رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

مدیر منتقد

مدير اجرایی
  • تعداد ارسال ها

    249
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

648 Excellent😃😃😃😃

درباره مدیر منتقد

  • Other groups مدير اجرایی
  • درجه
    💚💚💚💚💚
  • تاریخ تولد 2 اردیبهشت 1375

آخرین بازدید کنندگان نمایه

1,872 بازدید کننده نمایه
  1. باسلام رمان شما تا پایان نقد قفل خواهد بود. یاعلی
  2. باسلام خدمت شما منتقد @زهره لطفا تا پایان نقد صبور باشید رمان شما تا پایان نقد قفل خواهد بود. یاعلی
  3. مدیر منتقد

    📚نقد ابتدایی رمان ها📝

    باسلام خدمت شما رمان شما از 15 پارت گذشته لطفا در خواست نقد اولیه بدهید. یاعلی
  4. به نام آن راهنما نقد ابتدایی رمان دخترک موهایت کو؟ اسم رمان: اسم رمان مشخصه ی یه رمانه. یعنی به خواننده از ماجرا های رمان میگه. یه مورد خیلی مهمه چون خواننده با دیدن اسم ممکنه به سمت رمان جذب شه. این گام اول خوندنه. به همین سبب نباید تکراری یا کلیشه ای باشه. اسم رمان هایی که توشون از کلمه ی عشق استفاده شده دیگه بی نهایت کلیشه ای ان. سایز اصلی نام رمان هم حداکثر چهار حرفه باشه. و اما اسم رمان شما. کلیشه ای و تکراری نیست. همین طور سایزش هم متعادله. فقط توی تایپک به علامت سوال نیاز داره. توی عنوان تایپک علامت رو گذاشتی اما داخل مشخصات رمان قرارش ندادی. خلاصه رمان: خلاصه می تونه یه متن ادبی از موضوعات رمان باشه. که البته باید گنگ باشه و برای گنگ کردن یا ادبی نوشته شه یا از متن های ضد و نقیض استفاده شه. مثلا: دخترکی مهربانی چطور به دست سرنوشت به نامهربانی متهم شد؟ خلاصه ی شما بیشتر جنبه ی مقدمه رو داشت. و اما برعکس مقدمه ات با اون اما... تهش بیشتر حکم خلاصه رو داشت. مقدمه رمان: مقدمه می تونه متنی نویسنده نویس باشه. که شعر هم میشه اما باز هم نویسنده نویس. همون طور که گفتم چون مقدمه ات بیشتر شبیه خلاصه بود باید جاهاشون رو عوض کنی. و اینکه مقدار اون خلاصه برای مقدمه کمه بیشتری بنما. شروع رمان: خب شروع رمان نباید کلیشه ای باشه. اینکه طرف از خواب بیدار شه. روز اول دانشگاهش باشه. دیگه زیاد از حد کلیشه ای هست. برای تو کلیشه ای نبود طرف از پشت بوم پرت شد پایین. فقط چیزه یه ذره غیر قابل باور داری تعریف می کنی. یعنی منی که تازه پارت اول رو خوندم با افتادنش از پشت بوم تعجب کردم. ژانر رمان: ژانر های صحیح رو بگم اول: «عاشقانه، غمگین، تراژدی، فانتزی، تخیلی، اساطیری، ترسناک و...» ژانر ها غلط: «ورزشی، خانوادگی، درام، کلکی و...» این ها ژانره فیلمه در اصل. خب ژانر شما عاشقانه_غمگین بود. که مشکلی نداشت. با توجه به بی توجهی های پسر می تونیم بگیم هر دو نوع ژانر توی رمان همچنان حفظه. توصیفات: شامل پنج بخشه. حالات: مثلا وقتی طرف حرص می خوره، دست هاش رو مشت می کنه. احساس: پوچ بودن و نفرت یک نوع احساسه. همچنین عاشق بودن. کاراکتر: توصیفات شکل و قیافه ی همگی شخصیت ها. مکان: توصیف مکانی که کاراکتر درش سیر می کنه. زمان: شامل تمامی زمان ها. از ساعت و دقیقه گرفته تا سال. که البته باید هماهنگ باشن. توصیفات رمانت خیلی کمه گوجه جونم. چه جوری بگم؟ مثلا وقتی توی پارت دوم نزدیک بود ماشین به آرامش بزنه می تونستی احساساتش رو بنویسی. کوبش قلب، دست های یخ زده. نیست که پسره هم دستش رو کشید حتی می تونست حیرت زده به چشم های اون قزمیت نگاه کنه. این ها همه باید نوشته شه که خیلی تند ازشون گذشتی سیر ابتدایی رمان: سیر رمان نباید تند یا کند باشه. تند یعنی توی همین دو_سه پارت اولیه توش عشق معلوم شه و کند زمانی که پنج پارت بگذره و ما در یک زمان باشیم. سیر رمان شما بسی رو دور تنده. توصیفاتت کمه و همین باعث سیر تند شده. عزیزم سعی کن بیشتر روی این بخش رمانت کار کنی. کشمکش: مقابله بین دو نیرو کشمکشه. از جذاب ترین بخش های رمان به حساب میاد. از نظر من اگه یه نوع کشمکش برای اولین پارت رمان استفاده شه بسی جذب کننده می شه. جسمانی: وقتی دو جسم با هم درگیرن. مثلا دعوا خیابونی بزن بزنه همش. ذهنی: مثل دو شطرنج باز همش با ذهن دعوا می کنن. عاطفی: وقتی مهربون بازی در مقابل عامل های درونی یا بیرونی عود می کنه. اخلاقی: قهرمان داستان با یکی از مسائل اخلاقی به شدت مخالفت می کنه. محیطی: با محیطی که درش حضور داره می جنگه. توی بیشتر رمان ها کشمکش عاطفی حس میشه و رمان شما گوجه ی عزیز از این موضوع مستثنی نیست. فعل و فاعل: اینکه فعل آخر جمله باشه و فاعل ابتدا مهمه. تا جایی که من دیدم همه رو رعایت کرده بودی. باریک باریک. تکرار: تکرار کلا اشتباهه. حالا می خواد حروف باشه، علامت ها نگارشی به جز ؟! باشه. کلمات ربط، خود کلمات. برای مثال استفاده از و، و توی یه جمله اشتبه. من توی رمان این مورد ها رو مشاهده نکردم. رعایت هدفمند سازی پارت ها: سایز اصلی پارت ها در سیستم بالای چهل و در گوشی بالای شصت هست. خب درست بود و مشکلی ندیدم. سخن منتقد: دالی گوجه ی خوشگل و تو دل بروی خودم. چطوری؟ رمانت عالی بود. مشکلات کم بود و فقط روی توصیفات باید کار کنی. بقیه اش عالی بود و من بهت تبریک میگم. خب دیگه همین. موفق بگردی ایشالله. منتقد: @M.Alishahi @گوجه سبز
  5. مدیر منتقد

    📚نقد ابتدایی رمان ها📝

    باسلام خدمت شما رمان شما از 15 پارت گذشته و دیگر نقد ابتدایی نمی شود. یاعلی
  6. 💛 بسم الله النور 💛 📝نقد ابتدایی رمان عشق بی پروا سلام دوست عزیزم💕 امیدوارم که بتونم توی این راه کمک کوچکی برات باشم. 🎥 اسم رمان: عنوان مناسب نقش زیادی در موفقیت یک اثر دارد، دغدغه انتخاب عنوانی به‌یادماندنی را همه‌ی نویسنده‌ها دارند، بعضی وسواس بیشتری به خرج می‌دهند و بعضی هم سریع‌تر و راحت‌تر به نتیجه می‌رسند. انفجار یه ایده خلاقانه لازمه تا اسمی فوق العاده جذاب برای جلب نظر از بین هزاران رمان منتشر شده باشه. اسمی که انقدر برجسته باشه تا بشه قوی‌ترین ابزار تبلیغاتی توی دستت. مثلاً من جایی می‌خوندم همینگوی برای هر داستانش بیش از صد اسم مختلف می‌نوشته و بعد دست به انتخاب می‌زده. اسم رمان نباید کلیشه ای و یا تکراری باشه که خواننده حس کنه قبلا اونو خونده و راحت ازش بگذره، باید همخونی زیادی با محتوای داستان داشته باشه و خلاصه داستان توی یه عبارت کوتاه باشه و همین‌طور نباید طولانی و بیشتر از چهار کلمه باشه. 📌درمورد اسم انتخابی شما : اسم انتخابی شما جذاب و با محتوای داستان جوره اما عزیز دلم وجود کلمه عشق این اسم رو کلیشه ای به نظر میاره. همونطور که خودت بهتر می‌دونی «عشق» خیلی زیاد تو اسامی رمان استفاده شده 🎭ژانر: در ساده ترین تعریف، ژانر یا گونه قالب داستان است و باید اتفاقات و حوادث تکیه بر آن خلق و نوشته شود. وقتی می‌خوایم به دوستی کتاب هدیه بدیم معمولا به این فکر می‌کنیم که چه نوع کتاب‌هایی را بیشتر می‌خونه یا ممکنه بپسنده. این پرسش، در واقع سوالی راجع به ژانر مورد علاقه‌ی اونه. ژانر کتاب در ساده‌ترین حالت، قالبی رو مشخص می‌کنه که کتاب در آن قرار می‌گیره. هر رمان در دسته‌ای مشخص با ویژگی‌هایی ملموس طبقه بندی می‌شه. ژانر های صحیح عبارتند از: عاشقانه، اجتماعی، تراژدی، پلیسی، جنایی، تخیلی، فانتزی، هیجانی، مذهبی، معمایی و... 📌درمورد ژانر انتخابی شما: گلی من ژانر رمانت رو تو قسمت برچسب ها دیدم. یک بار دیگه تو پست اول ذکرش کنید. باید حتما ژانر تو پست اول باشه. ✂️خلاصه: دومین خان برای جذب مخاطب، یه خلاصه جذاب و ترغیب کننده است. متنی کوتاه که بتونه نقش یه تریلر تبلیغاتی رو بازی کنه. متنی که در عین ابهام جوهره اصلی داستان رو هم با خودش به یدک بکشه. کار اصلی یه خلاصه خوب قلقلک حس کنجکاوی خوشایندی تو وجود مخاطبانه تا با خودشون بگن: «بذار بخونیم ببینیم چی هست، باید جالب باشه!»🤠 خلاصه باید نه خیلی کوتاه و نه خیلی بلند باشه. باید با محتوای رمان جور و متشکل از جملات ابهام انگیز باشه. 📌 درمورد خلاصه شما: خلاصتون از ابهام برخوردار نبود و خیلی ساده نوشته شده بود. پیشنهاد می‌کنم سری به رمان های تالار برتر انجمن بزنید و چند خلاصه بخونید تا سبکش دستتون بیاد. 📕مقدمه: مقدمه یه رمان، در حکم فصل صفر کتابه و در واقع، در مقدمه مطالبی معرفی می‌شه که در رمان به تفصیل میاد.در نوشتن مقدمه مهمترین اصل ،خلاقیت نویسنده است. مقدمه به شیوه های مختلفی نوشته میشه. بعضی ها از اشعار و متن های زیبای دیگران استفاده می‌کنن و بعضی هم بهترین کار رو می‌کنن و خودشون می‌نویسن، چون هیچ‌کس به اندازه خود نویسنده نمیتونه ذهن خواننده رو برای ورود به داستان هیجان انگیزی که به زیباترین شکل قصد روایتش رو داره، آماده کنه. 📌درمورد مقدمه رمان شما: حله دمت گرم😊👍 شعر نو زیبایی بود. ولی ای کاش خودتون نوشته بودید. 🏷️ شروع داستان: یک افتتاحیه خاص و جذاب نیازه و باید در همون پاراگراف اول توجه خواننده رو به خودش جلب کنه. حتی ما وقتی در کتاب‌فروشی هستیم، کتاب رو باز می‌کنیم و چند بند از اون رو می‌خونیم تا از میزان جذابیت قلم و داستان باخبر بشیم. یه افتتاحیه خوب نباید کلیشه ای و تکراری باشه مثل بلند شدن از خواب و رفتن به مدرسه و دانشگاه. بهتره نرم_ نرمک وارد داستان بشیم و یا روایت اتفاقی رو بکنیم که داستان حول اون موضوع می‌چرخه. 📌درمورد شروع رمان شما: صبح ورود به دانشگاه، دیر شدن کلاس 😁 نظرت چیه؟ خیلی از رمان ها همین شروع رو دارن و تکراری و کلیشه ای هستش. 🎞️سیر ابتدایی رمان: به این معنی که پرداختن به حوادث و روایت داستان نه انقدر سریع باشه که اجازه تخیل به مخاطب نده و کلافش کنه و نه انقدر کند باشه و بیان جزئیات زیاد باشه که حوصله سر بر بشه. البته سیر مناسب با توجه به احوالات، داستان و ژانر انتخاب میشه و نویسنده باید سیری مناسب برای رمانش انتخاب کنه. به عنوان مثال نویسنده با بیان جز به جز اتفاقات انقدر حجم و گذر زمان در رمان رو زیاد می‌کنه که حوصله سر بر میشه. « دست راستم را بالا بردم و با دو انگشت سبابه و شصت دسته فنجان را در دست گرفتم و آرام آرام به لبم نزدیک کردم. لب گشودم و با بیشتر کردن زاویه فنجان محتویات داغ و تلخش را چشیدم.....» همین صحنه قهوه خوردن رو میاد دوصفحه توضیح می‌ده که واقعا غیر لزوم و خسته کنندست. یا میگه: «قهوه ام را خوردم و بلند شدم به اتاقم رفتم.» و تمام. همین بدون هیچ توصیفی که چندان جذاب نیست. سیر رمان شما بسیار تند بود و اونم به خاطر نبود توصیفات کافی بود. 🎨توصیفات: فضا سازی و توصیفات شاخص ترین مؤلفه هایی هستند که داستان رو بایه خاطره گویی ساده و یا مقاله مجزا می‌کنند. کاراکتر های داستان باید در صحنه ای واقعی و پویا باشند. وظیفه شما به عنوان نویسنده این است که خوانندگان را وارد دنیایی کنید که خودتون تخیل کردید. شاید بهتر باشه که صحنه ای رو انتخاب کنید که اون رو خوب می شناسید. نکته ای دیگر اینکه در توصیفات باید اجازه و لذت کشف کردن به مخاطب داده بشه و بهتره توصیفات کمی غیر مستقیم به نظر برسه مثلا همین که خجل شدم رو میگیم کاش زمین دهن باز می‌کرد و من رو می‌بلعید. نسبتاکم بود. ای کاش توصیفات رو بیشتر می‌کردید. مکان: خواننده باید مکان اتفاقات رو تخیل و حس کنه تا در مرحله بعدی بتونه اون غرق شدگی و حس درد و شادی کاراکتر ها رو به خوبی درک کنه. توصیفات مکان کمک خیلی زیادی به فضا سازی رمان می‌کنه و خواننده رو با خودش همراه می‌کنه. مثلا اگر فضا سازی ها و توصیفات مکانی رمان هری پاتر نبود به جرئت میشه گفت داستان هیچ چیزی برای جذب مخاطب نداشت. میتونم بگم هیچ. من اصلا حس نمی‌کردم که داستان داره تو لندن اتفاق می‌افته. انگار شخصیتا توی دنیا فانتزی زندگی می‌کردن. زمان : توصیفات زمانی برای چیدن جورچین اتفاقات کنار هم خیلی مهمه و سیر رمان رو تعیین می‌کنه. جوری نبود که زمان رو گم کنم. حالات و احساسات: یکی از مزیت های رمان نسبت به سینما همین توصیفاته. توصیف احساسات کاراکتر ها چیزیه که خواننده رو غرق در کلماتی میکنه که شاید مشابهش توی کتب درسیش باشه اما اینبار از خوندن لذت میبره و حس میکنه که واقعا توی اون داستان حضور داره. بود اما بسیار کم. شخصیت: خیلی خوبه که خواننده بدونه با چه شخصیتایی طرفه و یه فرضیتی از اون ها داشته باشه. ندیدم. فقط در حد ژست و لباس. 🎮کشمکش: طبق تعریف جناب ویکی پدیا: کشمکش یا جدال در اصطلاح ادبیات داستانی و ادبیات نمایشی، تقابل میان شخصیت‌ها یا نیروهای مختلف داستان است که بنیاد حوادث را پی می‌ریزد. کشمکش ممکن است میان یک شخصیت با یک یا چند شخصیت دیگر یا با جامعه، یا یک شخصیت یا یک نیرو، یا دو نیرو باهم، یا یک شخصیت با خودش باشد. رایج‌ترین نوع، کشمکش دو شخصیت با یکدیگر است. کشمکش غالباً به چهار صورت نمود می‌یابد. ( در بعضی مؤلفه ها خوب عمل کرده بودید) کشمکش جسمانی: آن است که دو شخصیت در درگیری خود به زور و نیروی جسمی متوسل شوند، (مثل بزن بزنا که چند جایی بود تو رمانتون🤕) کشمکش ذهنی: آن است که دو شخصیت به‌طور ذهنی با یکدیگر بستیزند، مانند کشمکش ذهنی قیس با مهتاب در سلوک.( منم نخوندمش اما مثل تقابل دو تا شطرنج باز میمونه که ندیدم توی داستان🤔) کشمکش عاطفی:آن است که احساس درونی یا شور و شوقی سودایی یک شخصیت، جدالی پدید آورد. مانند کشمکش راوی بوف کور.(درگیری عاطفی پروا با گذشته و خانوادش) کشمکش اخلاقی: آن است که شخصیت با اصول یا یکی از اصول اخلاقی حاکم بر اجتماع سر ستیز داشته باشد، مانند رفتار هما در شوهر آهو خانم. ( ژانر چنین چیزی رو ایجاب نمی‌کرد🙄) ممکن است در یک اثر، چند نوع کشمکش یا حتی همهٔ انواع آن موجود باشد. 📝رعایت فعل و فاعل: جمله بندی استاندارد های خودشو داره یعنی اول فاعل میاد و بعد فعل. البته نویسنده می‌تونه از شیوه بلاغی استفاده کنه و هنرمندانه و هوشمندانه نظم منطقی جمله رو به هم بریزه. عزیزم انگار ویراستا همراه ندارید. درخواستشو بدید حتما. از علائم نگارشی هم کم استفاده کرده بود. گاهی جمله ها فعل و فاعلشون بهم می‌ریخت. بهتره این ها رو ویراستارتون دقیق تر توضیح بدن براتون. 🎹تکرار: ☑️تکرار علائم و حروف مثل (جدیییییی؟!!!) که غلط هستش نداشتید. ☑️تکرار کلمات نه به عنوان یک آرایه ندیدم. ☑️تکرار افعال نه به عنوان زیبایی بخشی چیزی که تو ذوق بزنه ندیدم. 🧭رعایت و هدفمند سازی پارت ها: برای پارت بندی باید نظم مشخص و حجم مشخصی باشه. باید هر پارت دنباله پارت قبلی باشه و زنجیره توالی تخیلات خواننده رو پاره نکنه. حجم استاندارد در سیستم سی الی چهل خط و در گوشی مبایل بین چهل تا شصت خط هستش. حجم استاندارد خیلی جاها رعایت نشده بود. پارت بندی سرسری بود و هر وقت که می‌نوشتید پارت جدید می‌زدید. نظم مشخصی نداشت. 🎀سخن منتقد: عزیز دلم رمان جذابی دارید اما هیچ پشتوانه عقلانی و سیر درست علی و معلولی بین اتفاقات وجود نداره. چرا باید پلیس ایران نفوذی بفرسته یه کشور دیگه اونم انگلیس. اکثرا ایران از نفوذی های بومی استفاده می‌کنه و اینکار به عهده وزارت اطلاعاته. اونم دو تا دختر تنها که از وجناتشون مشخصه خیلی بچن. رمان شما بسیار تخیلی و فانتزی جلوه می‌کرد و داستان و پشنوانه محکمی نداشت. پیشنهاد می‌کنم بیشتر روی اتفاقات و داستان کار کنید. ❤️😍 ❤️با آرزوی موفقیت برای شما عزیز دل❤️ منتقد: @آیسا @Fatema.m
  7. مدیر منتقد

    📚نقد ابتدایی رمان ها📝

    با سلام خدمت شما رمان شما از 15 پارت گذشته لطفا بعد از رسیدن به پارت 40-50 مجدد درخواست نقد اولیه بدهید. یاعلی
  8. 💛 بسم الله النور 💛 📝نقد ابتدایی ثانیه های امید سلام دوست عزیزم💕 امیدوارم که بتونم توی این راه کمک کوچکی برات باشم. 🎥 اسم رمان: عنوان مناسب نقش زیادی در موفقیت یک اثر دارد، دغدغه انتخاب عنوانی به‌یادماندنی را همه‌ی نویسنده‌ها دارند، بعضی وسواس بیشتری به خرج می‌دهند و بعضی هم سریع‌تر و راحت‌تر به نتیجه می‌رسند. انفجار یه ایده خلاقانه لازمه تا اسمی فوق العاده جذاب برای جلب نظر از بین هزاران رمان منتشر شده باشه. اسمی که انقدر برجسته باشه تا بشه قوی‌ترین ابزار تبلیغاتی توی دستت. مثلاً من جایی می‌خوندم همینگوی برای هر داستانش بیش از صد اسم مختلف می‌نوشته و بعد دست به انتخاب می‌زده. اسم رمان نباید کلیشه ای و یا تکراری باشه که خواننده حس کنه قبلا اونو خونده و راحت ازش بگذره، باید همخونی زیادی با محتوای داستان داشته باشه و خلاصه داستان توی یه عبارت کوتاه باشه و همین‌طور نباید طولانی و بیشتر از چهار کلمه باشه. 📌درمورد اسم انتخابی شما : اسم انتخابی شما جذاب و با محتوای داستان جوره و اینکه من سرچ کردم مورد تکراری نداشت. 👍😉 🎭ژانر: در ساده ترین تعریف، ژانر یا گونه قالب داستان است و باید اتفاقات و حوادث تکیه بر آن خلق و نوشته شود. وقتی می‌خوایم به دوستی کتاب هدیه بدیم معمولا به این فکر می‌کنیم که چه نوع کتاب‌هایی را بیشتر می‌خونه یا ممکنه بپسنده. این پرسش، در واقع سوالی راجع به ژانر مورد علاقه‌ی اونه. ژانر کتاب در ساده‌ترین حالت، قالبی رو مشخص می‌کنه که کتاب در آن قرار می‌گیره. هر رمان در دسته‌ای مشخص با ویژگی‌هایی ملموس طبقه بندی می‌شه. ژانر های صحیح عبارتند از: عاشقانه، اجتماعی، تراژدی، پلیسی، جنایی، تخیلی، فانتزی، هیجانی، مذهبی، معمایی و... 📌درمورد ژانر انتخابی شما: همه غیر ژانر تخیلی صحیح بودن. ببینید داستان های جادوگری به خاطر اینکه پشتوانه علمی ندارن، حداقل تا امروز، جزو ژانر های فانتزی حساب میشن. یعنی ژانر تخیلی در کنار ژانر علمی بیشتر استفاده میشه. ✂️خلاصه: دومین خان برای جذب مخاطب، یه خلاصه جذاب و ترغیب کننده است. متنی کوتاه که بتونه نقش یه تریلر تبلیغاتی رو بازی کنه. متنی که در عین ابهام جوهره اصلی داستان رو هم با خودش به یدک بکشه. کار اصلی یه خلاصه خوب قلقلک حس کنجکاوی خوشایندی تو وجود مخاطبانه تا با خودشون بگن: «بذار بخونیم ببینیم چی هست، باید جالب باشه!»🤠 خلاصه باید نه خیلی کوتاه و نه خیلی بلند باشه. باید با محتوای رمان جور و متشکل از جملات ابهام انگیز باشه. 📌 درمورد خلاصه شما: خلاصه در عین گنگی باید داستان کلی رو هم تو خودش جا بده اما من چنین چیزی از داستان شما دریافت نکردم عزیزم. هیچ ردی از موجودات عجیب و جادوگران تو خلاصه نبود. 📕مقدمه: مقدمه یه رمان، در حکم فصل صفر کتابه و در واقع، در مقدمه مطالبی معرفی می‌شه که در رمان به تفصیل میاد.در نوشتن مقدمه مهمترین اصل ،خلاقیت نویسنده است. مقدمه به شیوه های مختلفی نوشته میشه. بعضی ها از اشعار و متن های زیبای دیگران استفاده می‌کنن و بعضی هم بهترین کار رو می‌کنن و خودشون می‌نویسن، چون هیچ‌کس به اندازه خود نویسنده نمیتونه ذهن خواننده رو برای ورود به داستان هیجان انگیزی که به زیباترین شکل قصد روایتش رو داره، آماده کنه. 📌درمورد مقدمه رمان شما: مقدمه ای وجود نداشت. وجود مقدمه الزامی و بسیار مهمه. ✍🏻شروع رمان: یک افتتاحیه خاص و جذاب نیازه و باید در همون پاراگراف اول توجه خواننده رو به خودش جلب کنه. حتی ما وقتی در کتاب‌فروشی هستیم، کتاب رو باز می‌کنیم و چند بند از اون رو می‌خونیم تا از میزان جذابیت قلم و داستان باخبر بشیم. یه افتتاحیه خوب نباید کلیشه ای و تکراری باشه مثل بلند شدن از خواب و رفتن به مدرسه و دانشگاه. بهتره نرم_ نرمک وارد داستان بشیم و یا روایت اتفاقی رو بکنیم که داستان حول اون موضوع می‌چرخه. 📌درمورد شروع رمان شما: من اول رمان یه پاراگراف جداگونه از داستان رو دیدم که هنوزم نمیدونم تکلیفش چیه اما شروع داستانتون مقدار خیلی کمی تکراری به نظر میومد. دقیقا همون اتفاق تلوزیونی فیلم حلقه. اما کاملا مرتبط با داستان بودش. 🎞️سیر ابتدایی رمان: به این معنی که پرداختن به حوادث و روایت داستان نه انقدر سریع باشه که اجازه تخیل به مخاطب نده و کلافش کنه و نه انقدر کند باشه و بیان جزئیات زیاد باشه که حوصله سر بر بشه. البته سیر مناسب با توجه به احوالات، داستان و ژانر انتخاب میشه و نویسنده باید سیری مناسب برای رمانش انتخاب کنه. به عنوان مثال نویسنده با بیان جز به جز اتفاقات انقدر حجم و گذر زمان در رمان رو زیاد می‌کنه که حوصله سر بر میشه. « دست راستم را بالا بردم و با دو انگشت سبابه و شصت دسته فنجان را در دست گرفتم و آرام آرام به لبم نزدیک کردم. لب گشودم و با بیشتر کردن زاویه فنجان محتویات داغ و تلخش را چشیدم.....» همین صحنه قهوه خوردن رو میاد دوصفحه توضیح می‌ده که واقعا غیر لزوم و خسته کنندست. یا میگه: «قهوه ام را خوردم و بلند شدم به اتاقم رفتم.» و تمام. همین بدون هیچ توصیفی که چندان جذاب نیست. سیر رمان شما متوسط رو به تند بودش😁 و اونم به خاطر توصیفات کمه. گاهی اوقات توجه به جزئیات در حجم مناسب و به جا میتونه خیلی به فعال کردن تخیل خواننده کمک کنه و باعث درگیر شدنش به رمان بشه. یه نکته دیگه اینکه داستان تا قبل از مرگ مرجان برام خیلی خسته کننده شده بود اما بعدش چنان محو داستان شدم که وقتی پارت تموم شد آرزو کردم که ای کاش بیشتر نوشته بودین. توصیه می‌کنم حجم قسمت اول رو کمتر کنید. 🎨توصیفات: فضا سازی و توصیفات شاخص ترین مؤلفه هایی هستند که داستان رو بایه خاطره گویی ساده و یا مقاله مجزا می‌کنند. کاراکتر های داستان باید در صحنه ای واقعی و پویا باشند. وظیفه شما به عنوان نویسنده این است که خوانندگان را وارد دنیایی کنید که خودتون تخیل کردید. شاید بهتر باشه که صحنه ای رو انتخاب کنید که اون رو خوب می شناسید. نکته ای دیگر اینکه در توصیفات باید اجازه و لذت کشف کردن به مخاطب داده بشه و بهتره توصیفات کمی غیر مستقیم به نظر برسه مثلا همین که خجل شدم رو میگیم کاش زمین دهن باز می‌کرد و من رو می‌بلعید. عزیزم شما واقعا قلم جذاب، حرفه ای و دلنشینی دارید و در جریان انداختن اتفاقات تبحر دارید اما در کل میشه گفت متن نوشته شده از توصیفات کمی برخوردار بود. مکان: خواننده باید مکان اتفاقات رو تخیل و حس کنه تا در مرحله بعدی بتونه اون غرق شدگی و حس درد و شادی کاراکتر ها رو به خوبی درک کنه. توصیفات مکان کمک خیلی زیادی به فضا سازی رمان می‌کنه و خواننده رو با خودش همراه می‌کنه. مثلا اگر فضا سازی ها و توصیفات مکانی رمان هری پاتر نبود به جرئت میشه گفت داستان هیچ چیزی برای جذب مخاطب نداشت. گلی شما هم توصیفات مکانتون کم جوری که انتقال فضا رو نمیفهمیدم. مثل همون موقع که یهو داستان وارد بیمارستان شد و مرجان بالا سر نفس نشسته بود. با توجه به زاویه دیدی که انتخاب کردی خیلی راحت تر میتونید این توصیفات رو انجام بدید. زمان : توصیفات زمانی برای چیدن جورچین اتفاقات کنار هم خیلی مهمه و سیر رمان رو تعیین می‌کنه. توصیفاتتون توی این زمینه خیلی بارز نبود و من گاهی زمان رو گم می‌کردم. اون اعلام ساعت و تاریخ هم چندان کمکی نمی‌کرد. حالات و احساسات: یکی از مزیت های رمان نسبت به سینما همین توصیفاته. توصیف احساسات کاراکتر ها چیزیه که خواننده رو غرق در کلماتی میکنه که شاید مشابهش توی کتب درسیش باشه اما اینبار از خوندن لذت میبره و حس میکنه که واقعا توی اون داستان حضور داره. یه کوچولو بیشتر روی این زمینه کار کنید خیلی عالی میشه. شخصیت: خیلی خوبه که خواننده بدونه با چه شخصیتایی طرفه و یه فرضیتی از اون ها داشته باشه. در مورد کاراکتر های ماورایی خوب بود اما من اصلا هیچ تصوری از نفس ندارم. 🎮کشمکش: طبق تعریف جناب ویکی پدیا: کشمکش یا جدال در اصطلاح ادبیات داستانی و ادبیات نمایشی، تقابل میان شخصیت‌ها یا نیروهای مختلف داستان است که بنیاد حوادث را پی می‌ریزد. کشمکش ممکن است میان یک شخصیت با یک یا چند شخصیت دیگر یا با جامعه، یا یک شخصیت یا یک نیرو، یا دو نیرو باهم، یا یک شخصیت با خودش باشد. رایج‌ترین نوع، کشمکش دو شخصیت با یکدیگر است. کشمکش غالباً به چهار صورت نمود می‌یابد. ( در بعضی مؤلفه ها خوب عمل کرده بودید) کشمکش جسمانی: آن است که دو شخصیت در درگیری خود به زور و نیروی جسمی متوسل شوند، (مثل بزن بزنا که توی رمانتون میشه درگیری رامتین با هیراد و همینطور مرجان تسخیر شده با نفس🤕) کشمکش ذهنی: آن است که دو شخصیت به‌طور ذهنی با یکدیگر بستیزند، مانند کشمکش ذهنی قیس با مهتاب در سلوک.( منم نخوندمش اما مثل تقابل دو تا شطرنج باز میمونه که ندیدم توی رمان 🤔) کشمکش عاطفی:آن است که احساس درونی یا شور و شوقی سودایی یک شخصیت، جدالی پدید آورد. مانند کشمکش راوی بوف کور.(درگیری عاطفی نفس با گذشتش) کشمکش اخلاقی: آن است که شخصیت با اصول یا یکی از اصول اخلاقی حاکم بر اجتماع سر ستیز داشته باشد، مانند رفتار هما در شوهر آهو خانم. ( ژانر چنین چیزی رو ایجاب نمی‌کرد🙄) ممکن است در یک اثر، چند نوع کشمکش یا حتی همهٔ انواع آن موجود باشد. 📝رعایت فعل و فاعل: جمله بندی استاندارد های خودشو داره یعنی اول فاعل میاد و بعد فعل. البته نویسنده می‌تونه از شیوه بلاغی استفاده کنه و هنرمندانه و هوشمندانه نظم منطقی جمله رو به هم بریزه. مشکلی نبود✔️ 🎹تکرار: ☑️تکرار علائم و حروف مثل (جدیییییی؟!!!) که غلط هستش نداشتید. ☑️تکرار کلمات نه به عنوان یک آرایه ندیدم. ☑️تکرار افعال نه به عنوان زیبایی بخشی چیزی که تو ذوق بزنه ندیدم. 🧭رعایت و هدفمند سازی پارت ها: برای پارت بندی باید نظم مشخص و حجم مشخصی باشه. باید هر پارت دنباله پارت قبلی باشه و زنجیره توالی تخیلات خواننده رو پاره نکنه. حجم استاندارد در سیستم 3‪0 الی 4‪0 خط و در گوشی مبایل بین 5‪0 تا 6‪0 خط هستش. کمی جای کار داره این قسمت. حجم گاهی بیش از حد و هدفمندی ضعیف می‌شد. مثلا یهو وسط یه جریانی اینتر میزدید می‌رفتید پارت بعد. 😁 🎀سخن منتقد: خیلی خیلی خیلی از رمانت لذت بردم. وقتی می‌خوندمش انقدر غرق رمان شده بودم که اصلا نفهمیدم رسیدم به تهش. منتظر پارت های بعدیت هستم. ❤️باآرزوی موفقیت برای شما عزیز دل منتقد: @آیسا @fateme-alz
  9. 💛 بسم الله النور 💛 📝نقد ابتدایی داستان شکارچی سلام دوست عزیزم💕 امیدوارم که بتونم توی این راه کمک کوچکی برات باشم. 🎥 اسم داستان: عنوان مناسب نقش زیادی در موفقیت یک اثر دارد، دغدغه انتخاب عنوانی به‌یادماندنی را همه‌ی نویسنده‌ها دارند، بعضی وسواس بیشتری به خرج می‌دهند و بعضی هم سریع‌تر و راحت‌تر به نتیجه می‌رسند. انفجار یه ایده خلاقانه لازمه تا اسمی فوق العاده جذاب برای جلب نظر از بین هزاران رمان منتشر شده باشه. اسمی که انقدر برجسته باشه تا بشه قوی‌ترین ابزار تبلیغاتی توی دستت. مثلاً من جایی می‌خوندم همینگوی برای هر داستانش بیش از صد اسم مختلف می‌نوشته و بعد دست به انتخاب می‌زده. اسم داستان نباید کلیشه ای و یا تکراری باشه که خواننده حس کنه قبلا اونو خونده و راحت ازش بگذره، باید همخونی زیادی با محتوای داستان داشته باشه و خلاصه داستان توی یه عبارت کوتاه باشه و همین‌طور نباید طولانی و بیشتر از چهار کلمه باشه. 📌درمورد اسم انتخابی شما : اسم انتخابی شما جذاب و با محتوای داستان جوره اما عزیز دلم می‌دونم داستانت با این اسم جدایی ناپذیره اما یه سری فیلم به اسم شکارچی به کارگردانی روپرت سندرز موجوده و استفاده اسامی فیلم ها ممنوعه. . 🤕 🎭ژانر: در ساده ترین تعریف، ژانر یا گونه قالب داستان است و باید اتفاقات و حوادث تکیه بر آن خلق و نوشته شود. وقتی می‌خوایم به دوستی کتاب هدیه بدیم معمولا به این فکر می‌کنیم که چه نوع کتاب‌هایی را بیشتر می‌خونه یا ممکنه بپسنده. این پرسش، در واقع سوالی راجع به ژانر مورد علاقه‌ی اونه. ژانر کتاب در ساده‌ترین حالت، قالبی رو مشخص می‌کنه که کتاب در آن قرار می‌گیره. هر رمان در دسته‌ای مشخص با ویژگی‌هایی ملموس طبقه بندی می‌شه. ژانر های صحیح عبارتند از: عاشقانه، اجتماعی، درام، تراژدی، پلیسی، جنایی، تخیلی، فانتزی، هیجانی، مذهبی، معمایی و... 📌درمورد ژانر انتخابی شما: کاملا صحیح✔️ درصورتی که برد در آخر با پلیسا باشه وگرنه ژانر جنایی مناسب تره. ✂️خلاصه: دومین خان برای جذب مخاطب، یه خلاصه جذاب و ترغیب کننده است. متنی کوتاه که بتونه نقش یه تریلر تبلیغاتی رو بازی کنه. متنی که در عین ابهام جوهره اصلی داستان رو هم با خودش به یدک بکشه. کار اصلی یه خلاصه خوب قلقلک حس کنجکاوی خوشایندی تو وجود مخاطبانه تا با خودشون بگن: «بذار بخونیم ببینیم چی هست، باید جالب باشه!»🤠 خلاصه باید نه خیلی کوتاه و نه خیلی بلند باشه. باید با محتوای رمان جور و متشکل از جملات ابهام انگیز باشه. 📌 درمورد خلاصه شما: 😍😍😍😍خیلی دوسش داشتم. 📕مقدمه: مقدمه یه رمان، در حکم فصل صفر کتابه و در واقع، در مقدمه مطالبی معرفی می‌شه که در رمان به تفصیل میاد.در نوشتن مقدمه مهمترین اصل ،خلاقیت نویسنده است. مقدمه به شیوه های مختلفی نوشته میشه. بغضی ها از اشعار و متن های زیبای دیگران استفاده می‌کنن و بعضی هم بهترین کار رو می‌کنن و خودشون می‌نویسن، چون هیچ‌کس به اندازه خود نویسنده نمیتونه ذهن خواننده رو برای ورود به داستان هیجان انگیزی که به زیباترین شکل قصد روایتش رو داره، آماده کنه. 📌درمورد مقدمه رمان شما: حله دمت گرم😊👍 متن یا شعر نو زیبایی بود. ✍🏻شروع داستان: یک افتتاحیه خاص و جذاب نیازه و باید در همون پاراگراف اول توجه خواننده رو به خودش جلب کنه. حتی ما وقتی در کتاب‌فروشی هستیم، کتاب رو باز می‌کنیم و چند بند از اون رو می‌خونیم تا از میزان جذابیت قلم و داستان باخبر بشیم. یه افتتاحیه خوب نباید کلیشه ای و تکراری باشه مثل بلند شدن از خواب و رفتن به مدرسه و دانشگاه. بهتره نرم_ نرمک وارد داستان بشیم و یا روایت اتفاقی رو بکنیم که داستان حول اون موضوع می‌چرخه. 📌درمورد شروع رمان شما: مورد تاییده ✔️ فقط در حد یک پیشنهاد، کاش داستان از یکی از لحظه های شکار شروع می‌شد. نه شکاری که سوژه اصلی داستانه ها نه و بعدش از ماجرای بانک شروع می‌شد. مثل رمان لرد سوداگران ( البته جذابیت قلم این رمان قابل مقایسه با قلم حرفه ای شما نیست.) 🎞️سیر ابتدایی رمان: به این معنی که پرداختن به حوادث و روایت داستان نه انقدر سریع باشه که اجازه تخیل به مخاطب نده و کلافش کنه و نه انقدر کند باشه و بیان جزئیات زیاد باشه که حوصله سر بر بشه. البته سیر مناسب با توجه به احوالات، داستان و ژانر انتخاب میشه و نویسنده باید سیری مناسب برای رمانش انتخاب کنه. به عنوان مثال نویسنده با بیان جز به جز اتفاقات انقدر حجم و گذر زمان در رمان رو زیاد می‌کنه که حوصله سر بر میشه. « دست راستم را بالا بردم و با دو انگشت سبابه و شصت دسته فنجان را در دست گرفتم و آرام آرام به لبم نزدیک کردم. لب گشودم و با بیشتر کردن زاویه فنجان محتویات داغ و تلخش را چشیدم.....» همین صحنه قهوه خوردن رو میاد دوصفحه توضیح می‌ده که واقعا غیر لزوم و خسته کنندست. یا میگه: «قهوه ام را خوردم و بلند شدم به اتاقم رفتم.» و تمام. همین بدون هیچ توصیفی که چندان جذاب نیست. سیر داستان شما با توجه به نوع داستان، ژانر، فضا، زاویه دید و شخصیت کاملا مناسب بود. 😘 🎨توصیفات: فضا سازی و توصیفات شاخص ترین مؤلفه هایی هستند که داستان رو بایه خاطره گویی ساده و یا مقاله مجزا می‌کنند. کاراکتر های داستان باید در صحنه ای واقعی و پویا باشند. وظیفه شما به عنوان نویسنده این است که خوانندگان را وارد دنیایی کنید که خودتون تخیل کردید. شاید بهتر باشه که صحنه ای رو انتخاب کنید که اون رو خوب می شناسید. نکته ای دیگر اینکه در توصیفات باید اجازه و لذت کشف کردن به مخاطب داده بشه و بهتره توصیفات کمی غیر مستقیم به نظر برسه مثلا همین که خجل شدم رو میگیم کاش زمین دهن باز می‌کرد و من رو می‌بلعید. عزیزم شما واقعا قلم جذاب، حرفه ای و دلنشینی دارید و در جریان انداختن اتفاقات تبحر دارید. مکان: خواننده باید مکان اتفاقات رو تخیل و حس کنه تا در مرحله بعدی بتونه اون غرق شدگی و حس درد و شادی کاراکتر ها رو به خوبی درک کنه. توصیفات مکان کمک خیلی زیادی به فضا سازی رمان می‌کنه و خواننده رو با خودش همراه می‌کنه. مثلا اگر فضا سازی ها و توصیفات مکانی رمان هری پاتر نبود به جرئت میشه گفت داستان هیچ چیزی برای جذب مخاطب نداشت. بارز نبود اما به نظرم تا اینجای داستان چندان نیاز نبوده. زمان : توصیفات زمانی برای چیدن جورچین اتفاقات کنار هم خیلی مهمه و سیر رمان رو تعیین می‌کنه. جوری نبود که زمان رو گم کنم. حالات و احساسات: یکی از مزیت های رمان نسبت به سینما همین توصیفاته. توصیف احساسات کاراکتر ها چیزیه که خواننده رو غرق در کلماتی میکنه که شاید مشابهش توی کتب درسیش باشه اما اینبار از خوندن لذت میبره و حس میکنه که واقعا توی اون داستان حضور داره. با توجه به فضا و مناسبت در حد خوب و کافی. شخصیت: خیلی خوبه که خواننده بدونه با چه شخصیتایی طرفه و یه فرضیتی از اون ها داشته باشه. شخصیت اخلاقی شکارچی بسیار خوب توصیف شده بود و گوشه اشاره ای هم به چهره شکار اصلی شده بود که به نظرم کافیه. 🎮کشمکش: طبق تعریف جناب ویکی پدیا: کشمکش یا جدال در اصطلاح ادبیات داستانی و ادبیات نمایشی، تقابل میان شخصیت‌ها یا نیروهای مختلف داستان است که بنیاد حوادث را پی می‌ریزد. کشمکش ممکن است میان یک شخصیت با یک یا چند شخصیت دیگر یا با جامعه، یا یک شخصیت یا یک نیرو، یا دو نیرو باهم، یا یک شخصیت با خودش باشد. رایج‌ترین نوع، کشمکش دو شخصیت با یکدیگر است. کشمکش غالباً به چهار صورت نمود می‌یابد. ( در بعضی مؤلفه ها خوب عمل کرده بودید) کشمکش جسمانی: آن است که دو شخصیت در درگیری خود به زور و نیروی جسمی متوسل شوند، (مثل بزن بزنا که مطمئنم بعد ها در داستان خواهد بود🤕) کشمکش ذهنی: آن است که دو شخصیت به‌طور ذهنی با یکدیگر بستیزند، مانند کشمکش ذهنی قیس با مهتاب در سلوک.( منم نخوندمش اما مثل تقابل دو تا شطرنج باز میمونه که ندیدم توی داستان🤔) کشمکش عاطفی:آن است که احساس درونی یا شور و شوقی سودایی یک شخصیت، جدالی پدید آورد. مانند کشمکش راوی بوف کور.(درگیری عاطفی شکار با خیانتی که در حقش شده بود. ) کشمکش اخلاقی: آن است که شخصیت با اصول یا یکی از اصول اخلاقی حاکم بر اجتماع سر ستیز داشته باشد، مانند رفتار هما در شوهر آهو خانم. ( ژانر چنین چیزی رو ایجاب نمی‌کرد🙄) ممکن است در یک اثر، چند نوع کشمکش یا حتی همهٔ انواع آن موجود باشد. 📝رعایت فعل و فاعل: جمله بندی استاندارد های خودشو داره یعنی اول فاعل میاد و بعد فعل. البته نویسنده می‌تونه از شیوه بلاغی استفاده کنه و هنرمندانه و هوشمندانه نظم منطقی جمله رو به هم بریزه. مشکلی نبود✔️ 🎹تکرار: ☑️تکرار علائم و حروف مثل (جدیییییی؟!!!) که غلط هستش نداشتید. ☑️تکرار کلمات نه به عنوان یک آرایه ندیدم. ☑️تکرار افعال نه به عنوان زیبایی بخشی چیزی که تو ذوق بزنه ندیدم. 🧭رعایت و هدفمند سازی پارت ها: برای پارت بندی باید نظم مشخص و حجم مشخصی باشه. باید هر پارت دنباله پارت قبلی باشه و زنجیره توالی تخیلات خواننده رو پاره نکنه. حجم استاندارد در سیستم 3‪0 الی 4‪0 خط و در گوشی مبایل بین 5‪0 تا 6‪0 خط هستش. خوب بود اما در پارت ۶ و ٨ ادامه پارت قبلی وجود داره که بهتره به همون پارت قبلی انتقال داده بشه. 🎀سخن منتقد: رفیق جونم واقعا بابت قلم حرفه ایت بهت تبریک میگم کاملا با مناسبات ژانر وفق داشت. از خوندنش لذت بردم. 😍 چند تا نکته کوچولو : اول اینکه ما تو زبان فارسی ضمیر متصل _َش داریم نه اش. اش فقط تو مواقع اضطراری صحیحه مثلا تیره اش اما گرم اش، سرد اش، راه اش اشتباهه و گرمش و سردش و راهش صحیحه. و دوم اینکه فلش بک هات مخصوصا تو پارت اول کمی غیر منتظره بود. نیازه با ملایمت بیشتر و پشتیبان گیری بیشتر واردش می‌شد. ❤️با آرزوی موفقیت برای شما عزیز دل❤️ منتقد: @آیسا @شکارچی
  10. مدیر منتقد

    📚نقد ابتدایی رمان ها📝

    لطفا لینک رمان را ارسال کنید.
×
×
  • اضافه کردن...