رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

پگاع*_*

کاربر عادی
  • تعداد ارسال ها

    407
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

636 Excellent😃😃😃😃

درباره پگاع*_*

  • درجه
    ❤❤
  • تاریخ تولد 11 شهریور 1380

کاربر عادی

  • کاربر
    Array

آخرین بازدید کنندگان نمایه

1,628 بازدید کننده نمایه
  1. پگاع*_*

    پیدا کردن رمان

    اعدام یا انتقام
  2. پارت چهل و یکم تشنه ام بود ، لباس خواب کوتاه عروسکی را به تن کرده بودم و نمیتوانستم بیرون بروم،در میان تاریکی اتاق چشم گرداندم و بافت روي جالباسی را دور کمرم گره زدم و ارام ازاتاق بیرون زدم . اب را که خوردم وقتی میخواستم ب اتاق باز کردم متوجه باز بودن در بالکن شدم،باد میخورد و پرده حرکت میکرد از دور اهورا را میان تاریک و روشن بالکن دیدم و سرخی سیگار کنار لبش را. پاورچین ب سمت بالکن رفتم از سرما به خودم لرزیدم...نزدیک تر شدم و اهورا از صداي پایم برگشت ، حیران سر تا پایم را نگاه کرد و عصبی گفت : _ چرا اینطوري اومدي بیرون؟ برو تو...سرما میخوری خودم را روي صندلی کنار اهورا جا دادم و بافت را از دور کمرم باز کردم و پوشیدم .پاهایم از زانو به پایین عریان بود ، شانه بالا انداختم : تشنه ام شد. اهورا سیگار را نصفه روي لبه الاچیق خاموش کرد. خیره نگاهش میکنم و آرام لب میزنم: چرا سیگار کشیدی؟ دستش را پشت گردنش می‌کشد و نفس کلافه‌اش رو فوت می کند. -اهورا...؟! اهورا-........ -خوبی؟! و باز هم سکوت پاسخ سوالم میشود. اهورا-شب رو حس میکنی؟ سرم را بلند میکنم و ب آسمان نگاه میکنم،نگاهم را به ستاره ای میدهم ک پر نور تر از بقیه بود به ناگه خاموش شد زمزمه میکنم: اه خاموش شد صدایش را میشنوم:آرزو ها هم مثل ستاره ها محو میشن. پوفی میکند و از جایش بلند میشود به رویم لبخندی میزد و میگوید: بریم تو دیر وقته. نگاهش میکنم چشمانش برق خاصی میزد.سرم را تکان میدهم و بلند میشم. صدایش را میشنوم:شبت بخیر. بر میگردم و به رویش لبخند میزنم:شب توهم...خوب بخوابی. لبخندی تحویلم میدهد و راهی اتاقش میشود.
  3. پگاع*_*

    تا حالا عاشق شدی؟

    شدم😍😔..اما به اين اعتقاد دارم دوست داشتن از عشق برتر عشق يعني دوستي اگ اون طرف قبول نكنه دوست من باشه من چطوري ميتونم عاشقش باشم عشق هم ميخندونتت هم اشكتو در مياره
  4. گويا روماناي منم متروكه رفته بيرون بياريد 😭😔 رمان زندگي سياه من و رمان پناهم باش @مدیر ارشد+
  5. پگاع*_*

    جمله رو ادامه بده

    ک تحمل هر دردی ممکن است، الا دلتنگی... گذشته ها قابل تکرار نیستن....آدم هیچ وقت نباید ب خاطر قدیم ها غصه بخور کسی ک عزای گذشته را می گیرد پیر و عزادار است.
  6. پگاع*_*

    جمله رو ادامه بده

    خوش به حال سیندرلا... لنگه کفشش را جا گذاشت... یه لشکر آدم ب دنبالش گشتن... ما دلمان را جامیگذاریم.... هیچکس از ما سراغی نمیگیرد... انگار ک هیچ وقت نبوده ایم...!!!
  7. سال نو مبارك

  8. پگاع*_*

    مشاعره با اسم رمان (:

    یک دقیقه یلدایم باش
  9. پگاع*_*

    مشاعره با اسم رمان (:

    یک اشتباه یک تقاص
  10. پگاع*_*

    مشاعره با اسم رمان (:

    دالان بهشت
  11. پگاع*_*

    پیدا کردن رمان

    اولی که نفرین یک جسده عزیزم
  12. پگاع*_*

    مشاعره با اسم رمان (:

    شب تقدیر
  13. پگاع*_*

    مشاعره با اسم رمان (:

    نبايد عاشق ميشدم
×
×
  • اضافه کردن...