رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'تخیلی'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار اصلی
    • سرآغاز / به نودهشتیا خوش آمدید
    • ارتباط با مدیران
  • کتاب
    • تایپ و شروع نویسندگی
    • تالار طراحی جلد
    • ترجمه کاربران سایت
    • معرفی و نقد کتاب کاربران
    • تالار ويراستاری
    • کتابهای کاربران 98iia
    • دانلود کتاب
    • پاتوق نویسندگان
    • تالار کتابهای ترجمه شده.
  • آموزش
  • فرهنگ و هنر
  • سینما و تئاتر
  • مشکلات سایت
  • متفرقه
  • عکس
  • عمومی
  • نودهشتیا
  • نگارنده ها +++ چالش +++
  • نگارنده ها موضوع هاروزای زندگی
  • نگارنده ها برو بچ نظرتون درباره ی کودتا در مدرسه چیه ؟
  • نگارنده ها خبر بد
  • نگارنده ها دوست ها
  • نگارنده ها چالش رمان خونا
  • نگارنده ها فرض کن قراره فیلم زندگیتو درست کنن به نظرت اسمش چی باشه؟
  • نگارنده ها بی وفایی
  • نگارنده ها این قسمت : معرفی خودمون بهم دیگه مثل خل و چلا
  • نگارنده ها خونه ی متروکه
  • نگارنده ها آرزو
  • نگارنده ها حق انتخاب
  • نگارنده ها اسم
  • نگارنده ها ماشین زمان
  • نگارنده ها مردن
  • نگارنده ها آینه و احساسات
  • نگارنده ها حال بد
  • نگارنده ها نظرات
  • نگارنده ها عکس
  • نگارنده ها خدا
  • نگارنده ها زندگی حیوانی
  • شاه‍ قلـبم ^~^ لهترین اتفاق بـرات تو زندگیت‍ کـی افتاد
  • شاه‍ قلـبم ^~^ دویت داری چه‍ رؤ
  • #رمان_بخوانیم قوانین گروه
  • رمان نویسان کوچک موضوع ها سحر
  • رمان نویسان کوچک خوش آمدید
  • رمان نویسان کوچک موضوع ها همه کاربران
  • دیونه بازی موضوع ها
  • کلوپ وحشت تالار وحشت
  • ☠️ماوراء☠️ معما 💖
  • ☠️ماوراء☠️ پاسخ گویی به سوالات شما ❤
  • ☠️ماوراء☠️ همه چیز درمورد جن ها
  • ☠️ماوراء☠️ دیزنی لند ☠️
  • ☠️ماوراء☠️ سرگرمی
  • ☠️ماوراء☠️ عناصر درون☄️
  • ☠️ماوراء☠️ داستان های کوتاه ترسناک
  • ناظران این سایت موضوع ها
  • ناظران این سایت اگه الان...
  • گروه آموزش ناظران تالار پرسش و پاسخ
  • گروه آموزش ناظران تالار آموزش
  • گروه آموزش منتقدان تالار آموزش
  • گروه آموزش منتقدان تالار پرسش و پاسخ
  • دهه هفتادی های سایت موضوع ها
  • آموزش نویسندگی انجمن نودهشتیا کارگاه آموزش عناصر داستانی+نقد
  • آموزش نویسندگی انجمن نودهشتیا قونین گروه
  • آموزش نویسندگی انجمن نودهشتیا اطلاعیه ها
  • آموزش نویسندگی انجمن نودهشتیا کارگاه معرفی اعضا+ سطح بندی(اختیاری)
  • آموزش نویسندگی و ویراستاری نودهشتیا اصول درست نویسی
  • آموزش نویسندگی و ویراستاری نودهشتیا متفرقه
  • آموزش نویسندگی و ویراستاری نودهشتیا زندگی نامه نویسنده های معروف
  • آموزش نویسندگی و ویراستاری نودهشتیا بحث و گفتگو
  • آموزش نویسندگی و ویراستاری نودهشتیا آموزش نویسندگی
  • آموزش نویسندگی و ویراستاری نودهشتیا تمرینات(اختیاری)

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


About Me


کاربر

132 نتیجه پیدا شد

  1. نام رمان: ثانیه های امید نویسنده: fateme-alz کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر: عاشقانه، تراژدی، تخیلی،ترسناک هدف: نوشتن باعث میشه ذهنم آروم بشه ساعات پارت گذاری: نامعلوم خلاصه: همه چیز توی زندگیِ نفس خوب بود ولی توی یه شب همه چیز به هم ریخت و حالا تاریکی بود که داشت زندگیش رو احاطه می‌کرد! و حالا باید دید عشق قوی‌تره یا تاریکی؟! ویراستار: @yas.h لینک صفحه نقد رمان ثانیه های امید عکس شخصیت های رمان ثانیه های امید
  2. نام رمان: مارگارِت نویسنده: زهرا میم.علیزاده کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: عاشقانه، تخیلی هدف: نوشتن رمانی با سوژه‌ا‌ی متفاوت، برای علاقمندان به این ژانر رمان. ساعت پارت گذاری: یکشنبه‌ها و چهارشنبه‌ها خلاصه: روایتگرِ زندگیِ دخترکی روستایی که به همراه مادر پیرش، در شب تولد بیست سالگیِ خود، به اجبار راهیِ جنگلی رازآلود می‌شود. جنگلی که تمام رازهای سربه‌مهر شده را فاش خواهد کرد و دخترک را میان موجوداتی از تبارِ ماه و خون، سوق خواهد داد تا دستش را در دست تقدیر نهاده، مسیر زندگی‌اش را تغییر داده و شاید در این میان، او را با معنی عشق حقیقی آشنا سازد. مقدمه: زمانی که قصه‌ها به واقعیت بپیوندند و رازها پایشان را از مرز خفا عبور دهند، جدالِ میانِ نفرین شدگان آغاز خواهد شد! و دختری که شاید کلید اتمام این جدال باشد، پا به معرکه می‌گذارد! اما قصه اینجا تمام نخواهد شد! روزها باید سپری شوند تا همگان دریابند؛ تنها راهِ نجات و صلح، عشق است و عشق..! 💕لینک صفحه‌ی بررسی و نقد رمان خون‌آشامی "مارگارت"💕 💕 عکس شخصیت‌های رمان خونآشامیِ "مارگارت"|زهرا میم.علیزاده کاربر انجمن نودهشتیا 💕 ویراستار: @mounes
  3. نام رمان: سیاهی ناپایدار نویسنده: Ronika کاربر انجمن نودهشتیا ویراستار: زهرا بهمنی ژانر: تخیلی، عاشقانه، ماجراجویی ، هیجانی هدف: برای آرام کردن ذهن شلوغم قلم و کاغذ را انتخاب کردم تا بنویسم و آرام شوم، برای آفرینش تمام چیز هایی که در ذهنم بود. ساعات پارت گذاری: نامعلوم خلاصه: به آسمان شب نگاه می‌کرد، به اطرافش می نگرید. می‌خواست لبخند بزند، اما نمی‌توانست. چه کسی می‌توانست او را شکست دهد؟ خودش؟ خواهرش؟ مادرش؟! یعنی هنوز هم می‌تواند برگردد؟ برگردد تا همه چیز را درست کند؟ هنوز هم همان دختر کوچکی است که منتظر است تا سیاهی پایان یابد؟ همان سیاهی ابدی؟! لینک صفحه نقد و بررسی رمان سیاهی ناپایدار: صفحه نقد و بررسی رمان سیاهی ناپایدار ویراستار: @Zah_ra
  4. نام رمان: سقوطی در تاریکی نویسنده: pari.shan کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: ترسناک، فانتزی، هیجانی، طنز، عاشقانه خلاصه: داستان در مورد دختریه که با مادرش تنها زندگی می‌کنه و هیچوقت هم نفهمیده که پدرش چه جوری فوت شده. حالا این دختر که هیچ‌چیز در مورد گذشته‌ی خانواده‌اش نمی‌دونه، دانشگاه قبول میشه و سرنوشت، بازی جدیدی رو براش آغاز می‌کنه؛ اما چه طوری؟ آیا این دختر می‌تونه راز مرگ پدرش رو کشف کنه؟ مقدمه: تاریکی! چه واژه ی عجیبی‌ است! اما نه برای من؛ منی که سراسر زندگی‌ام تاریکی بوده و بس. آن هم در حالی که تمام شهر، زیر چلچراغ نورانی خورشید، نور افشانی شده بود؛ اما این سرنوشت من است و با سرنوشت نمی‌توان جنگید. سرنوشت من از جنس سقوط است. سقوطی در تاریکی... معرفی و نقد رمان سقوطی در تاریکی ویراستار: @FatiShoki
  5. رمان: در انتهای کوهستان سرد نویسنده:@masoumehmolayari ژانر: عاشقانه، تخیلی، ترسناک هدف:علاقه، و ترویج فرهنگ کتابخوانی و نویسندگی. خلاصه: حس و حال جوانی اش را در پستوی قلب سرد و یخ زده‌اش نهان کرده است. دلرباست، سال‌هاست که با روزگار دست و پنجه نرم می‌کند. در میان همهمه‌ی‌ عالم و آدم با پسری آشنا می‌شود‌. او را از نیت شر شرکای خیانت کارش آگاه می‌سازد؛ گویی نیت خیرش، برای او نمایان نیست و او را جاسوس می‌خواند، تا اینکه.‌‌.‌. ساعت پارت گذاری: نامعلوم @..fa.m..
  6. نام داستان: طالع تاریکی نویسنده: Helen.j ژانر: ترسناک، رازآلود، فانتزی، تخیلی. هدف: به تصویر کشیدن یک شخصیت دوگانه ساعات پارت گذاری: نامعلوم خلاصه: تقدیر شهری کوچک که با پیدا شدن معجون سیاه تغییر می کند و رعب و وحشت و تاریکی را بعد از غروب خورشید و آشکار شدن ماه در آسمان مهمان مردم این شهر می کند.
  7. «به نام خداوند آفتاب گرم» نام رمان: درخشنده در نور به قلم: کیمیا.ح کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: ترسناک، تخیلی، پلیسی. هدف: اگر در تاریک ترین نقطه ی دنیا هم بایستی؛ خورشید چشم می اندازد، دنیا را به دنبالت میگردد و پیدایت می کند! آن قدر دوستت دارد که می خواهد با هر تشعشع دست نوازشی بر سرت بکشد و بگوید: «تو انسانی، ناز پرورده ی یگانه کردگار عالم. از هیچ چیز نترس که پشتیبان تو هیچ کس نیست؛ جز خداوندگارِ همیشه بینا...» نشان دادن این که هر آدمی، با هر گونه گناهی باشی؛ خدا باز هم همان خدای توست. خلاصه: همه‌ی آدم ها مُجرم‌اند! یکی جرم‌اش قلب شکستن است؛ یکی بی اجازه، از وجود کسی چیزی را دزدیده که بازگشتش ناممکن است! خطای آن دیگری تهدید کردن احساسات است و یک نفر تمام این جنایت‌ها را انجام داده است. آدم به آدم گشته است و وجودشان را در هم شکسته است. فردی هم به تمام این گناهان محکوم است؛ روزگارش بی رحمانه قلم در دست گرفته و بر روی کاغذ زندگی‌اش تند و تلخ می نویسد. و او هم خسته شده از دویدن و در آخر برگشتن به خانه‌ی اول گناهانش. می‌خواهم قصه‌ای از عمق دردهای یک انسان بنویسم، هنگامی که روحش مرده و جسمش بیرون از خاک با سازی غمگین می‌رقصد... *** معرفی و نقد رمان درخشنده در نور عکس شخصیت های رمان درخشنده در نور
  8. نام رمان: دخترونه یا پسرونه؟ نویسنده: ELEN کاربر انجمن نودهشتیا ساعت پارت گذاری: نامعلوم هدف: گاهی اوقات تغییر برات لازمه. باید تغییر کنی تا زندگی رو بهتر ببینی، باید تغییر کنی تا بهتر بشی، ولی خودت باید بفهمی تغییری که کردی، درسته یا نه... خلاصه: رها؛ دختری که توی خانواده ای بزرگ شده که مقداری فرق بین اون و داداش بزرگ ترش می زارن. رها اوایل توجهی نمی کنه ولی بعد ها که می بینه این فرق گذاری بیش از حد شده، از دختر بودن خودش متنفر می شه و باعث تغییر بزرگی توی زندگیش می شه. حالا روزی رها تصادف می کنه؛ این تصادف باعث می شه تغییرات دیگه ای توی ذهنش انجام بشه. این تغییر... مقدمه: تنهایی تنها رفیق آدمه که پاش می مونه تو تنهایی می تونی خودت باشی بدون هیچ مانع ای تنهایی می تونی هر کاری بکنی چون فقط خودتی و خودت... ویراستار: @81negin
  9. نام رمان:سایه ها نویسنده: pari.shah کاربر انجمن نود و هشتیا ژانر:ترسناک_تخیلی_هیجانی_عاشقانه_طنز هدف:حتی توی سخت ترین موقعیت ها،خدا مارو تنها نمیذاره و پشتمونه.میخوام با این رمان بهتون نشون بدم خدا هیچوقت تنهامون نمیذاره و کمکمون میکنه. ساعات پارت گذاری:هر روز ۲ پارت ساعت ۱۶ یا ۱۷ خلاصه:داستان در مورد دختریه که با مادرش تنها زندگی میکنه و هیچوقت هم نفهمیده که پدرش چه جوری فوت شده.حالا این دختر که هیچ چیز در مورد گذشته ی خانوادش نمیدونه،دانشگاه قبول میشه و اونجا اتفاقاتی براش میوفته که اونو با واقعیت های زندگیش روبرو میکنه. لینک صفحهhttps://forum.98iia.com/topic/15460-%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D9%87%D8%A7-parishah-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D8%AC%D9%85%D9%86-%D9%86%D9%88%D8%AF%D9%87%D8%B4%D8%AA%DB%8C%D8%A7/?tab=comments#comment-349569
  10. میراث عشق ahomehrara نام نویسنده: ahomehrara هدف:همه جوره به زندگی بخند ارزشی ندارد ژانر:پلیسی تخیلی عاشقانه خلاصه:پسری که بعد سال ها با یک دختر اشنا می شود و در این بین وارد خانواده ای می شود که اشنایی از قبل در ان هست ..... ساعت پارت گذاری: نامعلوم
  11. عشق اشتباهی نام نویسنده:raharow13z13 هدف:زندگی زیباست اگر زشت است دلیلش اون بالاست ژانر:عاشقانه تخیلی پلیسی خلاصه :داستان در مورد دختری است که بعد از سالها عاشق دختری شده است که معشوق دختر عمویش است و اما پسر هم ..... ما در این فراز و نشیب همراه باشید ساعت پارت گذاری:هر دو روز یکبار
  12. نام رمان:پازلی به سوی جهنم نویسنده:النا از انجمن نود هشتیا ژانر:تخیلی،ماجراجویانه،عاشقانه هدف:برای خوش گذرانی می نویسم یا حداقل می خوام اینطور فکر کنید. ساعات پارت گذاری:نامعلوم خلاصه:افسانه با اشک های یک زن شروع شد.در میان آشفتگی دانه ای باوجود دشواری ها در صحرا سر از خاک بیرون می آورد،گل رزی سرخ رنگ!زمانی که گل به کمال می رسد چهار دنیا جدا می شود و گل رز در دریای بی رحم هستی فرو می رود تا ... لینک صفحه بررسی و نقد رمان پازلی به سوی جهنم:بررسی و نقد رمان پازلی به سوی جهنم
  13. [به نام شه افلاک] فلک عشق می نامتت، و تو دست رد به صَدر آن زنی؛ گویی نه!... دلم در سینه خود را به در و دیوار می کوبد و تو باز خود را زِ آن پنهان می کنی... ای الهه ی شَه شب های روشنایی در اعماق تیرگی اندیشه ام!.. گویند دگر نخواهی آمد... رفتی بر سوار باد معطر صبا و گرد و غباری نیز بر جای نگذاشتی که من با آن معیشت را گذرانم... موهایت را دست کشیدن در تار های بلند و کوتاهش را نوازش کردنش را عطر گرم و دلنواز ان را به مشام کشیدنش را از من دریغ کردی و من در تب و تاب خماری ابرُوآن کمان و چشمان مشکی و نگاه غنی از آرامشت مانده ام! سال ها گذشت و بازهم غرقه در افکارت نفس تازه میکنم و شب را روزو روز را شب میکنم. سال هاست در کنار پنجره می نشینم که چهار چوبش پینه در عمق آن ساخته و هر شب گریه سر میدهد. باخود اندیشیدم که چرا چنین است؟؟؟ میدانی استدلالش را بر این بنا ساختم که می زارَد، برای حال این گونم؛ برای حالی که باران نیز بر دلش رحم رِخنه کرده و آنچنان بر طوفانی سوار، بر دل ابری ساکن، برزمینی مانند شهاب های آسمانی تعنه زنان فرود می اید که گویند دلش خون گشت.
  14. نام رمان: افسانه ها حقیقت دارند نویسنده : M&M هدف : اگر در زندگی ات شکست خورده ای پاشو و دوباره تلاش کن چون شکست خوردن یعنی ... تجربه کسب کردن ! خلاصه : من اروشا هستم. ملکه چهار عنصر، گاهی می‌ترسم، عصبی میشم، شکست می‌خورم، اعتماد می‌کنم و... ! من در افسانه‌ها زندگی می‌کنم، گاهی افسانه‌ها حقیقت پیدا می‌کنن و گاهی انسان‌ها افسانه را باور می‌کنن!
  15. نام رمان : تیر و تفنگ نویسنده : verdant کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: فانتزی - تخیلی - پلیسی - عاشقانه - معمایی هدف : تقویت توانایی نویسندگی ساعات پارت گذاری : نامعلوم خلاصه: زندگی پیچیده تر از آن است که بتوان باور کرد.هر شخصی در زندگی ما تاثیری بر سرنوشت ما دارد. آیا همیشه منتخب بودن خوب است؟ سرنوشت از پیش نوشته شده یا قابل تغیر است؟ سخن نویسنده : دوستان خواننده وسط های داستان ممکنه یه شخصیت هایی اضافه بشن.این شخصیت هاجزو داستان نیستن بلکه شخصیت های رمان هایی اند که در آینده می خوام بنویسم یه حالت crossover داره نگران نباشید هر موقع شخصیت ها اضافه شدن داخل پرانتز توضیحش رو می دم تا گیج نشید لینک صفحه نقد و بررسی رمان تیر و تفنگ : بررسی رمان تیر و تفنگ
  16. نام رمان: دنیایی خالی از قهرمان نام نویسنده: yasamen کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: ماجراجویی، تخیلی، عاشقانه هدف: تاش برای انجام کار. زمان پارت‌گذاری: روزهای فرد (ده پارت در هفته) خلاصه: جیسون واکر، همیشه آرزو داشت که زندگی‌اش کمی پر هیجان‌تر باشد. تا اینکه یک روز طبق معمول، در باغ وحش مشغول کار بود که ناگهان درحوضچه‌ی اسب آبی افتاد. بدین ترتیب، وارد جهانی کاملا متفاوت شد. در گذشته‌، مردم سرزمین لیریان، ازمهمانان ماورایی خود با آغوش باز استقبال می‌کردند اما... ویراستار: @FatiShoki
  17. Mahgool89

    مشاعره داستان نویسی😄

    خب امید وارم این تاپیک برای اولین بار باشه مشاعره داستان نویسی هستش. من یه داستان مینویسم و شما اون داستان رو ادامه میدید هر چه قدر خنده دار تر بهتر هرکسی داستان رو از ادامه پاسخ قبلی خودش ادامه میده. خب داستان رو شروع میکنم. امروز یه روز گرم تابستونه، و اگه به سمیرا که دوست صمیمیم هستش قول نداده بودم ترجیح میدم تو خونه بمونم و بیرون نیام. باهاش تو کافه همیشگی قرار گذاشته بودیم. از خیابون رد شدم اومدم از جوب رد بشم که یکی از پشت بهم خورد منم مثل همیشه تعادلم رو از دست دادم رفتم تو جوب. شکه شده از اتفاقی که افتاده برگشتم به عقب دیدم یه پسر خوشتیب و چهارشونه که موهای بورشو به بالا شونه کرده بود بالا سرم وایساده. خب دوستان شما ادامه این داستان رو بنویسید😍
  18. نام رمان:چند بعدی نویسنده:الناز از انجمن نود هشتیا ژانر:تخیلی،ماجراجویی هدف:به تصویر کشیدن احساسات افراد متفاوت که زندگیشون با پذیرش مشکلاتشون شروع شده ساعات پارت گذاری:نامعلوم خلاصه:داستان در ابعاد مختلفی از جهان اتفاق میفته که همه ی آنها به نوبه ی خود استورن اما در انتها کسی که به عنوان الهه در یکی از فصل ها معرفی شده جادوش به خاطر مرگ موقتیش از کنترلش خارج میشه و سیاهچاله هایی در جهان درست می کنه که همه این قهرمان ها و دشمنانشون رو میبلعه اما این تقصیر الهه(آنون)و این جادوی یکی از دشمنان فردی به اسم ریحاناست که به تازگی کشورش رو به صلح (تعامل الف های سیاه و سفید)رسونده و در حال مبارزه با ۱۲ قانون شکن(۶ الف سیاه و ۶ الف سفید که فکر می کنن فقط یکی از این دو گروه الف ها باید وجود داشته باشه)اونها حافظه ی ریحانا رو پاک می کنن و دنیا رو به نابودی میکنن و در حین مبارزه برای گرفتن یک آزمون از ریحانا اون با جادوی زمان و فضا اونها رو به بعد خودشون میاره. لینک صفحه بررسی و نقد رمان چند بعدی:بررسی و نقد رمان چند بعدی
  19. نام رمان: عشق و قدرت نویسنده: nahoo کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر: اجتماعی ـ تخیلی ـ عاشقانه هدف: گاهی در زندگی ما چیزهایی را می‌بینیم که شاید اشتباه و گاهی شاید درست باشند. اما انسان ها هیچ‌گاه در یک طیف نیستند و از یک سو به سوی دیگر می‌روند یک داستان خوب می تواند این را نشان بدهد. ساعت پارت گذاری: هر روز ساعت هشت شب خلاصه: در میان شهری زیبا در میان همهمه‌ها و گیر و دارهایش جوانی وارد آنجا می‌شود، جوانی که درپی یافتن کاری آبرومند است تا زندگی ساده و شیرینی را شروع کند، اما در باطن خفته این شهر زیبا دیو وسوسه خفته است. دیوی که همه را به سمت چیزی غیر از خواسته اصلیت می‌کشاند ماجرا با جفتک الاغ آغاز می‌شود؛ جفتکی که اتفاقات بسیاری را با خود برای جوان داستان ما به همراه دارد. لینک صفحه نقد و بررسی رمان عشق و قدرت ویراستار: @mitilj00
  20. Nahoo

    رمان عشق و قدرت | nahoo

    نام رمان: عشق و قدرت نویسنده: nahoo کاربر انجکن نودهشتیا ژانر: اجتماعی ـ تخیلی ـ عاشقانه هدف: گاهی در زندگی ما چیزهایی را می بینیم که شاید اشتیاه و گاهی شاید درست باشند اما انسان ها هیچ گاه در یک طیف نیستند و از یک سو به سوی دیگر می روند یک داستان خوب می تواند این را نشان بدهد. ساعت پارت گذاری: هر روز ساعت 8 شب خلاصه: در میان شهری زیبا در میان همهمه ها و گیر و دارهایش جوانی وارد انجا می شود جوانی که در پی یافتن کاری ابرومند است تا زندگی ساده و شیرینی را شروع کند اما در باطن خفته این شهر زیبا دیو وسوسه خفته است دیوی که همه را به سمت چیزی غیر از خواسته اصلیت می کشاند ماجرا با جفتک الاغ آغاز می شود جفتکی که اتفاقات بسیاری را با خود برای جوان داستان ما به همراه دارد. لینک صفحه نقد و بررسی رمان عشق و قدرت
  21. نام رمان: پسران پیت نویسنده: یارا/ کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: تخیلی، عاشقانه، هیجانی هدف: نوشتن باعث آرامشه میخوام شما رو به آرامش دعوت کنم. زمان پارت گذاری: نامعلوم خلاصه: دو برادر با دو سرنوشت متفاوت، سرنوشتی که هیچ یک در آن دخیل نبودند. دوستی و دشمنی که در رکاب هم می تازند، کدام یک از خط پایان می گذرد؟! نبرد دو برادر، رزمایش قدرت آب و آتش... کدام یک موفق خواهند بود؟! پدری سرسخت و غمخوار، پدری که جدال فرزندانش را داوری می کند... آیا او قاضی خوبی خواهد بود؟! لینک صفحه نقد: صفحه نقد رمان...
  22. نام داستان کوتاه : رقصنده بهشت نویسنده : .Elnaz کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر : عاشقانه _ غمگین _ تخیلی هدف : هدف من از نوشتن این داستان فقط اینه که شما بهترین لحظه ها رو با این داستان بگذرونید ساعات پارت گذاری : نامعلوم خلاصه : این داستان درباره یک فرشته هست که توسط خدا به زمین فرستاده میشه تا آخرین مأموریت خودشو برای تبدیل شدن به ارشد فرشته ها انجام بده اما فرشته داستان ما موفق نمیشه و به خاطر دلبستگیش به یک دختر تصمیم میگیره که به عنوان یک انسان روی زمین و با عشقش زندگی کنه. اما واکنش خدا به این موضوع چیه؟ آیا این فرشته می‌تونه به هدفش برسه؟ داستان رو بخونید تا به جواب همه سوالاتون برسید
  23. نام رمان: شکارچیان خون نویسنده: Helen.j کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: فانتزی، تخیلی، ترسناک، عاشقانه. هدف: صبر کردن و جنگیدن با سختی های زندگی حتی با ترسناک ترین و هراس انگیز ترین آن ها ساعات پارت گذاری: نامعلوم خلاصه: رزیتا کلارک برای رفتن به دبیرستان مورد علاقه اش مجبور به ترک خانواده ی خود می شود. در دبیرستان مرگ در چند قدمی رز قرار دارد و شکارچیان در کمین او هستند. اما چه کسی برای نجات او از چنگال های تاریک مرگ می شتابد؟... آیا همان شکارچیانی که قصد شکار او را دارند؟ صفحه ی نقد:
  24. نام رمان: دوستی بی پایان نام نویسنده: محنا سمیعی ژانر: طنز_تخیلی_فانتزی_عاشقانه ساعات پارت گذاری: مشخص نیست هدف: این رمان رو من با کمک دوست‌هام نوشتم. هدفمون از نوشتن این رمان این بود که ما معتقدیم می‌تونیم رویاهامون و چیزهایی که دوست داریم برامون اتفاق بیفتن رو در قالب یک رمان بنویسیم. خلاصه: سه دختر افسانه‌ای با قدرت‌های خاص که بهترین دوست‌های همن، تو یه دنیای دیگه زندگی می‌کنن. این سه دختر جزئی از شش قهرمان افسانه‌ای دنیای خودشون هستن. ولی وقتی به دنیای زمین میان و توی یکی از شهرای ایران سکونت می‌کنن، عاشق شهرشون میشن و تصمیم می‌گیرن اونجا زندگی کنن ولی حالا خطری بزرگ سرزمینشون رو تهدید میکنه. اون‌ها باید هر چه زودتر برگردن و به کمک سه قهرمان سرزمینشون رو نجات بدن. تو این بین اتفاقای باحالی با پسرای قهرمان براشون میفته. مقدمه: دوستی انتخاب است؛ انتخابی دو طرفه که حد و مرز و نوع آن به وسیله همان دو نفری که این انتخاب را کرده‌اند، تعریف می‌شود. با دوستانمان می‌توانیم از همه چیز حرف بزنیم و مهم‌تر آن‌که می‌توانیم از هیچ چیز حرف نزنیم و سکوت کنیم. با دوستانمان می‌توانیم دردودل کنیم و مهم‌تر آن‌که می‌شود دردودل هم نکرد و بدانیم که می‌داند. از دوستانمان می‌توانیم پول قرض بگیریم و اگر مدتی بعد، او پول خواست و نداشتیم، با خیال راحت بگوییم نداریم و اگر مدتی بعدتر دوباره پول احتیاج داشتیم و او داشت، دوباره قرض بگیریم. با دوستانمان می‌توانیم بگوییم "امشب بیا خونه ما؛ دلم گرفته." و اگر شبی دیگر زنگ زد و خواست به خانه‌امان بیاید و حوصله نداشتیم، بگوییم "امشب نیا، حوصله ندارم!" با دوستانمان می‌توانیم بخندیم، می‌توانیم گریه کنیم، می‌توانیم رستوران برویم و غذا بخوریم، می‌توانیم بی‌غذا بمانیم و گرسنگی بکشیم، می‌توانیم شادی کنیم، می‌توانیم غمگین شویم، می‌توانیم دعوا کنیم، ‌می‌توانیم در عروسی خواهر و برادرش لباس‌های خوبمان را بپوشیم و فکر کنیم عروسی خواهر و برادر خودمان است و اگر عزیزی از عزیزان دوستانمان مرد، لباس سیاه بپوشیم و خودمان را صاحب عذا بدانیم! با دوستانمان می‌توانیم قدم بزنیم، می‌توانیم نصف شب زنگ بزنیم و بگوییم "پاشو بیا اینجا." و اگر دوستمان پرسید "چی شده؟" بگوییم "حرف نزن، فقط بیا." و وقتی دوستمان بی‌هیچ حرفی آمد، خیالمان راحت باشد که در این دنیا تنها نیستیم. با دوستانمان می‌توانیم حرف نزنیم، کاری نکنیم، جایی نرویم و فقط از این‌که هستند، خوشحال و خوشبخت باشیم. گردآوری: گروه سرگرمی سیمرغ ویراستار: @mypim
  25. نام رمان: سراب خواب نام نویسنده: ireihane کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: تخیلی، وحشت، معمایی، هیجانی هدف: شاید بعضی وقت ها شما هم از رمان های عاشقانه که دختری یا پسری توسط یک انسان دیگر نجات پیدا می‌کنند خسته شدید، هدف من این هست نشان بدم شخصیت ها می‌توانند روی پای خودشان باشند و خودشان را نجات دهند. ساعت پارت گذاری: هر روز سعی می‌کنم ساعت 8 شب پارت بزارم خلاصه‌: رزالین واکر دختر 16 ساله ای که بخاطر اتفاق هایی که در زندگی اش افتاده به دنبال آرامش می‌گردد و با پیدا شدن کتابی در زندگیش متوجه می‌شود که می‌تواند آن طور که می‌خواهد زندگی کند اما در خواب پس همراه با دوست صمیمی اش به خواب می‌رود ابتدا در دنیای خواب همه چیز همان جور که می‌خواهد هست ولی آنگاه افکار تیره و تار او و دوستانش کم کم پا به دنیای خیالات گذاشته و آنان را آزار می‌دهد. حال آنها در تلاش برای فرار هستند اما نمی‌داند برای فرار کردن باید بیدار شوند... لینک صفحه ی بررسی و نقد رمان سراب خواب: ویراستار: @Marzii78
×
×
  • اضافه کردن...