رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

جستجو در تالارهای گفتگو

در حال نمایش نتایج برای برچسب های 'اکشن'.



تنظیمات بیشتر جستجو

  • جستجو بر اساس برچسب

    برچسب ها را با , از یکدیگر جدا نمایید.
  • جستجو بر اساس نویسنده

نوع محتوا


تالارهای گفتگو

  • تالار اصلی
    • سرآغاز / به نودهشتیا خوش آمدید
    • ارتباط با مدیران
  • کتاب
    • تایپ و شروع نویسندگی
    • تالار طراحی جلد
    • ترجمه کاربران سایت
    • معرفی و نقد کتاب کاربران
    • تالار ويراستاری
    • کتابهای کاربران 98iia
    • دانلود کتاب
    • پاتوق نویسندگان
    • تالار کتابهای ترجمه شده.
  • آموزش
  • فرهنگ و هنر
  • سینما و تئاتر
  • مشکلات سایت
  • متفرقه
  • عکس
  • عمومی
  • نودهشتیا
  • نگارنده ها +++ چالش +++
  • نگارنده ها موضوع هاروزای زندگی
  • نگارنده ها برو بچ نظرتون درباره ی کودتا در مدرسه چیه ؟
  • نگارنده ها خبر بد
  • نگارنده ها دوست ها
  • نگارنده ها چالش رمان خونا
  • نگارنده ها فرض کن قراره فیلم زندگیتو درست کنن به نظرت اسمش چی باشه؟
  • نگارنده ها بی وفایی
  • نگارنده ها این قسمت : معرفی خودمون بهم دیگه مثل خل و چلا
  • نگارنده ها خونه ی متروکه
  • نگارنده ها آرزو
  • نگارنده ها حق انتخاب
  • نگارنده ها اسم
  • نگارنده ها ماشین زمان
  • نگارنده ها مردن
  • نگارنده ها آینه و احساسات
  • نگارنده ها حال بد
  • نگارنده ها نظرات
  • نگارنده ها عکس
  • نگارنده ها خدا
  • نگارنده ها زندگی حیوانی
  • شاه‍ قلـبم ^~^ لهترین اتفاق بـرات تو زندگیت‍ کـی افتاد
  • شاه‍ قلـبم ^~^ دویت داری چه‍ رؤ
  • #رمان_بخوانیم قوانین گروه
  • رمان نویسان کوچک موضوع ها سحر
  • رمان نویسان کوچک خوش آمدید
  • رمان نویسان کوچک موضوع ها همه کاربران
  • دیونه بازی موضوع ها
  • کلوپ وحشت تالار وحشت
  • ☠️ماوراء☠️ معما 💖
  • ☠️ماوراء☠️ پاسخ گویی به سوالات شما ❤
  • ☠️ماوراء☠️ همه چیز درمورد جن ها
  • ☠️ماوراء☠️ دیزنی لند ☠️
  • ☠️ماوراء☠️ سرگرمی
  • ☠️ماوراء☠️ عناصر درون☄️
  • ☠️ماوراء☠️ داستان های کوتاه ترسناک
  • ناظران این سایت موضوع ها
  • ناظران این سایت اگه الان...
  • گروه آموزش ناظران تالار پرسش و پاسخ
  • گروه آموزش ناظران تالار آموزش
  • گروه آموزش منتقدان تالار آموزش
  • گروه آموزش منتقدان تالار پرسش و پاسخ
  • دهه هفتادی های سایت موضوع ها
  • آموزش نویسندگی انجمن نودهشتیا کارگاه آموزش عناصر داستانی+نقد
  • آموزش نویسندگی انجمن نودهشتیا قونین گروه
  • آموزش نویسندگی انجمن نودهشتیا اطلاعیه ها
  • آموزش نویسندگی انجمن نودهشتیا کارگاه معرفی اعضا+ سطح بندی(اختیاری)
  • آموزش نویسندگی و ویراستاری نودهشتیا اصول درست نویسی
  • آموزش نویسندگی و ویراستاری نودهشتیا متفرقه
  • آموزش نویسندگی و ویراستاری نودهشتیا زندگی نامه نویسنده های معروف
  • آموزش نویسندگی و ویراستاری نودهشتیا بحث و گفتگو
  • آموزش نویسندگی و ویراستاری نودهشتیا آموزش نویسندگی
  • آموزش نویسندگی و ویراستاری نودهشتیا تمرینات(اختیاری)

جستجو در ...

نمایش نتایجی که شامل ...


تاریخ ایجاد

  • شروع

    پایان


آخرین بروزرسانی

  • شروع

    پایان


فیلتر بر اساس تعداد ...

تاریخ عضویت

  • شروع

    پایان


گروه


About Me


کاربر

20 نتیجه پیدا شد

  1. بسمه رب الفلق نام رمان:من خالتورم نویسنده:Nersia(نام اصلی ذکر نمی شود.) توضیح:(خالتور از واژهٔ روسیِ «خالتورا» (به روسی: халтура)، به‌معنیِ «کار بی‌ارزش»، «کارِ با کیفیتِ پایین»، «کارِ سرِهم‌بندی‌شده»، «آشغال» و «بُنجُل»، ریشه گرفته‌است.)اما در این رمان غنیمت بی ارزش معنا می شود. هدف:(توضیح دادن پدیده ی (Roswell) و بحث اینکه چه اتفاقی واقعا در آن حادثه افتاد و پدید آوردن اثری جدید از تفکری جدید نسبت به نگرش این پدیده همرا با عنصر تخیل) ژانر: _جنایی_ درام ـ اکشن زمان پارت گذاری:نامعلوم خلاصه:همه چیز از یک تولد آغاز می شود، تولدی که قرار نیست و نبوده که رخ دهد، حال فرزند بدون سر و مغز ،زیر دستگاه می رود و خدا می داند که پروفسور جی . گو آلدر و بقیه ی دانشمندان سازمان سیاه آمریکا ، این بچه را به چه چیزی تبدیل خواهند کرد. یک مانستر(هیولا)؟ یا یک ابر انسان شبیه ساز شده؟ تکیه کلام شخصیت اصلی: من ترجیح می دم توی جهنم فرمانروایی کنم تا اینکه توی بهشت خدمت! لینک نقد و بررسی رمان: /forum.9.com/topic/1نقد-رمان عکس شخصیت های رمان من خالتورم: شخصیت-های-رمان-من-خالتورم/ کلیپ ویدیوهای رمان: /کلیپ_ویدیو_رمان_آلمانی_من_خالتورم
  2. نام رمان:قلمرو ها نام نویسنده: creatve_girl کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر: فوق‌تخیلی_اکشن_هیجان‌انگیز_عاشقانه هدف: اگر کسی هستی که حتی برترین قدرت جهان رو داره بهش طمع نکن. ساعات پارت گذاری:سه شنبه ها ساعت ۱۰ شب خلاصه: زمانی که تمام قدرت جهان به دست انسان هاست قلمروی عجیب شکل میگیرد که بازوبندی را میسازند، این بازوبند از شش سنگ ابدیت ساخته شده که قدرت شگفت انگیزی دارد. در این بین انسان ها از ضعف قلمرو تیتان استفاده میکنند و بازوبند را میدزدند اما با قدرت گرفتن قلمرو تیتان... @sania pz
  3. نام رمان:قلمرو ها نام نویسنده: creatve_girl کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر: فوق‌تخیلی_اکشن_هیجان‌انگیز_عاشقانه هدف: اگر کسی هستی که حتی برترین قدرت جهان رو داره بهش طمع نکن. ساعات پارت گذاری:سه شنبه ها ساعت ۱۰ شب خلاصه: زمانی که تمام قدرت جهان به دست انسان هاست قلمروی عجیب شکل میگیرد که بازوبندی را میسازند، این بازوبند از شش سنگ ابدیت ساخته شده که قدرت شگفت انگیزی دارد. در این بین انسان ها از ضعف قلمرو تیتان استفاده میکنند و بازوبند را میدزند اما با قدرت گرفتن قلمرو تیتان... لینک صفحه بررسی و نقد رمان قلمرو ها: بررسی و نقد رمان قلمرو ها
  4. نام رمان : انگیزه نام نویسنده : پارمیس.و ژانر :عاشقانه ، رمز الود ، ماجراجویی، کمی هم طنز،تخیلی ، اکشن مقدمه : گاهی تو زندگی به یه جاهایی میرسی که باید خودت رو تموم شده بدونی! که نه فرصت شروع دوباره و درست کردن خطاهای گذشته رو داری و نه گزینه ای جلوت میبینی جهت جبران. اینکه میگن ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازست به نظر من فقط یه شعار کلیشه‌ای جهت دور زدن اشتباهاتی هست که مقصرش خودت بودی. وگرنه این آب مدت هاست به گندآبی کشیده شده که هیچ جنبنده‌ای توان نفس کشیدن توش رو نداره چه برسه به ماهی! زندگی از یک جاهایی به بعد میشه مثل یک موزیکی که خیلی دوستش داشتی و مدام توی گوشت پلی میشده. ولی این تکرارها باعث عادی شدن این ملودی شده. تا جایی که اگر موزیک پخش هم نشه تو حس میکنی هنوز داره توی گوشت اجرا میشه و حتی باهاش زمزمه هم میکنی! همه چیز همینطوری خیلی زود عادی میشه. تغییر فصل‌ها، صدای گنجشک‌های اول صبح، رگبارهای ناگهانی بهاری و ریزش برگ‌های پاییزی هم نمی‌توانند این بی تفاوتی رو تحت تاثیر خودشون قرار بدن. خلاصه ما خیلی هامون زود دچار نوعی بی تفاوتی در زندگیمون میشیم و در واقع خواهیم شد. این بی تفاوتی میتونه نسبت به افراد نزدیک در خانواده یا حتی نسبت به جامعه باشه. میدونید؛ مهم اینکه تو بفهمی از کجا ضربه خوردی. بله، بی تفاوتی از آنجایی شروع میشه که تو بیشترین ضربه رو خوردی! ساعت پارت گذاری : هر شب . سخن نویسنده : تازه کار نیستم و چند سالی هست که مدام در حال نوشتن ام . نوشته هام خوبن و چند تایی هم تو مسابقات انتخاب شدن . اگه عاشق رمان های علمی تخیلی و جادو و رمز آلود عستین ، باید بگم که رمان خوبی رو انتخاب کردین . اما اول باید دو مورد رو بهتون بگم ... رمانی وجود داره به اسم رمان " مثلث زندگی من " که نویسنده ی این رمان جذاب ، خانم فاطیما هستن . من تقریبا رمانم رو متصل به اون رمان نوشتم پس اگه میخوایین بهتر این رمان رو متوجه بشین ، بهتره که اول اون رو بخونین . دومین مورد. اگه به نظرتون اول رمانم چرنده ، نگران نباشین چون همه از اول داستان نمیارن که دختره جادو و اینا کرد . حتی تو فیلم ها . باید چند قسمت بگذره تا قسمت اصلی داستان شروع بشه . پس بهتره تا وقتی که به نقطه ی اوج رمانم نرسیدین ، ولش نکنین چون خودتون ضرر میکنین . من تا جایی که میتونستم و سعی کردم ، رمان رو رمز آلود و ماجراجویانه نوشتم . امیدوارم که خوشتون بیاد . خلاصه : رویا دختریست که نسبت به خودش و دنیای اطرافش بیتفاوت هست . با کسی دشمنی ای ندارد و روال زندگی اش معمولی و خسته کننده است.به طوری که گاهی وقت ها آنقدر از زندگی خسته می شود که دلم می خواهد قبل از خواب، ساعت را روی “ هیچوقت ” کوک کند. اما روزی به اصرار یکی از دوست هایش ..... ناظر رمان: @یارا صفحه نقد
  5. نام رمان: می سی سی پی نام نویسنده: ساوینا شایان ژانر: عاشقانه_پلیسی_طنز ساعات پارت گذاری: نامعلوم هدف: از نوشتن رمان یکی سرگرمی در این ایام قرنطینه و یکی اینکه به اطرافیانم یاد بدم که چجوری می‌تونن عشق واقعی رو انتخاب و شناسایی کنن و اینکه در بعضی شرایط سخت زندگی نا امید نشن. خلاصه: درمورد دختری به نام ساغر که بعد از سال ها به هدف زندگیش می‌رسه. در ایالت می سی سی پی آمریکا مشغول به تحصیل میشه و بخاطر علاقه به شغل قبلیش توی ایران تصمیم می‌گیره توی آمریکا هم اقدام به همون کار کنه. ماجراهای خنده دار و همچنین خطرناک ساغر از بعد از پذیرفتن شغلش توی اداره پلیس فدرال شروع میشه. طی مأموریت های زیاد، ساغر با یه پسر مکزیکی آشنا میشه و ... مقدمه: دختری یتیم بود با آرزوهای بزرگ شب بود مثل گربه بیدار شد اما مثل گرگ! ویراستار: @F@temeh..
  6. نام رمان: آکادمی جادوگری نام نویسنده: crazy_girl ژائررمان: تخیلی فانتزی_ عاشقانه_ طنز_ هیجانی و معمایی خلاصه: آندیا اشتباهی به دنیایی پر از شگفتی و جادو وارد شده که پر از جادوگران جوان، خون آشام و گرگینه ها، پری ها و الف ها و حتی انسان ها هم هست. در حالی که آندیا هیچ قدرتی نداره و در آکادمی جادوگری، به صورت اتفاقی شرکت کرده و این باعث به روز مشکلاتی میشه از جمله حکم اعدام! اندیا به خاطر قانون شکنی، باید همراه دوستاش اعدام شه ولی جنگی رخ داد و... مقدمه: در روزگاران قدیم، خدایی به نام آندریا وجود داشت. او با یک قرار داد با الله(خدای ما) توانست که موجوداتی بی نظیری خلق کند. از جمله شیاطین، الف ها، چند حیوانی ها، آنجل ها و انسان های غیر عادی! بعد از خلق موجوداتش، اندریا کم توان و در نهایت غیب شد. شایعه شد که آندریا به دنیای مردگان رفته، ولی هنگامی که نژادی دیگر با قدرت های خارق العاده و قوی به میان آمد، هیاهو و شورش برپا شد، این نژادی که جادوگران نام داشتند، به نژاد نفرین شده ها معروف شدند؛ چون اندریایی نبود که آن ها را خلف کند و مخلوقات نمی دانستند این نژاد از کجا امده است. جنگی که می خواست رخ دهد، بر سر تسخیر مقام خدایی بود تا بر این جهان غلبه کنند. دسته دوم که هنوز آندریا را می پرستیدند، برای مقابله با کسانی که فکر سلطنت را داشتند، به ناچار از جادوگران نیز کمک خواستند و جادوگران قبول کردند، اما... @Zah_ra
  7. جدیدا چند تا سریال ایرانی خوب دیدم، - با بازیگران عالی و ایفای نقش فوق العاده، - کارگردانی و بازیگردانی زنده و طبیعی، - انتخاب پارتنر های قدرتمند، - داستان های تازه و ایده بخش برای تقویت نویسندگی... که گفتم بهتون معرفیشون کنم. تا شمام از دیدنشون لذت ببرین. من آدم سخت پسندیم که البته این سریال ها از نظرم در حد سه - چهار ستاره ان؛ در ادامه بهشون اشاره می کنم... لایک و واکنش فراموشتون نشه لطفا
  8. نام رمان: دو چهره ی متفاوت نویسنده: niloofar_ کاربر انجمن نودهشتیا ژانر: عاشقانه _ غمگین _ پلیسی _ تخیلی ساعت پارت گذاری: نامعلوم هدف: هرکسی یک فرق با بقیه داره که اون رو خاص می کنه. خلاصه: سایه دختری بیست و شیش ساله با یک زندگی معمولی است. یک شب سایه با بهترین دوستش باران به قرار از پیش تعیین شده ای می روند. سایه به دختر عجیبی بر می خورد که سرنوشتش را تغییر می دهد. سایه تا به حال به داشتن یک همزاد اعتقادی نداشته است؛ اما با دیدن دختری به اسم نورا، باور می کند که دونفر می توانند بدون رابطه ی خونی، چهره های یکسانی داشته باشند. از بدشانسی سایه، نورا چندان آدم خوبی نیست. نورا برای فراری از پدر پرخاشگرش، سایه را درگیر ماجرای خود می کند. سایه چگونه می تواند هویت خود را ثابت کند؟ چگونه می تواند به بقیه ثابت کند نورا نیست؟! چگونه می تواند خشم پسری را خاموش کند که به شدت از پدر نورا و خود نورا متنفر است؟! ناظر رمان : @sarajaberi لینک صفحه بررسی و نقد رمان دو چهره ی متفاوت: بررسی و نقد رمان دو چهره ی متفاوت لینک صفحه ی عکس شخصیت ها
  9. نام رمان:فرانسیس نویسنده:niloofar_ کاربر انجمن نودوهشتیا ژانر: تخیلی _ تراژدی _ اجتماعی _ معمایی _ تاریخی ساعات پارت گذاری: نامعلوم هدف: هرکسی می تواند از بدبختی به خوشبختی برسد. خلاصه: "فرانسیس" برده ی پادشاهی سرزمین "آسال" هست. یک پسر هفده ساله که آرزوی پیدا کردن پدرش و خوشبختی را دارد. مادرش به خاطر خیانت به پادشاه اعدام شده است و فرانسیس تنها چیزی که از پدرش می داند این هست که پدرش اهل سرزمین "بالین" است. از بدشانسی فرانسیس، سرزمین پدرش دشمن خونی سرزمین آسال می باشد. فرانسیس موفق به فرار می شود و پسری را به اسم "توما" پیدا می کند. فرانسیس برای رسیدن به سرزمین بالین سفر طولانی ای را شروع می کند که حقیقت های زیادی برایش فاش می شود! سفری که همراه با کلی هیجان های خاص و رویداد های متفاوت است. گویی او یک فرد عادی نیست! حقیقتی ترسناک در حال فاش شدن است. فرانسیس کیست و چرا هویت پدرش معلوم نیست؟ ( فرانسیس به معنای آزاد و رها از قید و بند ) ( این رمان کاملا تخیلی می باشد و نام سرزمین ها و اشخاص تصادفی هستن. ) لینک صفحه معرفی و نقد رمان فرانسیس: معرفی_و_نقد_رمان_فرانسیس
  10. نام: رمان کلت اسم نویسنده:پارمیس وحید شروع : چهارم شهریور سال نود و هشت ژانر : اکشن ، کمی غمگین، پلیسی و جنایی مقدمه :میدانم از کجا اما خورده ام به بن بست تقصیر تو نیست;هیچ تفنگی گلوله را تا ابد در سینه اش نگه نمی دارد !! دق کردم! پشت خنده های تلخی که... هیچگاه کسی به آن شک نکرد!!! من در بزرگ شدنم دردهایی دیدم که کــــــــوچک کرد بزرگ شدنم را https://forum.98iia.com/forum/102-منتقدان-انجمن/?do=add
  11. نام رمان:عشق در ماموریت نویسنده:Natash21zh کاربر انجمن نودهشتادیا ژانر:عاشقانه،پلیسی،طنز،اکشن،هیجان انگیز،کمی غم،پر از اتفاقات پیش بینی نشده،انتقامی و یکم معمایی. هدف:چیزی که نمی تواند گفته شود می تواند نوشته شود. ساعت پارت گذاری:نامعلوم خلاصه:دختری به سختی سنگ،زاده غرور،زخم خورده،با وجود اینکه دورش شلوغ است اما باز هم تنهاست چرا؟! او خود ،تنهایی را انتخاب و دور قلبش را بتن کشیده است....تا درگیر عشق نشود...تا کسی را وابسته خود نکند...تا خودش وابسته کسی نشود....اما هیچ وقت زندگی آن طور که ما میخواهیم پیش نمی رود....جاهایی که ما انتظار نداریم پارازیتی از سوی شرنوشت ما را دگرگون میکند... تنها به یک دلیل زندگی میکند...انتقام....انتقام از کسی که زندگیش را نابود کرده است...از کسی که بی رحمانه و با سنگدلی تمام عزیزانش را به وحشیانه ترین حالت ممکن به قتل رساند....حالا وقتش شده است که برگردد....بعد از سالها دوری ،برگردد و افرادی را که مصبب این بدبختی هستن را به سزای اعمالشان برساند.... چه کسی سد بتنی دور قلبش را ویران میکند و نهال عشق را در قلبش میکارد؟!همان پسرک زخم خورده روزگار؟!همان پسرکی که سختی ها و مشکلات از او کوهی از غرور و دردی پنهان ساخته است؟!راز پسرک قصه ما چیست؟! ناظر رمان: zahrw._.s@ صفحه نقد
  12. اسم: ناپدری نویسنده: رکسانا راد ژانر: درام و هیجانی هدف: آگاه سازی نوجوانان خلاصه: آنا دختر ۱۷ ساله که با آرزوی خواننده معروف شدن به خارج کشور میره، در اونجا با سختی های زندگی و رو پای خود ایستادن رو به رو میشود اما چندی بعد با مرد پولداری به نام امید که سن پدرش رو دارد آشنا می‌شود و... ساعت: هر روز ساعت ۵ یک پارت نظارت توسط: @.:Bahore:.
  13. نام رمان:دکتر و خلافکار نویسنده:Natasha21zh(ژاله) ژانر:عاشقانه،هیجانی،رمانتیک،طنز،کلکلی،اکشن، مافیایی. هدف:علاقه شدید به نویسندگی. خلاصه:همه چیز از یک خواب و شاید هم یک کابوس شروع شد،کابوسی که از زمان استارتش چهار سال میگذرد و او را کلافه کرده است. کلافه اش کرده است چون نمی داند آن شخص در خوابهایش چه کسی است و آیا اصلا وجود خارجی دارد؟از آن شخص فقط یک اسم دارد؛اسمی که در خواب او را با آن نام صدا میزد و معلوم نیست واقعی است یا خیر. وقتی در خیابان ها قدم می گذارد مادام به چهره ی عابران نگاه میکند به این امید که شاید شخص مورد نظرش را پیدا کند تا بفهمد که چرا چهار سال است به خواب او می آید و چرا با زبان بی زبانی از او درخواست کمک میکند. همه چیز خیلی سریع اتفاق می افتد و زمانی که انتظارش را ندارد در یک شب سرد زمستانی که از بیمارستان برمیگشت؛حسی قوی و عجیب او را به کوچه تاریک و خلوتی کشاند. وقتی وارد کوچه شد چند مرد قوی هیکل را دید که به جان پسری افتاده اند و تا سر حد مرگ او را کتک میزنند. آنقدر با وحشت آنجا ماند تا مردها دست از کتک زدن پسر برداشتند و رفتند. وقتی پسر را برای درمان به خانه اش برد تازه فهمید که... و اینجا شروع ماجراهای پر از فراز و نشیب آن دو است. ماجراهایی از جنس: خلاف...نجات...فرار...لجبازی...اجبار...جدایی و درد...عاشقانه...دوری و عذاب...فدا کاری و از خود گذشتگی...خطر برای عشق... بعد از موفقیت در امتحان عاشقی که طراح آن اول خدا و دوم سرنوشت بوده؛خوشبختی وخوشبختی و بازم خوشبختی برای آنهاست. ناظر رمان: @sarajaberi
  14. نام رمان:تلاش برای موفقیت نویسنده:fafa00101 ژانر: هیجانی اکشن ساعات پارت گذاری: نامشخص خلاصه : درباره دختری ب اسم ارتمیسه ک خانواده فقیری داره و ارزوی والیبالیست شدن لحظه ی اون رو رها نمیکنه و طی اتفاقاتی ک میفته ی فرصتی ب دست میاره ک توانایی های خودشو محک بزه ناظر رمان: @MaaRRYYaaM
  15. نام رمان: کلت نام نویسنده:پارمیس وحید موضوع: در مورد دختریست که طعم سختی زندگی را چشیده....اما سختی تا کی؟ ممکن است روزی با یک حرکت و یا اتفاق ناگوار ، از آن پس اتفاقات خوب رونمایی کنند .. دختر قصه ی ما هم یک روز که به بانک میرود، به آن بانک دستبرد میزنند و دختر را نیز به عنوان گروگان میگیرند ... در طول گروگان گیری دخترک ، دل او کمی میلرزد ولی با استفاده از یک کلت ، جان معشوقه ی خود را نجات میدهد https://forum.98iia.com/topic/8020-رمان-کلت/
  16. به نام خالق هستی اسم رمان: گربه خاکستری اسم نویسنده: artimis142کاربر انجمن نودهشتیا ژانر:عاشقانه،غمگین،معمایی ساعت پارت گذاری: نامعلوم خلاصه: رمان درباره دختری به نام انسیه هست که به این دنیا امده تا نابود کنه تا مورد تنفر همه قرار بگیر . وی دختری ست که زندگی به خاطر یک قسم مسخره به تباهی کشیده شده است,دختری که به جای روح در چشمانش شعله ها نفرت از ان زبانه می کشد. ناظر: @Tiana_joon
  17. نام رمان:باتلاق نویسنده:hasti.jn کاربر انجمن نودهشتیا ژانر:خارجی_معمایی و رازآلود_اکشن هدف:زندگی چون دریای طوفان زده ای در انتظار بلعیدن و به دام انداختن ادمها شده است. و در این تلاطم همه ما نیاز به راه نجات داریم ولی گاهی باید فداکاری کرد برای نجات دیگران... ساعت پارت گذاری:روزهای پنجشنبه و جمعه،ساعت:۵ به بعد خلاصه:رمان درمورد باند بزرگیست،مانند باتلاق که هزاران انسان چه خواسته و ناخواسته گیر آن افتادند و برای رهایی و آزاد شدن زجه میزنند... و حالا ما میخوایم با داستان پلیسی همراه باشیم که قصد نابودی این باند را دارد و در این راه زندگیش را از دست میدهد. ناظر: @Dani_66
  18. نام رمان:اکتیویا نویسنده:ایکس کاربر انجمن نودهشتیا ژانر:فانتزی ماجراجویانه اکشن طنز عاشقانه هدف:ذهن من همیشه درگیر بوده. شاید بخاطره تخیلی بودن فکرامه. دوست داشتم تمام تخیلمو بنویسم ولی در قالب یه رمان. ساعت پارت گذاری:نامعلوم خلاصه:در زمانی که دنیا متشکل از دو ماده بود دو جادوگر مبارزه میکنند. مبارزه ای از جنس نفرت و غم. سر اغاز این مبارزه چه میشود؟ و چرا این مبارزه باید به یک پسر بچه 14 ساله دبیرستانی که روحش هم از نیروی اجدادش خبر ندارد کشیده شود؟ گاهی وقتا سرنوشت هم دستکاری میشود. لینک نقد:
  19. NERSIA

    رمان نینجا به توان 4

    نام رمان: نینجا به توان 4 نویسنده:NERSIAاسم مستعار مهشید دوستی : کاربر انجمن نود و هشتیا ژانر : جنایی، هیجانی ، اکشن ، مهیج، رزمی هدف:من هدفم از نوشتن رمان تغییر دادن دید انسان ها به خود و دنیا شان است....مثبت نگریستن به زندگی همیشه مهره ی اصلی خوشبختی است!دید ما امروزه رنگ تیره ی فکرهای منفی دارد! ساعات پارت گذاری : نامعلوم خلاصه :این رمان.داستان چهار برادر است که خیلی بی خیال از کنار دنگ و فنگ ها رد می شوند.....آن ها اصیر یک گذشته ی غمگین هستند...اما چرا دست سرنوشت می خواهد آنهارا از هم جدا کند؟ نینجا باز های محله که دست به دزدی می زنند! آیا این خود واقعی آنهاست؟نه مطمئنن نیست! این چهار برادر در زیر زمینی زندگی می کنند! عجیب است؟نه خب آخر این جا برایشان کشوری بیگانه است! آنها با مهارت بیخیالی شان از همه مشکلات مثل آب خوردن می گذرند...آنها بیخیال ترین انسان های روی کره ی زمین اند!حالا چه کسی می خواهد آن ها را به همکاری بپذیرد؟اصلا برای چه کاری؟ آیا آن ها می پذیرند؟..... ***** لینک صفحه بررسی و نقد رمان : نینجا به توان 4..
  20. parvin nazari

    رمان "دنیای سیاه سفید"

    رمان دنیای سیاه سفید نویسنده :parvin nazari خلاصه:داستان دو دوست..دو رفیق با قلبی یکسان و نژادی متفاوت..دو پسر که به راه افتادند تا دنیارو به جای بهتری تبدیل کنند..جایی که نه خبری از نژاد پرستی باشه و نه خبری از ظلم و دیکتاتوری..برای بیدار کردن انسانیت در وجود آدمها..و در این راه سخت ؛ماجراجویی ها،شجاعت ها و از خود گذشتگی های زیادی در انتظار آنهاست. ژانر:ماجراجویانه هدف:مبارزه با ظلم و نژاد پرستی و نشون دادن آزادی انسان های آزاده و شجاع. ساعت پارت نویسی:دقیق نیست اما سعی میکنم هفته ای سه یا چهار پارت بنویسم. صفحه نقد
×
×
  • اضافه کردن...