و خود و آن چندین نفر را در اتش می‌اندازد. پایان این راه چه خواهد شد؟ متشکرم از خانم @.moon. بخاطر طراحی زیباشون معرفی و نقد رمان خواهرم گمشده: معرفی و نقد رمان خواهرم گمشده ویراستار رمان: خانم @Mania.t سطح قلم :حرفه ای داستان از زبان: سوم شخص سخن نویسنده: دوستانی که در حال خوندن رمانم هستین اگه میشه رمانمو نقد کنین و نظراتتون و باهام در میون بزارید تا منم بدونم نقاط قوت و ضعفم چیا هستن. باتشکر @✔Mania✔
  12. اسم رمان: دیاپازون نام نویسنده: ANNAEM هدف از نوشتن: علاقه شدید به نویسندگی ساعات پارت گذاری: نامعلوم خلاصه: دختری که میاد تا بازی رو شروع کنه، می‌خواد کارگردان این قصه باشه و همه‌ رو به وسط زندگیش بکشونه؛ زندگی که یه خدا داره... اون‌ هم درده! مقدمه: بچه که بودم آرزو می‌کردم برف بباره، الان که بزرگ شدم فقط نیم‌ نگاهی به آسمون می‌کنم. نمی‌دونم... آرزو کردن رو فراموش کردم یا برف باریدن رو! @Hasti1910
  13. نام: ارتقاع نام نویسنده: رایا ژانر: رمان ماورایی هدف: نوشتن و ساختن شخصیت هایی که برای کشورم غرور آفرین باشد و البته که برای من شاد و سرگرم کردن دنبال کننده هایم مهم ترین هدف است. ساعات پارتگذاری: نامعلوم خلاصه: شش نفر در شش مکان متفاوت، زندگی این شش نفر به یک افسانه گره خورده است و خود انها از این موضوع بی خبر هستند، به دنبال آن افسانه آنها به جهانی دیگر وارد می شوند و حقیقت درونی آنها برای خودشان پیدا می شود. مقدمه: آیا تا به حال به کلمه ی ارتقاع فکر کرده اید ؟؟ اصلا ارتقاع به چه معناست ؟ من میگویم ارتقاع ینی بالا رفتن و صعود کردن اما آیا ارتقاع فقط مختص آدم هاست و فقط باید از کوه ها و مکان های مرتفع بالا رفت اگر معنی اصلی آنها چیز دیگری باشد چه ؟؟؟ اگر زندگی همه‌ی ما به یک ارتقاع وصل باشد و ما بتوان با ارتقاع به نقطه ی اوج زندگی رسید آن وقت چه ؟؟؟؟؟ آن وقت چه کسانی ارتقاع پیدا میکنند و چه بر سر جهان می آید ؟؟؟ لینک رمان:رمان-ارتقاع
  14. نام رمان:خواهرم گمشده نام نویسنده:FATEMEH_R ژانر رمان:تخیلی، جنایی، معمایی، هدف از نوشتن:علاقه، قوی تر شدن قلم و در میان گذاشتن نوشته هایم با افراد علاقه مند ساعت پارت گذاری:نامعلوم خلاصه:مدت هاست که ایزابلا خواهر کوچکتر کورالین گمشده است و این موضوع باعث پریشانی بیش از حد کورالین شده است. نه پلیس و نه هیچکدام از اطرافیان در پیدا کردن ایزابلا موفق نشده اند. راز عجیبی این شهر را در بر گرفته است. آیا کورالین می تواند خواهرش، و یا چندین نفر دیگر را نجات دهد؟ و یا پاپس می کشد و خود و ان چندین نفر را در اتش می اندازد؟ پایان این راه چه خواهد شد؟ لینک صفحه ی اصلی رمان خواهرم گمشده: صفحه ی اصلی رمان خواهرم گمشده
  15. نام رمان: سیاه پوش نویسنده: BI1380TA 0 ژانر : عاشقانه . جنایی هدف: ... خلاصه: صدای در رو شنیدم لبخند محوی نشست رو لبام صدای بمش رو شنید : بیچاره چطور دیونه شده بزار تا وقتی بیهوشه دستاش باز باشه . دستام رو باز کرد منم همون لحظه چشمام رو بازکردم تمام نفرتم رو ریختم توش با یه حرکت کوبیدم به تاج کوچیک تخت بیهوش شد خون قرمزش روی زمین سفید ریخت زود کارتش رو برداشتم زدم به کلید در فرار کردم ... ساعت پارت گذاری: نا معلوم
  16. نام رمان:تاوان بی گناهی نویسنده:elnaz_ah63 کاربر انجمن نودوهشتادیا ژانر:جنایی_درام_عاشقانه هدف:ﺫﻫﻦ ﻣﺎ ﻣﺜﻞ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻧﻪ، ﻣﺎ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﯾﻢ ﮐﻪ ﮐﺪﻭﻡ ﺷﺒﮑﻪ ﺭﻭ ببینیم ﺷﺒﮑﻪ ﺭﻧﺠﺶ، ﺷﺒﮑﻪ ﺑﺨﺸﺶ، ﺷﺒﮑﻪ ﻧﻔﺮﺕ، ﺷﺒﮑﻪ ﻣﻬﺮﺑﻮﻧﯽ، ﺷﺒﮑﻪﺷﺎﺩﯼ ﯾﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎﯼ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﺩﯾﺮﻭﺯ .ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻓﮑﺮ ﮐﻦ، ﺩﯾﺪﻥ ﮐﺪﻭﻡ ﺷﺒﮑﻪ ﺣﺎﻝ ﺗﻮ ﺭﻭ ﺑﻬﺘﺮ ﻣﯿﮑﻨﻪ، ﺫﻫﻨﺖ ﺭﻭ ﺑﺬﺍﺭ ﺭﻭﯼ ﻫﻤﻮﻥ ﺷﺒﮑﻪ ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﻪ ﺍﮔﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﻫﺎ ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ، ﮐﻨﺘﺮﻝ ﻣﻐﺰﺕ ﺩﺳﺖ ﺧﻮﺩﺗﻪ! ساعت پارت گذاری:روزهای زوج ساعت7شب خلاصه:یه رمان قشنگ به سبک عاشقانه درام که میتونه هر مخاطبی رو به خودش جذب کن شخصیت دختر رمان من اسمش الگاست یه دختر شرو شیطون و درسخون و البته توجه ای به جنس مخالف نداره تا اینکه به اصرار یکی از دوستاش وارد رابطه میشه که این رابطه برابر با سیاه بخت شدنه این دختره خیلی خب دیگه مزش نره زیادی توضیح دادم این رمان واقعا خیلی درامه امیدوارم خوشتون بیاد و جذبش شین کشته مشته ی همتونم. لینک صفحه و بررسی رمان تاوان بی گناهی:بررسی و نقد رمان تاوان بی گناهی @Wσℓƒɨε
  17. نام رمان: من قاتل نیستم نویسنده: عارفه حمزه|کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: جنایی، اجتماعی، عاشقانه ساعات پارت گذاری: نامعلوم منتقد: @niloofar_ هدف: ما انسان ها از خاک آفریده شده ایم. خاک پست و بی ارزش نیست، فقط مشکلش ساده بودن است. آری ما انسان ها بیش از اندازه ساده لوحیم. خیلی ساده اعتماد می‌کنیم و ضربه می‌خوریم! اعتماد به انسان های شیطان صفت گاهی، زندگی ات را بر باد می‌دهد. من از نوشتن این داستان قصد دارم که تلنگری به آدم ها بزنم، به آنهایی که به سادگی اعتماد می‌کنند. خلاصه: من قاتل نیستم! هر چه فریاد زدم کسی صدایم را نشنید. باور کنید من او را نکشتم. وقتی که برای من دام پهن کرد خودش در دام افتاد. من مقصر مرگ او نیستم. شاکی بودن از کسی دلیلی محکمی برای کشتن نیست...باور کنید، من قاتل نیستم! داستان از آنجا شروع شد که یک نفر کشته و او مرا نجات داد. "او" که می‌گویم یک فرشته‌ی نجات نیست، کسی است که صادقانه همراهم بوده و هست... @81negin
  18. نام رمان: من هستم نویسنده: kiana2002 کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر:عاشقانه، طنز، جنایی هدف: زندگی مسیریست پر پیچو خم همانند موج های پرخروش گسترده ای آبی که برای عبور از آنها باید با جان و دل تلاش کنیم تا در انتهای به موج های بی رحم با لبخندی پیروزمندانه بگوئیم من توانستم ؛) ساعت پارت گذاری : روز های زوج ساعت های ۹ الی ۱۱ شب خلاصه: گویا آنشب وقتش رسیده بود، وقت آنکه سرنوشت آندو با طنین تکان دهنده رعدو برقی به سوزانندگیه قلب هایشان برخیزد ، برخیزد و در آن شب که صدای تپش های گرم و سوزاننده دو قلب هم آوای طنین قطره های الماس گونه باران شده بودو سکوت سنگین هزارتوهای خیس از عشق شهر را میشکست انگشتان دو دست را درهم گره بزند و دو نگاه لبریز از فریاد های سوزناک را درهم بدوزد. نگاه هایی از دو جفت چشم که انعکاس رقص ستارگان در رودخانه سیماب گونه را به نمایش می‌گذاشت. لبخند کوچکی به آندو بزند و مخفیانه در گوششان نجوا کند: قلم در دست من است و حرکات انگشتانم بسته به شماست ، که هیچ گاه زانو های خود را در برابر شلاق های زندگی فرود نیاورید ، که هیچ گاه به این احساس گرما بخش که قلب هایتان را به یکدیگر پیوند زده پشت نکنید، اینگونه است هنگامی که به انتها رسیدید خواهید فهمید با درکنار هم بودنتان چگونه بهترین هارا برایتان رقم خواهم زد
  19. ریوردیل (انگلیسی: Riverdale) یک سریال تلویزیونی آمریکایی بر اساس شخصیت‌های است. این مجموعه برای سی‌دابلیوساخته شده بود. این مجموعه توسط استودیوهای تلویزیونی سی‌بی‌اس و وارنر برادرز تله‌ویژن با همکاری گرگ برلانتی تولید شده‌است. ژانر: درام نوجوانانه معمایی جنایی بر پایهٔ : بر اساس شخصیت‌ها و داستان‌های آرچی کامیکس توسعه‌دهندهRoberto Aguirre-Sacasa بازیگران: کی جی آپا لیلی راینهارت کول میچل اسپراوس کامیلا مندس ماریسول نیکولز مدلین پتچ اشلی ماری میدچن امیک لوک پری مارک کانسوئلوس کیسی کات اسکیت اولریش راویکول اسپراوس آهنگساز : بلیک نیلی زبان‌(های): اصلی انگلیسی تعداد قسمت‌ها: ۶۱ (فهرست قسمت‌ها) تهیه‌کننده اجرایی: Jon Goldwater Sarah Schechter گرگ برلانتی Roberto Aguirre-Sacasa تهیه‌کننده: جی. بی مورانویل تدوین‌گر: Paul Karasick Harry Jierjian مکان‌هاونکوور فیلم‌برداری: Stephen Jackson David Lanzenberg مدت: ۴۲–۴۵ دقیقه تولیدکننده: گرگ برلانتی Archie Comics استودیوهای تلویزیونی : سی‌بی‌اس وارنر برادرز تله‌ویژن توزیع‌کننده: وارنر برادرز تله‌ویژن شبکه اصلی: سی‌دابلیو انتشار اولیه: ۲۶ ژانویه ۲۰۱۷ – present
  20. اسم رمان .عطر گل اقاقیا نویسنده . SH.H ژانر. اجتماعی هدف . آرامش خودم و کسایی که می خونن. خلاصه . زندگی یه سری آدم که گره کوری خورده و برای باز شدنش باید یک طرف نخ بریده بشه اما.. پارت گذاریم ساعت خاصی نداره چون یه دانش آموز بی اندازه پر مشغله ام که نوشتن رو دوست داره و آرومش میکنه..اما در هفته دو یا سه پارت میزارم. @81negin
  21. نام داستان: نقاب دوستی نویسنده: niloofar_ کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر: جنایی _ رازآلود ساعات پارت گذاری: نامعلوم هدف: کسانی هستن که فکر می کنیم دوست ما هستن! خلاصه: آلفرد بهترین دوست جان است. در شب تولد جان، جان توسط آلفرد کشته می شود و پسری شاهد این اتفاق است. پسر مورد بازجویی پلیس قرار می گیرد. قصد آلفرد از کشتن جان چه می تواند باشد؟ چرا آلفرد بهترین دوستش را به قتل رساند؟
  22. به نام خدا نام نویسنده: زهرا امیری کاربر انجمن نودهشتیا نام رمان: ایست! دستا بالا ژانر: پلیسی _ جنایی _ هم خونه ای هدف از نوشتن: نویسندگی ساعت پارت گذاری: نامشخص خلاصه: مثل همه‌ی رمان های پلیسی یه دختر و یه پسر ماموریت دارن که یه باند قاچاق رو منحل کنن؛ اما برخلاف بقیه تو ماموریت شون شکست می خورن. به خاطر پسر قصه دختره کارش رو از دست می‌ده و چون به کارش احتیاج داره پسره داستان می خواد جبران کنه؛ ولی چطوری؟ نوشته شده توسط کاربر انجمن نودهشتیا ناظر: @ARcher
  23. نام داستان کوتاه: آخرین اشتباه زندگی من نویسنده:niloofar_ کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: جنایی _ عاشقانه _ درام هدف: هیچ کس اون طور که فکر می کنی نیست خلاصه: داستان کاراگاهی به نام ویلیام است که برای تحقیق درباره ی قتلی که در خانه ای رخ داده، به آن خانه می رود و عاشق دختری می شود... لینک صفحه بررسی و نقد داستان کوتاه آخرین اشتباه زندگی من: بررسی و نقد داستان کوتاه آخرین اشتباه زندگی من
  24. سلام به مدیریت محترم درخواست طراح برای رمانم رمان: به وقت تنهایی نویسنده: افسانه افشاری ژانر عاشقانه تراژدی وجنایی https://forum.98iia.com/topic/9122-رمان-به-وقت-تنهایی-افسانه-افشاری-کاربر-انجمن-نودهشتیا/page/2/?tab=comments#comment-229826 و بعد از اعلام گرافیست موارد مد نظرم رو بهش اطلاع میدم اهم از فونت وطرحی که دارم عکس های پیشنهادی: عکس اصلی) (عکس اصلی) واسه عکس گوشه
  25. عنوان: رز سیاه نویسنده: (mahsa.sh)کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر: جنایی ، عاشقانه هدف: علاقه به نویسندگی ساعات پارت گذاری: نامشخص خلاصه: رز سیاه اسم یه پرونده ی حل نشده ست که سالها توی قفسه پرونده های دایره جرائم خشن در حال خاک خوردن بود، تا اینکه یه جسد با یه رز سیاه مقابل خونه سروان ریاحی پیدا شد! مقدمه قتل نیاز به انگیزه های متفاوتی داره، خشم، ترس، نفرت... اما رز سیاه از اون پرونده قتل هایی نیست که بتونی به راحتی انگیزه قاتل رو درک کنی. یه قاتل سریالی که روی جسد قربانی هاش از خودش یه امضا به جا می ذاره، یه رز سیاه!
×
×
  • اضافه کردن...